مولانا فاروقی امام جمعه محترم اهل سنت بیرجند

آیه ای که تلاوت شد خداوند متعال در این آیه می فرماید: "إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتي كُنتُم توعَدونَ" به یقین کسانی که گفتند پروردگار ما خدا است، سپس بر این ایمانی که آورده اند استقامت ورزیدند. "تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ" فرشتگان بر آنها نازل میشوند هنگام مردن و به آنها بشارت می دهند (اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ) که نه ترسی برای آنها است و نه آنها اندوهگین می شوند.
اولا در رابطه با کلمه ان الذین قالوا ربنا الله تعبیرهای مختلفی شده است؛ حضرت ابوبکر صدیق (رض) در رابطه با این آیه می فرمایند: (ربنا الله) یعنی اینکه انسان به خداوند متعال ایمان بیاورد و در این ایمانش استقامت داشته باشد، یعنی عمل صالح انجام دهند.
می فرمایند ایمان به خدا یعنی عمل صالح همانطور که در بسیاری از آیات قرآن هم ایمان و عمل صالح توام با هم ذکر شده است (إِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ إِنّا لا نُضيعُ أَجرَ مَن أَحسَنَ عَمَلًا) آنهایی که ایمان آورده اند و عمل صالح و شایسه انجام داده اند ما اعمال آنها را هیجگاه ضایع نخواهیم کرد، پاداش آنها را کامل به انها خواهیم داد.
ایمان بدون عمل و عمل بدون ایمان هیچ ارزشی ندارد، به همین خاطر در بسیاری از آیات ایمان و عمل صالح توام با هم ذکر شده و تنها شعار "لا اله الا الله" گفتن یا شعار دادن که من مسلمان هستم، من مومن هستم برای نجات انسان کافی نیست؛
وقتی پیامبر برای اولین بار مشرکین را در کوه صفا دعوت می دهند و همه جمع می شوند پیامبر اولین کلمه ای که خطاب به مشرکین می فرمایند (قولوا لا اله الله تفلحوا) شما لا اله الا الله بگویید رستگار می شوید، عده ای زیادی خشمگین می شوند، ابولهب به صاحت مقدس پیامبر بی ادبی واهانت می کند و عده ای ناراحت می شوند در حالی که گفتن "لا اله الا الله" به تنایی هیچ مشکلی و ضرری ندارد و آنها می دانستند به دنبال گفتن "لا اله الا الله" مطالب دیگری است کسی که می گوید "لا اله الا الله" کسی که می گوید من مسلمان و مومن هستم باید به مقتضای "لا اله الا الله" عمل کند چون آنها می دانستند بعد از گفتنن "لا اله الا الله" و ایمان آوردن وظیفه بسیار سنگینی بر دوش دارند که باید عمل کنند، آن عمل کردن به دستورات خدا و پیامبر!
تنها شعار دادن کافی نیست، شعار وقتی توام با عمل نباشد یعنی شعار بدون شعور است، شعار با شعور زمانی ارزش دارد که انسان به آنچه که می گوید عمل کند.
لذا خداوند متعال در قرآن در رابطه با مسلمانان و اهل کتاب می فرماید: چون بحثی وقتی در بین مسلمانان و اهل کتاب به وجود می آید اهل کتاب می گویند ما به بهشت خواهیم رفت و دین ما بر حق است، مسلمانان می گفتند ما به بهشت خواهیم رفت. خداوند متعال یک قانون کلی را برای همه بیان می کند می فرماید: (لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ) رفتن به بهشت نه به آرزوها و شعار دادن مسلمانان تحقق پیدا می کند و نه به شعار دادن و ادعای اهل کتاب (مَن يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ) هر انسانی که عمل زشتی انجام دهد مرتکب گناه و معصیت بشود کیفر می بیند عذاب خودش را می بیند.
(وَ لَا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیّاً وَلَا نَصِیراً) و غیر از خدا برای خودش هیچ یار و یاور و دوستی را نخواهد یافت، تنها یار و یاور و دوست همه انسانها خدا است.
و بعد می فرمایند: (وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا) هر کسی که عمل صالحی انجام می دهد چه مرد باشد و چه زن باشد و ایمان هم داشته باشد اینها به بهشت داخل می شوند خدا قانون کلی را بیان می کند، ایمان و عمل صالح است که انسان را به بهشت داخل می کند.
همان طور که در آیه دیگر می فرماید: (إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) آنهایی که در دین استقامت می ورزند.
پس از ایمان آوردن پای بند دستورات خدا و پیامبر هستند از حرام ها و گناهان اجتناب می ورزند، برای آنها نه ترسی است در آینده و نه ازآنچه که از دست داده اند اندوهگین هستند، اینها از اهل بهشت هستند پاداش آنها همان عمل صالح آنها است.
به هر حال پس استقامت در دین این است که انسان ایمان و عمل صالح داشته باشد و تعریفی که حضرت ابوبکر صدیق در رابطه با استقامت فرمودند این است ایمان و عمل صالح یا فرمودند: کسانی ایمان آورده اند و در ایمانشان استقامت می ورزند که به خدا شرک نورزند حضرت عمرفاروق در رابطه با این اِیه می فرمایند استقامت در دین است که انسان به دستورات خدا عمل کند و از حرام ها اجتناب کند. حضرت عثمان ذی النورین (رض) در رابطه با این آیه می فرمایند (الاستقامة الاخلاص في العمل) این که در اعمالی که انسان انجام می دهد اخلاص داشته باشد چون اگر در عملی که انسان انجام می دهد اخلاص نباشد ارزشی ندارد.
(أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ) خداوند متعال فقط عملی را قبول می کند که عمل فقط برای خدا باشد و در آن ذره ای از ریا و خودنمایی نباشد و حضرت علی (رض) در رابطه با تفسیر (إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا) می فرمایند: انجام دادن فرائض اگر انسان پای بند فرائض الهی باشد نجات پیدا می کند.
استقامت در دین این است که انسان پای بند اعمال صالح باشد و عملی که انجام می دهد در آن اخلاص باشد (فَمَن کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِکْ بِعِبادةِ رَبِّهِ أَحَدا) کسی که امیدوار ملاقات پروردگارش است که پروردگارش را ملاقات کند باید عمل صالح انجام دهد و در عمل صالحی که انجام میدهد مخلوقی را به خدا شریک نسازد.
استقامت در دین این است که انسان همه چیز را از آن خدا بداند همان طور که پیامبر می فرمایند هر زمانی که سوالی داشتید فرزند می خواهید و شفا می خواهید مشکلی دارید از خدا سوال کن هر گاه که کمک می خواهید کمکی که در دست خداست کمکهای دنیوی را مخلوقات هم می توانند انجام دهند در مشکلاتی که غیر از خدا کسی دیگر نمی تواند حل کند انسان باید از خدا کمک بخواهد و یقین داشته باشد که اگر تمام مخلوقات انسانها و جنات جمع بشوند و بخواهند به انسان نفع و ضرری برسانند نمی توانند مگر انچه را که خدا برای انسان مقدر کرده است.
استقامت در دین این است که انسان عملی که انجام می دهد برای خدا باشد و مخلوقی را با خدا شریک نسازد صوفیان بن عبد الله سقفی از پیامبر سوال می کند (قُلْ لِي في الإِسلامِ قَولاً لا أَسْأَلُ عنْه أَحداً غيْركَ) ای پیامبر به من یک سخنی را یک نصیحتی را بفرمایید که بعد از شما نیاز نباشد که من از کسی دیگر بپرسم؛ پیامبر تمام اسلام و ایمان و اعمال صالح را در یک جمله خلاصه فرمودند (قُلْ: آمَنْت باللَّهِ: ثُمَّ اسْتَقِمْ) اول به یگانگی پروردگار اعتراف کن، توحید داشته باش، موحد باشد، بعد از اینکه موحد بودی به آن چه که مقتضای "لا الا اله الله" است عمل کن در عمل کردن به دستورات شریعت طبق دستوراتی که شریعت بیان کرده است.
بعضی وقتها ممکن است نماز بخوانیم و نماز هم هیچ اثری در رفتار و کردار ما نداشته باشد این نماز طبق آن دستورات شریعت انجام نشده شرایط واجبات و سنتها اجرا نشده به همین خاطراین نماز واقعی نیست، اگر نماز واقعی باشد آن دستور خدا و آن فلسفهای خدا برای نماز بیان کرده تحقق پیدامی کند (وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ) نماز را به پا دارید اما هدف از به پا داشتن نماز این است که شما را از فحشا و گناه و معصیت باز بدارد.
اگر این اثر را در رفتار و کردار ما نداشت ما باید در نماز خود تجدید نظر کنیم که در کجای نماز اشکال دارد که این اثر در ما به وجودنیامده است که به غیبت دادن و دروغ گفتن ادامه می دهیم در کجا اشکال وجود دارد، باید نماز خود را صحیح کنیم، اگر نماز را درست خواندیم این اثر را صد در صد مشاهده می کنیم.
پیامبر فرمودند: (قُلْ: آمَنْت باللَّهِ: ثُمَّ اسْتَقِمْ) ایمان به خدا بعد استقامت در اعمال صالح و اجتناب و پرهیز از منهیات و حرام ها بعضی وقتها ممکن است، انسان با فشارها و مصیبت ها و مشکلاتی که دارد از کوره در برود و از انجام بعضی امور دین شان خالی کند، این دیگر استقامت نیست، استقامت این است که انسان تا لحظه ای که حیات دارد حتی جانش را باید فدا کند.
اما امری از امور دین را ترک نکند و شانه خالی نکند، پیامبر فرمودند وقتی سوال شد یا رسول الله بعضی از موهای محاسن شما سفید شده فرمودند سوره هود مرا پیروکرد وقتی سوال کردند که کدام آیه اینقدر روی شما اثر گذاشته فرمودند آن آیه ای که خدا خطاب به پیامبر فرمود (فَاستَقِم كَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَكَ وَلا تَطغَوا ۚ إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ) ای پیامبر استقامت داشته باش همان طور که به تو دستور داده شده ابولیث سمرقندی فقیه بسیار بزرگی عالم بسیار بزرگی در رابطه با استقامت می فرمایند استقامت این است که انسان ده مورد را رعایت کند و آن را لازمه خودش قرار بدهد و پای بند به آن باشد.