صداقت و دروغ ا
مولانا فاروقی امام جمعه محترم اهل سنت بیرجند

همان طور که در جلسه قبل هم در رابطه با گناهان زبان و آفت های زبان مطالبی عرض شد صداقت و دروغ هم مربوط به همین زبان است که (اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ) عضو بسیار کوچکی است اما اگر آن را در اطاعت از شیطان به کار بگیریم گناه آن بسیار عظیم و بزرگ است.
سیاه بودن پیشانی دلیلی بر کثرت نماز و اخلاص نیست، اخلاص یعنی اینکه انسان در رفتار و کردار و گفتارش صداقت داشته باشد، صداقت از بزرگترین و ارزشمندترین اخلاق انسانی است و دروغ از زشت ترین و بدترین اخلاق است.
هیچ خلصتی زبان بارتر و خطرناک تر از دروغ نداریم، بسیاری از مشکلات و ناهنجاریها و گرفتاریها و دشمنی ها و اختلافاتی که امروز ما در بین انسانها و خانوادهها مشاهد میکنیم از دروغ سرچشمه میگیرد.
بسیاری از جدایی هایی که در بین خانواده ها انجام میگیرد به خاطر دروغی است که زن و مرد به یکدیگر می گویند، به خاطر عدم صداقت زن و مرد می بینیم که زندگی از هم می پاشد و دو نفر که برای یک عمر با هم ازدواج کردند از یکدیگر به خاطر همین دروغ جدا می شوند.
دروغ درجاتی دارد؛ دروغ بعضی افراد بسیار خطرناک تر و گناهش بسیار بیشتر از بعضی دیگر است، درغ گفتن یک حاکم به ملتش و دروغ گفتن یک مسئول به مردم گناهش چند برابر دروغ یک فرد معمولی است، دروغ گفتن دوست به دوستش، دوستی که به دوست خودش اعتماد و اطمینان دارد اگر دوستش به او دروغ بگوید این خیانت بسیار بزرگی محسوب میشود. درغ گفتن تاجر به مشتری برای اینکه او را بفریبد و یا مال و ثروت بیشتری از او بگیرد این هم گناهش چندبرابر است، دروغ گفتن یک شریک به شریکش که به همدیگر اعتماد دارند به خاطر اینکه حقش را پایمال کند، گناهش بیشتر است.
یکی از زیانهاد و ضرر های دروغ این است که اعتماد انسانها نسبت بک یکدیگر سلب می شود، انسانها به یکدیگر اعتمادی ندارند.
در زمان های گذشته وقتی که مسلمانان به هم معاملاتی می کردند چون ایمان و تقوا و صداقت داشتند در معاملات هیچ نیازی به گذاشتن سند یا چک و صفته یا سوگند خوردن یا قراردادهای آنچنانی که امروز انجام می شود وجود نداشت و مبنای معاملات تقوا و صداقت بود.
اما امروز به خاطر گسترش خیانت و اختلاص و دروغ و فساد و اینها باعث شده است که انسانها به یکدیگر اعتماد ندارند، وقتی دو مسلمان با شناختی که از یکدیگر دارند و می خواهند معامله های انجام دهند تمام باید سند یا چک یا قرار داد یا امثال اینها در کار باشد اینها به خاطر گسترش دروغ است.
صداقت اساس فضایل اخلاقی مسلمانان است و سعادت دنیا و آخرت انسان هم در سعادت و صداقت است.
خداوند متعال در قرآن کریم صدق و صداصت یا صادقین را توام با تقوا ذکر می کند (یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ) ای مومنین تقوا پیشه کنید از خدا بترسید و به دستورات خدا عمل کنید و همراه راستگویان باشید در شان نزول این آیه روایت می شود که پیامبر (ص) در جنگ تبوک مردم را تشویق کردند برای شرکت در جنگ و خودشان شرکت داشتند 3000 نفر از مردم مدینه برای رفتن با جنگ با مشرکین آماده شدند و تنها منافقین و بیمارانی که توان شرکت در جنگ را نداشتند در مدینه باقی ماندند.
اما سه نفر از اصحاب و یاران پیامبر از مسلمان های دیندار و متدین و با تقوا به خاطر عذرهایی که داشتند در این جنگ شرکت نکردند کعب بن مالک (رض) یکی از این سه نفر است که خودش این مطالب را نقل می کند می گوید: من در روز اول در شهر ماندم و همراه با مسلمانان و پیامبر همراه نشدم علتش این بود که با خودم گفتم من اسب تیزرویی دارم امروز کارهایم را انجام می دهم و فردا می روم فردای آن روز گفتم کارهایم تمام نشده من می توانم به پیامبر ملحق شوم امروز و فردا کردم تا اینکه برایم مشخص شد که رسیدن به پیامبر امکان پذیر نیست، ناراحت در کوچه های مدینه می گشتم و فقط منافقین و افراد بیمار را می دیدم که در آنجا بودند.
پیامبر وقتی که پیروز برگشتند منافقین هر یکی عذری در محضر پیامبر پیش کرد و پیامبر برای ایشان دعا کردند و طلب استغفار کردند کعب بن مالک می گوید که من با خودم فکر کردم که در برابر خشم پیامبر چکار کنم؛ به ذهنم رسید شیطان وسوسه کرد که تو هم مثل بقیه دروغی را بگو و پیامبر برای تو دعا خواهند کرد وجدانم به من اجازه نداد که دروغ بگویم عزم کامل گرفتم و تصمیم گرفتم که با صداقت در محضر پیامبر حاضر شوم.














