نزول عذاب بر اثر گناه و معصیت
از ابتدای خلقت انسان سنت الهی بر این منوال بوده که عده ای از گناهکاران را مجازات کرده تا درس عبرتی باشد برای آینده گان.
رانده شدن ابلیس از جمع فرشتگان با آن مقام و منزلتی که داشت، غرق شدن قوم نوح و هلاک شدن قوم عاد و ثمود. و نازل شدن عذاب بر قوم لوط و شعیب. غرق شدن فرعون با لشکریانش، به زمین رفتن قارون با گنجهایش.
همه این داستانها و قصه هایی که از امت های گذشته در قرآن بیان شده برای این است که ما پند و عبرت بگیریم تا به سرنوشت آنها دچار نشویم.
خداوند متعال پس از نازل کردن عذاب بر امتهای گذشته می فرماید: (فکلا اخذنا بذنبه فمنهم من ارسلنا علیه حاصباً و منهم من اخذته الصیحة و منهم من خسفنا به الارض و منهم من اغرقنا و ما کان الله لیظلمهم) ما هر یک از این امتها و گروهها را به سبب گناهی که انجام داده اند گرفتار و مواخذه کردیم. (فمنهم من ارسلنا علیه حاصبا) گروهی از آنان را با طوفان هلاک کردیم و گروهی را با باد مرگبار و گروهی را به زمین فرو بردیم. مانند قارون و گروهی را غرق کردیم، مثل فرعون و لشکریانش و در پایان آیه خداوند متعال می فرماید: ما نبودیم که بر آنها ظلم کردیم، بلکه آنان خودشان بر خویش ظلم کردند.
خداوند پس از پایان هر قصه عبرت آمیزی که در قرآن بیان کرده می فرماید: (و ما هی من الظالمین ببعید) این عذاب الهی برای ستم گران دورازانتظار نیست. یعنی در هر زمان و در هر مکان وقتی که انسان مرتکب گناه و معصیتی می شود، مورد مواخذه الهی قرار می گیرد. این سنت الهی است! (فلن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا) سنت الهی که همان عذاب و مواخذه بعضی از گناهکاران است تا قیام قیامت تغییر ناپذیر است. پس گناه و معصیت عواقب بسیار بدی هم برای فرد دارد و هم برای جامعه.
فهرست وار به چند مورد اشاره می کنم یکی از آثار و عواقب گناه این است که نورانیت ایمانی از چهره انسان دور می شود. قلب انسان بر اثر گناه و معصیت سیاه و کدر می شود و در نهایت این انسان، انسان بی رحم و سنگدلی می شود و همچنین گناه روزی انسان را کم و برکت را از مال و جان و اولاد انسان می گیرد.
گناه سبب گرفتاری ها و بیماریها و مشکلات در زندگی انسان می شود و در جامعه سبب ناامنی و تسلط دشمن می گردد و سبب گرانی و قحطی و خشکسالی می شود و همچنین سبب عدم اجابت دعاها می شود.
گناه عواقب بسیار وخیمی را به دنبال دارد، به همین خاطر خداوند متعال می فرماید: (و لو ان اهل القری آمنوا واتقو لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض) اگر اهل آبادی ها وتمام انسان ها ایمان بیاورند و تقوا داشته باشند و مرتکب گناه و معصیتی نشوند. ما دروازه های برکت خودمان را در آسمان و زمین بر روی آنها می گشاییم.
گناه در حقیقت نوعی ظلم به نفس است، اگر ضرر به خود انسان هم باشد باز هم ظلم است. ضرر رساندن به دیگران هم ظلم است. خداوند متعال در قرآن از گناه به عنوان ظلم به نفس نام می برد، چون در حقیقت عواقب وخیم گناه و معصیت به خود انسان برمی گردد.
(من یعمل سوء او یظلم نفسه و ما ظلمهم الله و لکن کانوا انفسهم یظلمون) کسی که عمل زشت انجام می دهدف یا بر خودش ظلم می کند. خدا بر آنها ظلم نمی کند آنها خودشان هستند که بر خودشان ظلم می کنند.
خداوند متعال در این دنیا عده ای را از گناهکاران را مجازات می کند تا دیگران عبرت بگیرند (و لنذقنهم من العذاب الادنی دون العذاب الاکبر لعلهم یرجعون) ما عذاب کمتر را در دنیا به آنها می چشانیم عذاب کمتر همان بیماری و گرفتاریها و مصیبت ها و بلاها است، ما این عذاب را به آنها می چشانیم، اما عذاب بزرگتر برای قیامت می ماند. چرا خدا این کار را می کند؟ برای اینکه انسانها به خود آیند و به خدا برگردند و دست از گناه و معصیت و ظلم و جور و ستم و کفر و نفاق بردارند.
حکمت عذابهای دنیوی این است که انسان متنبه شود، و فکر کند که چرا خداوند مرا به این مصیبت گرفتار کرد. چرا خداوند جامعه ای را به یک حادثه ای گرفتار می کند زلزله می فرستد طوفان می فرستد و یا خشکسالی چرا برای اینکه مردم بیندیشند، این عواقب گناه است اگر دعای پیامبر برای این امت نمی بود خداوند متعال همه این امت را از بین می برد پیامبر از خدا تقاضا کردند که پروردگارا همه امت مرا هلاک نکن چرا چون تبلیغ دین بعد از پیامبر چون پیامبر دیگری نخواهد آمد به عهده تک تک افراد این امت سپرده شده است و تا قیام قیامت اینها باید دین الهی را به نسلهای آینده منتقل کنند و برسانند به همین خاطر خداوند متعال دعای پیامبر را اجابت کرد و این امت را یک مرتبه هلاک نخواهد کرد اما گروهی را خداوند هلاک می کند تا گروه دیگر عبرت بگیرند (و لو یواخذ الله الناس بظلمهم ما ترک علیها من دابة و لکن یوخرهم الی اجل مسمی) خدا اگر انسانها را به خاطر گناه و معصیتی که انجام می دهند به خاطر ظلم به نفسی که انجام می دهند می خواست آنها را مجازات و مواخذه کند یک جنبنده ای در دنیا باقی نمی ماند شما قوم نوح را ببینید قوم نوح وقتی معصیت می کنند گناه و معصیت آنها به حدی می رسد که خداوند متعال دستور می دهد فقط تعدای از حیوانات و مخلوقات را با خودش در کشتی سوار می کند و سپس همه حیوانات و انسانها را غرق می کند حتی پیامبر می فرمایند بسیاری از پرنده گان در لانه هایشان از گرسنگی می میرند به خاطر گناه و معصیتی که انسانها انجام می دهند و فرمودند (و ان العبد الفاجر یستریح منه العباد و البلاد و الشجر و الدواب) وقتی که انسان فاسق و گناه کار می میرد هم انسانها از دست او راحت می شوند و هم درختها از دست او راحت می شوند و هم سرزمین خدا از دست او راحت می شود و هم حیوانان از دست او راحت می شوند یعنی این قدر انسان گناه کار و فاسق شومی به دنبال دارد برای مخلوقات خدا از این مهلت دادن خدا که به انسانها مهلت می دهد نباید ما را به خودمان مغرور کند که ما روز به روز به گناه خودمان ادامه بدهیم خدا مهلت می دهد اما گرفت خدا بسیار سخت است (و کذلک اخذ ربک اذا اخذ القری و هی ظالمة ان اخذه الیم شدید) خدا وقتی که یک آبادی را و یا جامعه را و یا گروهی را به عذابش گرفتار می کند و آنها به گناه خودشان ادامه می دهند آن وقت گرفت خدا بسیار دردناک است چرا چون گناه محارم خدا است همان طور که ما انسانها نسبت به محارم خودمان غیرت داریم غیرت خدا متناهی است آن قدر خدا نسبت به محارم خودش غیرت دارد که هیچ انسانی نسبت به ناموسش این غیرت را ندارد به همین خاطر پیامبر می فرمایند (و حد حدوداً فلا تعتدوها) خداوند یک حدودی را برای شما تعیین کرده است یک مرزهایی را برای شما تعیین کرده است یک خط قرمز هایی را برای شما مشخص کرده است که از آنها عبور نکنید نه تنها عبور نکنید حتی به آنها نزدیک هم نشوید (لکل ملک حمی الا و ان حمی الله محارمه) هر پادشاهی و هر حاکمی یک منطقه ممنوعه ای دارد که اگر شما می خواهید به آن منطقه وارد شوید تفتیش می شوید و بازدیدتان می کنند و نمی گذارند بدون اجازه به آن منطقه نزدیک شوید اما حاکم جهانیان آن منطقه قرق شده اش کجاست حرام ها منطقه ممنوعه خداست که انسان اگر نزدیک شد باید منتظر عذاب و مجازات دنیوی باشد و مجازات اخروی به جای خودش به هر حال گناه و معصیت عواقب بسیار وخیمی به دنبال دارد که مسلمان باید مواظب خودش باشد و از امتهای گذشته درس بگیرد ببیند که گنه کاران چه سرنوشتی پیدا کرده اند حکام ستمگر و انسانهای ظالم سرنوشتشان چه شده است اینها همه برای ما درس عبرت است اما حدیثی که عرض شد که پیامبر در 15 ماده بیان می فرمایند بسیار ارزشمند و پر محتوا است اگر چه ممکن است بیشتر مطالب این حدیث را من نتوانم عرض کنم حیاتی باشد در جلسات بعد عرض خواهم کرد پیامبر می فرمایند (اذا فعلت امتی خمس عشرة خصلة فقد حل بها البلاء قیل و ما هی یا رسول الله؟ قال اذا کان المغنم اولاً و اذا کانت الامانة مغنما و الزکاة مغرما و اطاع الرجل زوجته وعق امه و بر صدیقه و جفا اباه و ارتفعت الاصوات فی المساجد و کان زعیم القوم ارذلهم و اکرم الرجل مخافة شرة و شربت الخمور و ظهر الزنا و لبس الحریر و اتخذت القینات و المعازف و لعن آخر هذه الامة اولها فلیرتقبوا عند ذلک ریحا حمراء او خسفا اومسخا) وقتی امت من 15 تا خصلت داشته باشند بلاها بر آنها سرازیر می شود سوال شد یا رسول الله این 15 خصلتی که سبب نزول بلا می شود چیست اولین موردی که پیامبر فرمودند که سبب نزول بلا و مصیبت می شود این است مال و غنیمت را به عنوان سرمایه شخصی خودتان به حساب بیاورید چرا مال و ثروت در این حدیث ذکر شده است چون در حقیقت مال غنیمت و مال فی مال بیت المال است یعنی سرمایه بیت المال مملکت است به عبادت دیگر فرمودند کسی که سرمایه بیت المال مملکت را به عنوان مال شخصی خودش به حساب بیاورد و هر طور که بخواهد از این مال بیت المال استفاده کند و حساب و کتابی و قانونی در کار نباشد فرمودند اگر چنین اتفاقی افتاد و چنین خصلتی در جامعه اسلامی گسترش پیدا کرد آن زمان است که خداوند متعال آن جامعه و آن افراد را به عذاب دنیوی گرفتار می کند چرا چون حرمت بیت المال صد برابر بیشتر از حرمت مال یک فرد است در مورد مال یک فرد پیامبر می فرماید (کل المسلم علی المسلم حرام دمه و ماله و عرضه) مال مسلمان آبروی مسلمان و ریختن خون مسلمان بر هر مسلمان حرام است یعنی احدی حق ندارد که به مال مسلمانی تجاوز کند و مالش را به ناحق بخورد و یا بگیرد وقتی که مال یک شخص این قدر حرام است در حالی مال شخص را وقتی انسان بگیرد امید دارد که زمانی آن شخص او را ببخشد اما کسی که به بیت المال مسلمان دست درازی کند و حق حقوقی که مربوط به همه مسلمانان است در موارد خاصی که خودش می خواهد مصرف می کند گناه صد برابر بیشتر از دست درازی به مال یک شخص مسلمان است پس به همین خاطر است که اگر کسی به بیت المال مسلمانان تعدی کند سبب نزول عذاب الهی می شود دوم زمانی که انسانها امانت را مال غنیمت می شمارند یعنی چه یعنی اینکه توجهی به امانت نداشته باشند برای آنها خیانت در امانت خیلی مساله پیش پا افتاده ای است اهمیتی به امانت نمی دهند این امانت ابعداد مختلفی دارد یک امانت مربوط به خداست یک اماتنت امانتی است که مربوط به همه انسانها است و یک امانتی است که مربوط به شخصی واحد و یا چند نفری است در مورد امانتی که خدا به انسانها سپرده است خداوند می فرماید (انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولا) ما امانت را بر زمین و آسمان و کوهها عرضه کردیم یعنی این عرضه کردن اختیاری بود همه اینها از پذیرفتن امانت سرباز زدند و ترسیدند که نخواهند توانست حق امانت را ادا کنند این امانت را انسان پذیرفت این امانتی را که انسان پذیرفت چیست امانت خلافت در روی زمین که به تبعیت این خلافت مسئولیت بزرگی در عهده انسان گذاشته شده است یعنی تمام دستورات الهی امانت هستند آن چه را که خدا انسانها را از آن باز داشته اینها همه امانت هستند به طور مثال نماز امانت است اگر کسی در نماز کوتاهی کرد به امانت خدا خیانت کرده است و اگر کسی نماز نخواند که باز به جای خودش اگر زکات مالش را را نمی پردازد به این امانتی که خدا به او سپرده است خیانت کرده است حج امانت است روزه امانت است اسرار دیگران امانت هستند پیامبر فرمودند (المجالس بالامانة) در مجلسی یا مکانی بحث می شود که خصوصی است اگر شما این مطالب را به بیرون منتقل کردید در این اسرار خیانت کردید همه اسرار خانوادگی اسراری که کسی محرمانه به شما می گوید اگر شما این حرفهایی که به عنوان محرمانه و اسرار به شما گفته می شود اینها را فاش کردید و به دیگران انتقال دادید خیانت کردید اعضای بدن انسان تک تک آنها هر یک امانتی است که خدا به انسان داده است اینها امکانت هستند (ان السمع و البصیر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا) در روز قیامت از چشم هم سوال می شود از گوش هم سوال می شود از قلب و زبان از همه اعضای بدن انسان سوال می شود که این امانتها را چگونه به کار بردید از این امانتها چگونه استفاده کردید آیا در راه خلاف استفاده کردید آیا در راه خدا استفاده کردید باید در این مورد جواب دهید علم امانت است علم را باید به دیگران برساند اولاد انسان امانت هستند امانتهای الهی جنبه های گسترده ای دارد که من نمی خواهم وارد این بحث بشوم اما نوع دوم امانتی که مربوط به انسانها است پیامبر می فرمایند (اول ما تفقدون من دینکم الامانة) اولین چیزی که شما مسلمانان در دین از دست خواهید داد امانت است که متاسفانه این سخن پیامبر امروز تحقق پیدا کرده است بررسی کنید که چقدر از انسانها در جامعه اسلامی امانت دار هستند از مسئولین بالا بگیرید تا انسانهای پایین چقدر امانت را رعایت می کنند امانتی که آن همه دستورات اکیدی در قرآن داده شده است (ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها) خدا به شما دستور می دهد که امانتها را به صاحبانشان برگردانید پس خیانت در امانت در مال شخصی که در نزد انسان امانت گذاشته است و یا هر آنچه که در نزد انسان امانت است این از آن گناهانی است که سبب نزول عذاب الهی می شود سبب گرفتاری ها و مصیبت ها می شود اما یک امانتی امانتی است که متعلق به عموم مردم است پیامبر فرمودند (اذا ضیعت الامانة فانتظر الساعة قیل یا رسول الله و ما اضاعتها قال اذا و شد الامر الی غیر اهله فانتظر الساعة) هر زمانی که امانتها از بین بروند شما منتظر فرا رسیدن قیامت باشید قیامت نزدیک است سوال شد یا رسول خدا چگونه امانتها از بین می روند پیامبر به مهمترین آنها اشاره فرمودند هنگامیکه مسئولیتها در یک کشور اسلامی به افراد غیر اهل آن سپرده شود در این هنگام منتظر قیامت باشید باز در حدیث دیگر خیلی واضح تر بیان فرمودند (من ولی من امر المسلمین شیئا فولی رجلا و هو یجد من هو اصلح للمسلمین منه فقد خان الله و رسوله ) کسی که در یک کشور اسلامی مسئولیتی بر عهده گرفته است و سپس مسئولینی را مشخص می کند و یا پست های کلیدی و حساسی را به افرادی می دهد که افراد شایسته تر از این فرد در بین مسلمانان هستند اما این شخص این پست ها را به کسانی می دهد که این افراد شایسته این پست ها نیستند در نتیجه چه می شود پیامبر فرمودند این شخصی که پست های کلیدی و منصب ها را به انسانهای غیر شایسته داده است به خدا و پیامبر خیانت کرده است حضرت عمر هم می فرمایند (من ولی من امر المسلمین شیئا فولی رجلا لمودة او قرابة بینهما فقد خان الله و رسوله و المسلمین) کسی که در یک کشور مسئولیتی دارد آن پست های دیگر را به افرادی می دهد که خویشاوندش هستند به افرادی می دهد که دوستانش هستند یعنی آن پست ها را بین خویشاوندان و دوستانش تقسیم می کند فرمودند این شخص شخصی است که هم به خدا خیانت کرده است و هم به پیغمبر خیانت کرده است و هم به مردم خیانت کرده است این مسئولیتها امانتهای بسیار مهمی هستند که پیامبر این همه در مورد آن تاکید فرموده اند زیرا اکثر فساد و فحشا و فقر در کشورهایی وجود دارد که پست ها بین خویشاوندان و دوستان بر اساس روابط خویشاوندی تقسیم می شود یعنی نتیجه این نوع حکومتهای خانوادگی و خویشاوندی در دنیا این است که فقر و فساد و فحشا و بی عدالتی گسترش پیدا می کند همان طور که بعضی از حکومتهای بنی امیه و بنی عباس هم این روش را اعمال می کردند و یکی از علتهای انقلاب اسلامی بر علیه رژیم پهلوی این بود که رژیم پهلوی ثروت مسلمانان را که حق همه مردم بود در اختیار عده خاصی قرار داده بود و آنها به عنوان مال غنیمت از این بیت المال استفاده می کردند و عده ای هم از گرسنگی نان خالی هم نداشتند که بخورند اما عده ای در قصر ها نشسته بودند و زندگی می کردند پس این در حقیقت خیانت است خیانت به امانت اگر خیانت به امانت در این سه موردی که عرض شد در جامعه اتفاق افتاد خداوند متعال بلا را بر آن جامعه نازل می کند اما مطلب سوم این حدیث پیامبر اگر در یک زمانی در یک جامعه اسلامی زکات به عنوان جریمه محسوب بشود یعنی انسانها به عنوان یک جریمه آن را به حساب می آورند به عنوان یک خسارتی به حساب می آورند در حالی که خدا در اکثر آیات که دستور به نماز می دهد زکات را توام با نماز ذکر می کند اگر کسی زکات را به عنوان جریمه ای به حساب می آورد در این صورت چنین عذابی هم بر او نازل می شود چون یکی از فلسفه های زکات این است که در جامعه اسلامی امنیت و آسایش گسترش پیدا کند هرج و مرج و دزدی و ناامنی از بین برود و وقتی که در یک جامعه مردم و سرمایه داران و ثروتمندان زکالت مالشان را بپردازند روابط اخوت اسلامی مستحکمتر می شود محبت ها بین مسلمانا ن بیشتر می شود و دزدی و خیانت و همه مسایلی که امروز در جوامع اسلامی به طور گسترده ای رواج پیدا کرده است از بین می رود چرا چون کسانی دست به دزدی می زنند و کسانی دست به خیانت می زنند که نیازمند هستند محتاج هستند حضرت عمر بن عبد العزیز در زمان خلافتشان یحیی بن سعید را به آفریقا فرستادند برای جمع آوری زکات ایشان رفتند و زکات مسلمانان را جمع آوری کردند و نامه ای به خلیفه نوشتند که من مال زکات را جمع آوری کرده ام و احدی نیست که مال زکات را از من بگیرد من با این مال و ثروت هنگفتی که جمع آوری کرده ام چه کار کنم ایشان نامه ای نوشتند که تو از این مال و ثروت زکات که جمع آوری کرده ای بردگان را بخر و آزاد کن ببینید حتی تاریخ می نویسد در چهار قرن اول اسلام چهار صد سال بعد از هجرت پیامبر به طور عموم حکومتها حکومتهای سالمی بودند حاکمان حاکمان صالحی بودند و مردم متدین بودند قرن اول و دوم و سوم و چهارم تاریخ می نویسد که در این چهار قرن با تمام گستردگی حکومت اسلامی که از شرق به چین و از غرب به اقیانوس اطلس راه پیدا کرده بود فقط بیش از ده دست به خاطر دزدی قطع نشده است ببینید چهار صد سال فقط ده نفر دزدی می کنند که دستهای آنها قطع شده است چرا فلسفه آن چیست فلسفه آن این است که اسلام آمد سطح زندگی مردم را بالا برد سطح زندگی اقتصادی و فرهنگی و اخلاقی و علمی آنها را بالا برد آنها را نسبت به خدا آشنا کرد کمتر مرتکب خلاف می شدند اما امروز متاسفانه می بینیم که در آفریقا بیش از 250 میلیون گرسنه هستند آنهایی که حتی نان شب را ندارند اما این همه ثروت مسلمانان در کشورهای دنیا دارند این همه مسلمانان ثروتمند داریم ولی آنها دارند از گرسنگی می میرند بسیاری از فیلمهای تلوزیون را دیده اید که کودکانی از گرسنگی می میرند حتی یک لقمه نان ندارند و همین عدم احساس مسئولیت باعث شده است که دشمنان اسلام مسیحیت در جهان اسلام در هر نقطه ای که می بینند مسلمانان در فقر و بیچارگی زندگی می کنند در آن جا پایگاه برای خودش ساخته اند چرا چون به خاطر یک لقمه نانی که شکم مسلمانی را سیر می کنند دینش را از او می گیرند یعنی امروز مسلمانان دارند به خاطر سیر کردن شکمشان دینشان را از دست می دهند و مسیحی می شوند ده میلیون نفر در اندونزی در جنوب شرق آسیا در آفریقا مسیحی شده اند در یک اعلان که کلیسا می کند برای اینکه مسیحیت را گسترش دهد در کشورهای اسلامی در یک روز یک میلیارد دلار جمع آوری می شود برای چه برای اینکه می گویند ما باهر دلاری یک مسلمانی را مسیحی خواهیم کرد این جای تاسف نیست که ما مسلمانان این همه سرمایه داریم اما به برادر مسلمان خودمان کمک نمی کنیم زکات یک فریضه مهمی است که امنیت جامعه را تضمین می کند بقای امت اسلامی را بیمه می کند بقای دین را بیمه می کند این در واقع سهمی و حقی است که خدا در اموال اغنیاء تعیین نموده است مال خودمان نیست خدا وقتی که مال و ثروتی به یک انسان می دهد باید شکرش را ادا کند آن حق و حقوقاتی را که خدا در این مالش تعیین نموده است را ادا کند حق خودش نیست سهمی است که تعیین شده باید بدهد روزی شخصی به نام ثعلب منافقی بود نزد پیامبر آمد و عرض کرد یا رسول الله دعا کنید که خدا به من پول و سرمایه ای بدهد پیامبر فرمودند سرمایه کمی که انسان داشته باشد و بتواند شکر خدا را به جا آورد بهتر است از آن سرمایه زیادی که انسان نتواند شکر و سپاس خدا را به جا آورد سرمایه هر قدر که زیاد می شود انسان را از خدا دور تر می کند باز دو مرتبه آمد و گفت یا رسول الله دعا کنید که من سرمایه دار بشوم پیامبر فرمودند آیا تو دوست نداری که مثل پیامبر خدا باشی اگر من اراده کنم از خدا بخواهم تمام کوهای طلای دنیا به دنبال من حرکت خواهند کرد اما من به همین زندگی فقیرانه قناعت می کنم باز قانع نشد منافق منافق است مرتبه سوم آمد و گفت یا رسول الله دعا کنید من دوست دارم سرمایه دار شدم در راه خدا خرج کنم به فقرا کمک کنم و هر کسی که نیاز داشت به او کمک کنم رسول الله هم دعا کردند بعد گوسفند گرفت و آنها مانند حشرات زاد و ولد کردند آن قدر گوسفندانش زیاد شد که دیگر در مدینه جایی نبود و به خارج از مدینه رفت کم کم نماز جماعت را ترک کرد و به نماز جمعه نمی رسید بعد دید که در خارج مدینه هم برای گوسفندانش جایی نیست ازاطراف مدینه دور شد دیگر نه به نماز جماعت حاضر می شد و نه به نماز جمعه می آمد روزی پیامبر خدا کسی را فرستادند که زکات گوسفندانش را جمع آوری کند دو نفر را فرستادند وقتی که این دو نفر رفتند تا زکات گوسفندانش را بگیرند گفت این زکات یک جریمه ای بیش نیست شما می خواهید مرا جریمه کنید مالیات از من بگیرید اینها آمدند نزد پیامبر و عرض کردند ثعلب چنین گفت فوراً آیه نازل شد خداوند آیه نازل کرد (و منهم من عاهد الله لئن اتانا من فضله لنصدقن و لنکونن من الصالحین فلما اتاهم من فضله بخلوا و تولوا و هم معرضون) بعضی از انسانها بعضی از منافقین هستند که با خدا عهد و پیمان می بندند که اگر خدا به آنها مال و ثروتی بدهد در راه خدا خرج خواهند کرد اما وقتی خدا به آنها مال و ثروتی می دهد بخل می ورزند و پشت می کنند به اسلام و خداوند متعال نفاق را در قلبهای آنها قرار داد انسان وقتی که سرمایه کم دارد برایش زکات دادن هم مشکل نیست ولی وقتی که سرمایه انباشته می شود میلیاردها بدست می آورند اینها متاسفانه زکات نمی پردازند وقتی که محاسبه زکات را می کنند می بینند که باید چندین میلیون زکات بدهند آن وقت سه دشمن در مقابل آنها قرار می گیرد آنها را از دادن زکات باز می دارد نفس اماره شیطان و همچنین بخل این سه دشمن در مقابل انسان قرار می گیرند و این فرد زکات را به عنوان جریمه تلقی می کند و نمی پردازد و وقتی که ثروتمندان در جامعه ای زکات مالشان را نپرداختند و به عنوان جریمه فرض کردند در این حالت است که خداوند متعال عذابش را هم بر آن فرد و هم بر آن جامعه نازل می کند و این سه مطلب بود از آن 15 مطلب حدیث پیامبر پیامبر در روایت دیگری می فرمایند (ما تلف مال فی بر و لا بحر الا بحبس الزکاة) مال و ثروت انسان از بین نمی رود و ور شکسته نمی شود مگر به خاطر این که زکات مالش را نداده است پس ثروتمندان آنهایی که ثروت دارند مواظب باشند که ندادن زکات عواقب بسیار خطرناکی دارد برای خودشان اگر در زندگی خودشان این اتفاق نیفتاد این بدبختی ها و گرفتاریها فرزندانشان اولادشان را در بر خواهد گرفت خواهد شد آنها گرفتار خواهند شد پس سعی کنیم که ما خودمان را و فرزندانمان را و نسلمان را به عذاب الهی گرفتار نکنیم.