عوامل و اسباب ضعف و ناتوانی مسلمین
وضعیت رقت باری که امروز مسلمانان با آن دست و پنجه نرم می کنند، یکی از مهمترین عوامل ضعف و ناتوانی مسلمین، دور شدن آنها از خدا و روی آوردن به شیطان است.
خداوند متعال در آیات مختلف انسانها را از دو دشمن خطرناک، دشمن درون و برون (دشمن داخلی و خارجی) بر حذر داشته است. خداوند می فرماید: (الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین) ای فرزندان آدم، آیا من به شما سفارش نکردم که شیطان را عبادت نکنید، او دشمن آشکار شما است؟.

خداوند متعال پیروی از شیطان را عبادت شیطان تلقی می کند. زیرا انسان هر کسی را که عبادت می کند در حقیقت از او اطاعت می کند. اطاعت از شخص یعنی عبادت کردن ازاو! کسی که از دستورات خدا اطاعت می کند، خدا را عبادت می کند و کسی که از دستورات شیطان پیروی و اطاعت می کند در حقیقت شیطان را عبادت می کند.
خداوند متعال می فرماید: من به شما سفارش کردم که شیطان را عبادت نکنید، یعنی از دستورات او پیروی نکنید و درباره نفس می فرماید: (افرایت من اتخذ اللهه هواه) آیا آگاه شدید از آن کسی که هوا و خواهشات نفسانی اش را معبود خودش قرار داد ه است. یعنی پیروی از هوا و خواهشات، معبود قرار دادن هوا و خواهشات نفسانی است.
درباره اهل کتاب می فرماید: اهل کتاب علمایشان را به عنوان معبود قرار دادند! و وقتی از پیامبر سوال می شود آنها چگونه علمایشان را معبود قرار داده بودند در حالی که آنها علمایشان را عبادت نمی کردند؟ فرمودند: آیا زمانی که آنها چیزهایی را حلال و یا حرام می کردند، پیروان آنها از آنها پیروی نمی کردند؟ گفتند: چرا! فرمودند: همین عبادت است.
مهمترین عامل گمراهی انسان، پیروی از هوا و خواهشات نفسانی است و مهمترین عامل عقب افتادگی انسانها، هواپرستی است و مهمترین و یا بزرگترین مانع در برابر دعوت انبیا هم همین هواپرستی است.
خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید: (فان لم یستجیبوا لک فاعلم انما یتبعون اهواءهم و من اضل فمن اتبع هواه بغیر هدی من الله) ای پیامبر اگر سخن شما را نپذیرفتند، اگر به سخن شما پاسخ مثبت ندادند، بدانید و آگاه باشید که آنها از هوا و خواهشات نفسانی شان پیروی می کنند و کسی که از هوا و خواهشات دنفسانی اش پیروی کند، از او گمراه تر کسی نیست.
انسان هوا پرست انسانی که از هوا و خواهشات نفسانی اش پیروی می کند، هم خودش گمراه است و هم دیگران را گمراه می کند و از راه حق و سعادت باز می دارد. به همین خاطر پیامبر می فرمایند: (الکیس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت و العاجز من اتبع نفسه هواها و تمنی علی الله) انسان عاقل و انسان هوشیار آن انسانی است که نفسش را تابع خودش قرار می دهد و نمی گذارد که نفس بر او تسلط پیدا کند، نمی گذارد که نفس بر او امر و نهی کند. بلکه نفسش را کنترل می کند.
پیامبردر دعاهایشان مرتب می فرمودند: پروردگارا یک چشم بر هم زدن مرا به خودم وامگذار! چون نفس دشمن بسیار خطرناکی است، دشمنی که نه دیده می شود و نه مکان و زمان مشخصی دارد و نه جای مشخصی دارد. فرمودند: انسان عاقل کسی است که نفسش را تابع قرارمی دهد و محاسبه می کند و نمی گذارد که نفسش از کنترل او خارج شود. اما انسان عاجز و ناتوان و انسان جاهل انسانی است که از هوا و خواهشات نفسانی اش پیروی می کند و آرزوهایی هم در سر می پروراند.
حضرت علی (رض) می فرمایند: من از دو چیز بر شما می ترسم، یکی پیروی کردن از هوا و خواهشات نفسانی که انسان را از رسیدن به حق باز می دارد. دوم: آرزوهای طولانی که سبب نسیان و فراموشی آخرت می شود.
یکی از علتها و سبب های ضعف و ناتوانی مسلمانان همان تغییر در رفتار و کردار و گفتار و افکار آنها است. خداوند در قرآن با صراحت می فرماید: (ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم) خداوند متعال هیچ گاه سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد، یعنی اگر قومی عزت دارد آنها را ذلیل نمی کند. اگر ثروتمند هستند آنها را فقیر نمی کند و اگر در رفاه و آسایش هستند، آنها را به تنگناهای زندگی گرفتار نمی کند و اگر نیرومند هستند آنها را ضعیف و ناتوان نمی کند، مگر اینکه خود این انسانها در رفتار و در کردار و در گفتارو در افکارشان در اعتقاداتشان تغییر و تحول ایجاد کنند. زمانی که انسان خودش در رفتار و کردار ودر اعتقادات خودش تغییر ایجاد کند، خداوند هم سرنوشتش را دگرگون می کند.
یکی از علتهای ضعف مسلمانان همین دگرگونی است که ما در خودمان ایجاد کرده ایم! دگرگونی هم در دنیا اجتماعی است، بر خلاف آخرت که مجازات انفرادی است. یعنی احدی به جای دیگری مجازات نمی شود. (و لا تزر وازرة وزر اخری و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری) هیچ کس بار گناه دیگری را حمل نمی کند، نه پدر از فرزند و نه فرزند از پدر. احدی به داد و فریاد کسی آن روز نمی رسد، هر تلاشی که انسان انجام داده و هر عملی که انجام داده است، ثمره اش را در آن دنیا می بیند و به جای دیگر مجازات نمی شود.
اما در دنیا اگر عده ای در یک جامعه ای مرتکب گناه و معصیت بشوند و دیگران سکوت کنند، همه آنها گنه کار محسوب می شوند و خداوند وقتی که سرنوشت آن قوم را تغییر می دهد، سرنوشت همه را تغییر می دهد.
سبب دوم: ضعف و ناتوانی مسلمانان دوری جستن از قرآن است. یکی از نقشه های پلید دشمنان اسلام از صدر اسلام تا به امروز این بوده که بتوانند مسلمانان را از قرآن دور کنند و با فرامین و دستورات الهی آنها را بیگانه کنند. لذا تبلیغات و تهاجمات فرهنگی که بوده و هست و خواهد بود همه اینها برای این است که جوانان ما را از توجه به قرآن از توجه به این کتاب هدایت بخش الهی باز دارند.
کتابی که پیامبر (ص) می فرمایند: (ان الله یرفع بهذا الکتاب اقواما و یضع به آخرین) قرآن کتابی است که خداوند متعال انسانهایی را به وسیله این قرآن عزت می دهد، یعنی آنهایی که به قرآن عمل می کنند و آنهایی که قرآن را به عنوان اساس نامه زندگی شان قبول دارند و به آن عمل می کنند. خداوند متعال به آنها عزت می دهد و انسانهایی که به قرآن عمل نمی کنند و انسانهایی که با قرآن بیگانه هستند، انسانهایی که از قرآن فاصله گرفته اند، خداوند متعال در همین دنیا آنها را ذلیل و خوار می کند.
قرآن سرچشمه معرفت الهی است. (ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم و یبشر المومنین الذین یعلمون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا) این قرآن انسانها را به بهترین راه و استوارترین راه که راه سعادت انسانها است راهنمایی می کند و به مومنینی که عمل صالح و شایسته انجام می دهند، به آنها بشارت می دهد که برای آنها اجر و پاداش بسیار بزرگی است.
قرآن ستون خیمه عدالت است! قرآن خورشید تابناکی است که در پرتو این قرآن انسانها به سرمنزل مقصود می رسند، قرآن شفای دردهای پنهان و آشکار امت اسلامی است. اگر ما به قرآن چنگ بزنیم و عامل به قرآن باشیم از این وضعیتی که امروز در جهان داریم نجات پیدا می کنیم.