مقام و منزلت سنت در اسلام
(لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوعلیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین)
موضوع این هفته در رابطه با اهمیت مقام و منزلت سنت در اسلام است. متاسفانه امروز می بینیم که جای خیلی از سنت ها را در زندگی ما بدعتها فرا گرفته است و هر قدر هم در رابطه با اهمیت سنت، صحبت شود. شاید حق مطلب ادا نشود.

همان طور که قرآن وحی خداوند است و بر پیامبر وحی شده است، سنت هم وحی الهی است. الفاظ قرآن همه از طرف خداست، اما سنت حکم و دستور آن از طرف خدا به پیامبر نازل شده است.
پیامبر با الفاظ مبارک خودشان آن مطلب و حکم را بیان کرده اند، برای اثبات اینکه سنت وحی الهی است. آیات زیادی در قرآن نازل شده است.
یکی از آن آیات این است (و ما ینطق عن الهوی ان هو ان وحی یوحی) پیامبرهیچگاه از هوا و خواهشات نفسانی با شما صحبت نمی کند. آنچه را که پیامبر به شما می گوید، وحی الهی است.
پس سنت مجموعه سخنان پیامبر، عمل پیامبر و تقریر پیامبر است. (تقریر یعنی اینکه اصحاب و یاران رسول خدا عملی را انجام داده اند پیامبر آن عمل را مشاهده کرده و منع نفرموده و سکوت کرده اند) این سکوت پیامبر در برابر عمل صحابه دلیل بر این بوده است که این عمل، عمل مشروعی بوده و سنت است.
کسی که به سنت اعتقاد نداشته باشد به قرآن اعتقاد ندارد، زیرا بسیاری از آیات و الفاظ قرآن را خداوند متعال مجمل بیان کرده وتفسیر و توضیح آن را بر عهده پیامبر گذاشته است.
در آیات مختلف خدا بیان می کند (وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون) ما قرآن را بر تو نازل کردیم برای اینکه بیان کنی برای مردم آنچه بر تو نازل شده است. یعنی بیان قرآن بر عهده پیامبر گذاشته شده است.
چند مثال بیان می کنیم تا به اهمیت دستور پیامبر پی ببریم، که دستور پیامبر همان دستور خداست. بسیاری از آیاتی که در مورد احکام آمده مجمل بیان شده است. (اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة) نماز به پا دارید و زکات بدهید.
در هیچ آیه ای از آیات قرآن نمی بینیم که خداوند متعال تعداد رکعت های نماز را بیان کرده باشد، که نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء چند رکعت است.
فرایض و واجبات و سنت های نماز چیست، همه اینها توسط پیامبر با گفتار و عمل پیامبر بیان شده است. (صلوا کما رایتمونی اصلی) شما نماز بخوانید، همان طور که من نماز می خوانم. یعنی پیامبر عملا طریقه خواندن نماز را به صحابه می آموختند و هم توضیح می دادند که در قیام یا در رکوع و سجده چه بگوید و نماز را چگونه شروع نمایند و چگونه به پایان برسانند.
در آیات قرآن دستور داده شده که زکات بدهید، اما در هیچ آیه ای نمی بینید که نصاب زکات یا مقداری که شخص باید زکات بپردازد در آن آیه گفته شده باشد. مقدار همه اینها توسط سنت بیان شده است.
یا در آیه ای بیان شده است (و لیطوفوا بالبیت العتیق) حاجی که برای حج یا عمره می رود باید دور خانه کعبه طواف کند. اما چند دور باید دور خانه کعبه طواف کند، این را پیامبر بیان کرده اند. در قرآن تعداد طواف ذکر نشده است.
یا در مورد نماز خواندن در مقام حضرت ابراهیم هر شخصی وقتی که طواف می کند، باید دو رکعت در مقام حضرت ابراهیم بخواند. در این مورد آیه داریم (واتخذوا من مقام ابراهیم مصلی) که در مقام حضرت ابراهیم نماز بخوانید. اما چند رکعت بخوانیم این را پیامبر فرموده اند.
یا حرام بودن طلا برای مردها و بسیاری از احکام دیگر که ما در اسلام داریم که در قرآن آیه ای در مورد آنها ذکر نشده است.
به همین خاطر پیامبر فرمودند: (یوشک ان یقعد الرجل علی اریکته یحدث بحدیثی فیقول بین و بینکم کتاب الله فما وجدنا فیه حلالاً استحللناه و ما وجدنا فیه حراماً حرمناه الا وان ما حرم رسول الله مثل ما حرم الله الا انی اوتیت الکتاب و مثله معه) زمانی فرا خواهد رسید که انسانهایی خواهند آمد و خواهند گفت: هر چه که در قرآن است، ما قبول داریم. (هر چه که خدا در قرآن حلال کرده است را حلال می دانیم) و هر چه را که حرام کرده است، حرام می دانیم. پیامبر فرمودند بدانید و آگاه باشید آنچه را که رسول خدا حرام کرده مانند آن چیزی است که خدا حرام کرده است. بدانید قرآن که بر من نازل شده مانند قرآن هم بر من نازل شده است. یعنی تفسیر قرآن و تعبیر و بیان قرآن بعهده پیامبر سپرده شده است.