جمعه آخر ماه رمضان 97 (صبر و مواسات و همدردی)

 

مولانا غلام حیدر فاروقی امام جمعه محترم بیرجند

ماه رمضان ماه صبر و پاداش صبر هم بهشت است وماه مواسات وهمدردی است.

این دو درس را ما در این ماه تمرین کردیم و آموختیم تا اینکه در یازده ماه دیگر سال به آن جامه عمل بپوشانیم.

صبر یکی از صفات بارز انبیا است، خداوند متعال به پیامبرعظیم الشان اسلام دستور می دهد و می فرماید: (فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ) ای پیامبر در برابر مشکلات دشواریهای دعوت صبر کن و به خاطر اذیت و آزار کفار و مشرکین برای عذاب آنها عجله نکن همان طور که انبیا وپیامبران اولوالعزم قبل از شما صبر کردند.

صبر ازصفات بارز انبیا است، صبر یکی از خصلت های اساسی دین مبین اسلام است، یکی از معجزات قرآن که اخیرا کشف شده این است که کلمات متضادی که در قرآن به کار رفته است با هم مساوی است، به طور مثال کلمه صبر 120 مرتبه در قرآن به کار گرفته است و در مقابل آن کلمه ضد آن شدت هست و شدت که به معنی دشواریها است هم 120 مرتبه در قرآن ذکر شدهاست.

یعنی انسان در ازای هر سختی و مشکلی باید صبر و شکیبایی داشته باشد در همه امور دنیا انسان باید صبر و شکیبایی داشته باشد، اگر کسی می خواهد به مدارج بالای علمی برسد باید در ازای مشکلات و موانعی که در سر راه او وجود دارد صبر و شکیبایی داشته باشد تا به هدفش برسد.

اگر کسی می خواهد پروژه ای عظیمی به پایان برساند باید صبر کند، اگر کسی می خواهد عفیف و پاکدامن باشد و چشمش را از حرام با بدارد باید با نفسش مبارزه کند و مبارزه با نفس هم نیاز به صبر دارد.

همان طور که پیامبر می فرمایند: (الْمُجَاهِدُ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ فِي طَاعَةِ اللهِ)  مجاهد واقعی کسی است که با نفسش جهاد و مبارزه می کند و جلوی نفسش را می گیرد تا مرتکب خطا و گناهی نشود.

کسی که می خواهد زاهد و پارسا باشد و حب دنیا در قلبش جای نگیرد و آز و طمع دنیا او را نیازارد باز هم نیاز به صبر دارد و باید به آن چه که دارد قناعت کند و صبر داشته باشد.

کسیکه می خواه جلوی خشم غضبش را بگیرد و کاری را انجام ندهد یا سخنی بر زبان نیاورد که بعد پشیمان شود نیاز به صبردارد، کسی که می خواهد انفاق کند مالی را در راه خدا انفاق کند در برابر بخل و وسوسه شیطان که از شیطان (الشَّيطانُ يَعِدُكُمُ الفَقرَ) شیطان انسان را از فقر می ترساند باید در مقابل شیطان و بخل مقاومت کند و این مقاومت نیاز به صبر دارد.

صبر عبادتی است که خداوند متعال اجر و پاداش آن را بدون حساب می دهد، برای همه عبادات خدا یک حد و مرزی تعیین نموده است.

اما در رابطه با صبر می فرماید: (إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ) اجر و پاداش صبر کنندگان حساب وکتاب ندارد، چون یکی ازبزرگترین عبادات است.

پیامبر(ص) می فرمایند: (الأناة من الله تعالى، والعجلة من الشيطان) بردباری از طرف خدا است، یک نعمت و هدیه ای است که از طرف خدا به انسان ها داده میشود و عجله کار شیطان است.

حاتم بن حسم(رح) می فرماید: (العجلة من الشيطان إلا في خمسة) عجله درست است کار شیطان است اما در پنج محل (فإنها من سنة رسول الله صلى الله عليه وسلم) عجله کردن سنت پیامبر است پس در هر جایی عجله کردن کار شیطان نیست واین پنج مورد (إطعام الطعام إذا حضر الضيف) یکی انسان وقتی مهمانی برای انسان می آید انسان او را منتظر نگزارد و از او پذیرای کند، متاسفانه تکلفاتی که امروز داریم باعث شده است که عده زیادی از ما مسلمانان از مهمان داری می ترسیم در حالی که وقتی مهمان وارد شد هرکس هست غذا هر چی هست از او پذیرایی کند.

ادامه نوشته

اهمیت دعا و شرایط قبولی آن

 

مولانا فاروقی امام جمعه محترم اهل سنت بیرجند

پیامبر(ص) فرمودند: که برای هر روزه دار (عند فطره دعوة لا ترد) هنگام افطار یک دعایی است که اجابت می شود و رد نمی شود.

هر روزه داری در ماه رمضان یک دعای مستجابی دارد، چون ماه ماه دعا است.

موضوع این بحث در رابطه با اهمیت دعا و شرایط قبولی آن است، دعای یکی از عباداتی است که با سرشت انسان ها اجیر شده است؛ زیرا حس خدا پرستی و خدا خواهی در سرشت همه انسان ها عجین شده است.

هر انسانی اعم از مسلمان و غیر مسلمان هنگام گرفتاری و مصیبت زمانی که وسایل دنیوی کارگر نیست و جواب نمی دهد به خدا پناه می برد، در درگاه خدا التماس و تضرع می کند، حالا چه مسلمان باشد چه غیر مسلمان!

خداوند متعال برای ارتقاع روح انسان و رسیدن انسان به کمال بندگی انسان ها را موظف به دعا نموده است تا بندگان خدا ارتباطشان را با خدا قطع نکنند در همه لحظات و در همه حالات با خدا در تماس باشند.

انسان در برابر حوادث و مصیبت ها ضعیف و ناتوان است و برای جبران این ضعف و ناتوانی جز کمک گرفتن از خدا و جز دعا و تضرع چاره ای دیگر ندارد.

دعا شفای بیماری های روحی و روانی است، روانشناسان توصیه می کنند برای این که به بیماری روانی و روحی دچار نشوید درد دلتان را به دیگران بازگو کنید و هیج گاه ناراحتی هایی که دارید در قلبتان نگه ندارید.

فطرتا انسانها وقتی ناراحت هستند و گرفتری و مشکلی دارند دوست دارند مشکلشان را با دوست صمیمی خودشان یا اعضای خانواده شان در میان بگزارند و همین مطرح کردن از غم و اندوه انسان می کاهد.

وقتی انسان یقین دارد همه چیز دست خدا است. اگر سوالی دارید از خدا سوال کنید، اگر کمک می خواهید از خدا کمک بخواهید مشکل گشا،  حاجت روا و شفا دهنده همه دست خدا است.

چه بهتر است انسان وقتی مشکل و گرفتاری دارد درد دلش را با خدا در میان بگذارد دست به دعا بردارد و بگوید خدایا حل این مشکل دست توست آن چه که من از تو می خواهم همه دست توست.

وقتی انسان دست به دعا بر می دارد و با پروردگارش راز و نیاز می کند مسلما از آن غم و اندوه و مشکلاتش کاسته می شود.

خدا می فرماید: (وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي) وقتی بندگان من در مورد من خد از تو پیامبر سوال کردند یک گروه نزد پیامبر رفتند و عرض کردند. یا رسول الله اگر خدا نزدیک هست صدای ما را می شنود راز و نیاز ما را می شنود درد دلی که ما مطرح می کنیم خدا میشنود که ما آهسته دعا کنیم، اگر خدا دور است که صدای ما به خدا نمی شنود تا ما بلند بلند دعا کنیم؟

آیه نازل می شود (وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي) وقتی بندگان من از تو سوال کردند که من نزدیک هستم یا دور؛ به آنها بگو (فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ) من نزدیک هستم.

همان طور که در آیه دیگر می فرمایند: (وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) من از شاهرگ گردن به انسان نزدیک تر هستم.

ادامه نوشته

سبقت گرفتن در کارهای خیر

مولانا فاروقی امام جمعه محترم اهل سنت بیرجند

 

پیامبر خدا میفرمایند: هیچ ماهی بهتر از ماه مبارک رمضان برای مسلمانان وجود ندارد، اگر مسلمانان می دانستند که چه خیر و برکاتی در ماه مبارک رمضان نهفته است آرزو می کردند که تمام سال رمضان باشد .

ماه مبارک رمضان ماه بهار قرآن است، ماه انقلاب در روح و جسم است، ماه مبارزه با نفس است، ماه آموختن صبر و شکیبایی است، ماه تقویت ایمان است، ماه تقویت رابطه انسان ها با خدا است، خیر و برکتی که ماه رمضان دارد در هیچ ماه دیگر وجود ندارد.

پیامبر می فرمایند: (مَنْ قَامَ رَمَضَانَ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ) کسی که ماه رمضان را بایقین و ایمان و طلب اجر ثواب روزه میگیرد یا شب ها را نماز تراویح و نماز شب می خواند خداوند متعال گناهان گذشته اش را می بخشد.

در حدیث دیگر پیامبر میفرمایند: (إِذا جَاءَ رَمَضَانُ، فُتِّحَتْ أَبْوَابُ الجنَّةِ، وغُلِّقَت أَبْوَابُ النَّارِ) وقتی ماه مبارک رمضان فرا میرسد درهای بهشت به روی بندگان روزه دار گشوده می شود و درهای جهنم بسته میشود (وصُفِّدتِ الشياطِينُ) و شیطان های سرکش به زنجیر کشیده می شوند.

در تمام لحظات شب و روز ماه رمضان منادی خدا ندا سر می دهد ای کسی که در یازدهماه گذشته سال مشغول گناه و معصیت بودی، اما ماه رمضان ماه رحمت و مغفرت است، دست از گناه بردار؛ ای آن انسان و مسلمانی که تو دنبال خیر و نیکی هستی این ماه را دریاب، بهترین فرصت است برای زاد و توشه، برای این سفری که همه ما در پیش داریم.

خداوند متعال دراین ماه مبارک رمضان به بهانه های مختلف دستی را که بلند میکنیم به درگاه خدا، یک تسبیح و ذکری را بر زبان جاری می کنیم خداوند رحمتش را برای ما جاری می کند.(يَسْتَجِيبُ دُعَاءً) و ماه اجابت دعا است.

پیامبر می فرمایند: (ثَلاثَةٌ لا تُرَدُّ دَعْوَتُهُمْ وَالصَّائِمُ حِينَ يُفْطِرُ) سه نفر یا سه گروه هستند که دعای آنها رد نمی شود اول: دعای روزه دار، چون در روایت دیگر می فرمایند برای روزه دار دعای است که هرگز این دعا رد نمی شود خصوصا وقت افطار.

یکی از کسانی که در این ماه دعایش اجابت می شود انسان روزه دار است.

دوم: (الإِمَامُ الْعَادِلُ) دومین کسی که دعایش مستجاب میشود حاکم عادل است، حاکمی که تبعیضی بین ملتش قائل نمی شود، حاکمی که در بین ملت او گرسنه ای شب نخوابد، حاکمی که به فکر مردم باشد و همان طور که در صدراسلام خلفا اینچنین بودند، حاکمی که  بر کسی ظلم نکند، این حاکم؛ حاکم عادل دعای اومستجاب می شود.

سومین کس که دعایش مستجاب می شود (وَدَعْوَةُ الْمَظْلُومِ) دعای مظلوم و ستمدیده است،

بترس از آه مظلومی که هنگام دعا کردن/ اجابت از درحق بحر استجاب آید.

آنهایی که انسان های بی گناهی را می کشند انسان های مظلومی را شکنجه می کنند و به شهادت می رسانند باید بدانند که اگر چه دیر یا زود دعای مظلوم اجابت خواهد شد.

ماه، ماه اجابت دعا است؛ (ینظر الله الی تنافسکم فیه) و خداوند متعال در این ماه مبارک رمضان به مسابقه شما بندگان به رقابت و پیشتازی شما بندگان روزه دار نگاه می کند.

(ویباهی بکم ملائکته) خداوند هم در نزد فرشتگان معصومش مباهات می کند که ببینید بندگان من با داشتن دو دشمن قوی نفس و شیطان اما مطیع دستورات من هستند.

(فأروا الله من أنفسکم خیرًا) پس در این ماه مبارک رمضان شایستگی خودتان را به خدا نشان دهید، خدا می داند اما عملا شایستگی خود را نشان دهید. (فإن الشقی من حرم فیه رحمة الله) برای اینکه بدبخت آن انسانی است که ماه مبارک رمضان فرا می رسد و تمام میشود اما رحمت خدا شامل او نمی شود و محروم می ماند و با همان گناهانیکه وارد ماه رمضان شده با همان گناهان ترک می کند.

ماه مبارک رمضان ماه مسابقه است و سبقت در کارهای خیر؛ خیر چست؟ در قرآن مجید از رفتار و گفتار شایسته و عملی که مطابق بافطرت باشد از آن به عنوان معروف یا صالح یا احسان و خیر نام برده شده است.

و از گناه به عنوان ناهنجاریهای اجتماعی و ضد اخلاقی و ضد فطرت نام برده شده است.

به عبارت دیگر خیری که این همه در آیات و روایات آمده عملی است که برای جسم و روح انسان مفید باشد و هر عملی که برای جسم و روح انسان مضر باشد زیان آور باشد اسمش هست شر.

خیر هم برای جسم و روح انسان مفید است و هم سعادت دنیا و آخرت را به دنبال دارد.

مسابقه در اعمال خیری صفت معمولی نیست؛ خداوند در قرآن صفات انبیا و متقین و انسانهای شایسته و دوستانش را که بیان می کند می فرماید (إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعينَ) انبیا در کارهای خیر ازیکدیگرسبقت میگرفتند، مسابقه میدادند پیشی می گرفتند در همه حالتها در حالت امید و ترس و در همه حالتها خدا را می خواندند و در مقابل خدا فروتن وخاشع و عاجزبودند.

در رابطه با مومنین می فرمایند: (وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ) ای مومنین خطاب به همه مسلمانان است، سبقت بگیرید مسابقه بدهید در آن اعمالی که سبب مغفرت گناهان شما می شود در اعمال صالح سبقت بگیرید، در کارهای خیری که سرانجام آن بهشتی در انتظار شما است که پهنای آن به اندازه آسمان ها و زمین است، (أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ) خدا میفرماید این بهشت برای متقین یعنی انسان های پرهیزگار آماده شده است.

بعضی از صفات متقین را خدا بیان میکند (الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) متقین کسانی هستند که انفاق در راه خدا می کنند، در همه حالتها، در حالت خوشحالی، غم و ناراحتی، در حالتی ثروت و مال داری، در حالت تنگدستی، در همه حالتها انفاق می کنند.

آنهایی که خشمشان را هنگامی که عصبانی می شوند فرو می برند، اگر به همین کلمه که در این آیه آمده جوانان عمل کنند این همه طلاق و جدایی و ازهم پاشیدن خانواده ها اتفاق نمی افتد، در چنین حالت اگر شما خشمتان را فرو بردید و کلمه طلاق را نگفتید آن وقت مومن و متقی هستید (الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ ۗ)

صفت دیگر این است که آنها اگر کسی به او ظلم کرده آنها را مورد عفو و بخشش قرار می دهند انتقام نمی گیرند.

سبقت گرفتن در کارهای خیر دو واژه در قرآن ذکر شده؛ یکی سرعت، یکی سبقت است. خدا می فرماید: در کارهای خیر از یکدیگر پیشی بگیرید سبقت بگیرید (فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ) آنهایی که مسابقه می دهند در کارهای نیک و شایسته آنها مقربان درگاه خدا هستند.

ادامه نوشته

ضرورت حضور یک نماینده اهل‌سنت در جمع کاندیداهای انتخابات هیات‌رئیسه مجلس

رئیس فراکسیون اهل سنت مجلس شورای اسلامی از پیشنهادی برای حضور یکی از نمایندگان اهل سنت در بین کاندیداهای انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبر داد.

رئیس فراکسیون اهل سنت مجلس شورای اسلامی از پیشنهادی برای حضور یکی از نمایندگان اهل سنت در بین کاندیداهای انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبر داد.

جلیل رحیمی جهان آبادی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: در جلسه صبح سه‌شنبه فراکسیون امید درباره انتخابات هیئت‌رئیسه مجلس یکی از گزینه‌ها این بود که برای همه پستهای هیئت‌رئیسه کاندیدا معرفی کنیم. به عنوان رئیس فراکسیون اهل سنت پیشنهادی را مطرح نمودم که در انتخابات هیئت رئیسه جدید از اهل سنت و بانوان کاندیدا داشته باشیم.

وی افزود: با توجه به اینکه احتمالاً اعضای فراکسیون مستقلین ممکن است کاندیدای اهل سنت در هیئت رئیسه داشته باشند لازم است اجماع بین نمایندگان اهل سنت از فراکسیون‌های مختلف مجلس صورت گیرد تا نهایتاً درباره کاندیدای اهل سنت به گزینه واحد برسیم تا شانس رای آوری با اجماع اعضای فراکسیونهای مختلف باشد و امیدواریم همکاران ما در فراکسیونهای امید، مستقلین و پیروان ولایت در رای به حضور نماینده اهل سنت در هیات رئیسه کمک کنند، چون این اقدام در شرایط کنونی کشور به همدلی و همگرایی در کشور یاری خواهد رساند.

رحیمی جهان آبادی در پایان خاطرنشان کرد: ما معتقدیم چنانچه هیئت‌رئیسه مجلس ترکیبی از تنوع فکری و سیاسی، مذهبی و جنسیتی جامعه باشد، مدیریت و اداره مجلس راحت‌تر و مردمی‌تر انجام خواهد شد و این امر به مشارکت بیشتر نمایندگان در فعالیتهای مختلف مجلس، خواهد انجامید.

تجلیل عالم بزرگ شیعی از صحابه و خلفا [رضی الله عنهم]

  ابوالفتوح علاوه بر نقل حکایات و روایات، گاه در مورد بعضی از صحابه از القاب یا جملات دعایی استفاده می‌نماید که به گونه ای حکایت از منقبت آن صحابه می‌کند؛ مثلا هر جا (سیزده مورد) از خلیفه اول نام می‌برد، لقب «صدیق» را برای او به کار می‌برد.
 

دیدگاه ابوالفتوح رازی درباره صحابه [رضی الله عنهم]

وی در تفسیر خود به مناسبت‌هایی ‌در ذیل آیات، روایاتی را نقل می‌کند که در این روایات، به صراحت و یا به اشاره از صحابه پیامبر]رضی الله عنهم[ به صورت نوعی یا به صورت شخصی تجلیل می‌شود...

 ابو الفتوح در تعریف صحابه نوشته است:

 «و الذین اتّبعوهم باحسان»، گفت آنان بودند که از پس سابقان ایمان آوردند از مهاجر و انصار گفتند: آنان بودند که در عهد صحابه پس از رسول ایمان آوردند. در عرف آنان را که در عهد رسول در خدمت بودند و در صحبت او بودند، ایشان را صحابه گفتند، و آنان را که پس از عهد رسول بودند تابعین، و آنان که پس از ایشان بودند اتباع تابعین. آنگه حق تعالی جمع کرد از میان همه در رضای خود گفت: «رضی الله عنهم و رضوا عنه»، خدای تعالی راضی است از ایشان، و ایشان از خدای راضی اند. «وأعد لهم جنات تجری تحتها الأنهار»، بجارده ست برای ایشان بهشت‌هایی ‌که در زیر درختان آن جوی‌ها ‌می‌رود.(روض الجنان، ج۱۰، ص۱۸)

 ابو الفتوح رازی تفسیر خویش را با درود بر پیامبر و خاندان او و اصحاب آن حضرت آغاز می‌کند:

و درود بر رسول او که سید پیغمبران و ختم مرسلان است و بر اهل البیت او که ستارگان زمین و پیشوایان دین اند، و بر یاران او بزرگان و اخیار از مهاجر و انصار.

 وی در تفسیر خود به طور وسیع به نقل آرای اجتهادی صحابه و تابعین در تفسیر آیات پرداخته و توجه ویژه ای به فهم ایشان از آیات مبذول داشته است؛ اما این مطلب به منزله اعتبار مطلق قائل شدن وی به آرای اجتهادی ایشان در تفسیر نیست.

 استناد ابوالفتوح در تفسیر و تبیین آیات به روایات صحابه به گونه ای است که نظیر آن در میان عالمان شیعی کمتر یافت می‌شود.

ایشان در تفسیر خود از حدود دو هزار روایت برای تفسیر و شرح آیات و معارف قرآنی بهره برده است. از این رویکرد پیداست که تفسیر قرآن به وسیله روایات در نزد ابوالفتوح از جایگاه بلندی برخوردار است. ایشان ترجیح یک احتمال از محتملات آیات متشابه را با روایات امکان پذیر می‌داند و تفسیر قرآن بدون استناد به روایات و اخبار رسول و ائمه (ع) را تفسیر به رأی می‌داند. از این روی سعی بلیغی در نقل روایات برای روشن شدن تفسیر آیات دارد.

ابوالفتوح در تفسیر خود در نوع عملکرد و روش چنان به روایات صحابه اهمیت می‌دهد که از جهت تعداد، روایات صحابه در تفسیر ایشان بسیار بیشتر از روایات اهل بیت(ع) است و از جهت دیگر، با این روایات با تسامح برخورد کرده است و به نقد و بررسی سندی و دلالی این روایات نپرداخته است.

نتیجه طبیعی و قهری روش وی، ارتقای جایگاه صحابه ]رضی الله عنهم[ در تفسیر روض الجنان است، به خصوص که ایشان گاهی علاوه بر استفاده از روایات صحابه، بدون نقد و بررسی، به بیان دیدگاههای صحابه در کنار نظر اهل بیت(ع) برای تفسیر آیات می‌پردازد، بدون این که بین آنها قضاوتی کند و نظر اهل بیت(ع) را ترجیح دهد. از این قبیل موارد، در تفسیر ایشان کم نیست؛ مثلا ایشان در ذیل آیات سوره قدر، اقوال مختلفی را از صحابه در مورد شب قدر می‌آورد و در کنار آن به روایات اهل بیت(ع) اشاره می‌نماید، بدون این که قضاوتی بین آنها کند و اقوال اهل بیت(ع) را ترجیح بدهد:

   «علما در او خلاف کردند. بیشترینه ایشان گفتند: یعنی شب تقدیر و فصل احکام و تقدیر قضایا آنچه خواهد بودن در سال از آجال و ارزاق و اقسام، همه در این شب کنند... و روایت کرد ابو الضحی از عبد الله عباس که... سعید جبیر گفت: ... ابو بکر وراق گفت: ... سهل بن عبد الله گفت: ... صحابه خلاف کردند در او . بعضی گفتند: این در عهد رسول بود. ... تا به قیامت باشد. ابو مرثد گفت از ابوذر غفاری ... این یک روایت است از عبد الله مسعود، و مذهب ابو حنیفه است ... این قول عبد الله عمر است و حسن بصری و سعید جبیر ... ابو رزین گفت: ... حسن بصری گفت: ... و این مذهب اهل البیت است و شافعی. و ابو هریره خبری دگر روایت کرد ... و امیر المؤمنین علی گفت ... ابو سعید خدری گفت ... و عبد الله عمر گفت ... ضمره بن عبد الله گفت ... عبد الله عباس گفت: عمر خطاب صحابی رسول را ... و عبد الله عمر گفت... ابن کعب را پرسیدند... ابو بکر وراق را پرسیدند . یکی را از بزرگان صحابه پرسیدند ... حسن بصری ... ابو هریره روایت کرد ... عبد الله عباس روایت کرد . و روایت کرد ابو الضحی از عبد الله عباس ... سعید جبیر گفت .... ابو بکر وراق گفت ... سهل بن عبد الله گفت ...»( روض الجنان، ج ۲۰، ص ۳۴۱-۳۵۷ )

 وی در تفسیر خود به مناسبت‌هایی ‌در ذیل آیات، روایاتی را نقل می‌کند که در این روایات، به صراحت و یا به اشاره از صحابه پیامبر به صورت نوعی یا به صورت شخصی تجلیل می‌شود ؛ مثلا ایشان در ذیل «بسم الله الرحمن الرحیم» به مناسبت اهمیت بلند خواندن این آیه، روایتی منتسب به امام رضا(ع) نقل می‌کند:

«از رضا(ع)، روایت کردند، از پدرش کاظم از پدرش صادق که او گفت:... آل محمد علیهم السلام اجماع کردند بر آنکه آواز بر باید داشتن بدین آیت (آیه بسمله) و بر قضای نماز شب به روز باید کردن، و قضای نماز روز به شب و در صحابه رسول خیر باید گفتن [عبارت عربی روایت: و على أن یقولوا فی أصحاب النبی(ص) أحسن قول]»( همان، ج ۱، ص ۴۹ – ۵۰)

 در جایی دیگر ابوالفتوح یک حکایت روایی را نقل می‌کند که در ضمن آن، به جایگاه خلیفه اول و خلیفه دوم اشاره شده است:

«در خبر است که: مردی نام او حنظله از جمله صحابه رسول در راه می‌آمد و می‌گفت: من منافقم من منافقم، بر خود ندا می‌کرد. ابوبکر پیش او بر افتاد، گفت: چرا چنین می‌گویی؟ گفت: من چون پیش رسول میباشم، دلم ترسان است و چشم گریان است، و چون از پیش او به درآیم و به خانه باز روم، آن رقت دل برود و به خنده درآیم، می‌ترسم که این نفاق باشد. ایشان در این بودند، عمر]رضی الله عنه[ نیز به ایشان رسید و این حدیث بشنید. ایشان گفتند: ما نیز همچنین باشیم. آنگه به یک جا پیش رسول آمدند و از رسول(ص) بپرسیدند. رسول گفت: این نفاق نباشد، به خدای که اگر شما هم بر آن حال بماندی که پیش من باشی، فرشتگان در راه شما را مصافحه کردندی و دست در دست شما نهادندی».( همان، ص ۱۳۵)

 

در موضعی دیگر ایشان سخنی را از خلیفه سوم نقل می‌کند:

«... از اینجاست حدیث عثمان عفان، ما تمنیت منذ أسلمت، أی ما کذبت؛ گفت: تا اسلام آوردم، دروغ نگفتم».( همان، ج ۲، ص ۵۲)

 همچنین یکی از اختصاصات تفسیر روض الجنان نسبت به تفاسیر شیعی قبل از آن، استفاده از حکایات و داستانهایی در ذیل آیات است. ابو الفتوح در بسیاری از موارد برای تبیین مفاد بعضی از آیات و برای نزدیک کردن معانی بلند آیات، از حکایات و قصص استفاده می‌برد.

ظاهرا هدف ایشان از نقل این مطالب واقعی یا تخیلی، این بوده است که معارف بلند قرآنی را در حد فرهنگ عمومی و فهم عموم تنزل دهد و یا این که مصداق عینی از مفاد آیه را در قالب حکایت و داستان به مخاطب ارائه دهد.

در این میان، ابوالفتوح در بین حجم فراوانی از این گونه داستانهای حکایاتی را نقل می‌کند که به صراحت یا اشاره به تجلیل صحابه می‌پردازد؛ مثلا ایشان در ذیل آیه ۱۹۰ بقره: «و قاتلوا فی سبیل الله الذین قاتلونکم ولا تعتدوا إن الله لا یحب المعتدین» حکایتی را نقل می‌کند که مفاد آن ذکر مناقبی از خلیفه اول است:

 «عطاء بن أبی رباح روایت کند که: چون ابوبکر (الصدیق)، یزید بن ابی سفیان را به عمل شام فرستاد، به تشییع او بیرون آمد، یزید سوار بود و ابوبکر پیاده با او می‌رفت و او را وصایت می‌کرد. یزید گفت: یا خلیفه رسول الله! یا برنشین، یا من نیز پیاده شوم. گفت: من بر ننشینم و تو پیاده نشوی، من این گام‌ها ‌در سبیل خدای برمی دارم، تو را وصایت میکنم به وصایایی؛ باید که نگاه داری...»( همان، ج ۳، ص ۷۱)

 ابوالفتوح در ذیل آیه‌ای دیگر حکایتی درباره خلیفه دوم نقل می‌کند:

«عمر بن عبدالعزیز روایت کند که یک روز عمر خطاب پیری را دید از اهل ذمت که بر در سرایی سؤال می‌کرد. عمر گفت: انصاف نیست که ما از تو جزیت می‌ستدیم تا جوان بدی، چون پیر شدی، صدقه به تو ندهیم. آنگه اجرایی پدید کرد از بیت المال».( همان، ج ۴، ص ۸۲)

 همچنین ابوالفتوح در ذیل آیات « أَلَا یَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ* لِیَوْمٍ عَظِیمٍ* یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ»، بعد از توضیح مختصری در مورد مفاد آیات حکایتی را در مورد عبدالله عمر نقل می‌کند:

«... راوی خبر گوید: یک روز عبدالله عمر این سورت(سوره مطففین) می‌خواند، به این آیت (آیه «یوم یقوم الناس لرب العالمین») رسید چندان بگریست که بیفتاد و دگر نتوانست خواندن».( روض الجنان، ج ۲۰، ص ۱۸۳)

 ابوالفتوح علاوه بر نقل حکایات و روایات، گاه در مورد بعضی از صحابه از القاب یا جملات دعایی استفاده می‌نماید که به گونه ای حکایت از منقبت آن صحابه می‌کند؛ مثلا هر جا (سیزده مورد) از خلیفه اول نام می‌برد، لقب «صدیق» را برای او به کار می‌برد(ر.ک: همان، ج ۳، ص ۷۰ و ۲۴۵؛ ج ۵، ص ۲۷۸؛ ج ۶، ص۱۲۵؛ ج۷، ص۵؛ ج ۹، ص۲۵۲و ۲۵۳؛ ج ۱۰، ص ۸۴؛ ج ۲۰، ص ۱۵۲، ۲۵۵، ۳۰۴ و ۴۲۰) و یا در بعضی موارد بعد از واژه «صحابه رسول» تعبیر «رضی الله عنه» را استعمال می‌کند. برخی از این تعابیر بدین شکل است:

- صحابه رضی الله عنهم. (ر.ک: همان، ج ۱، ص۴۸؛ ج ۲، ص۲۰۳؛ ج۱۴، ص ۷۲)

- صحابه رسول رضی الله عنهم. (ر.ک: همان ج ۱، ص ۵۰ و ۱۲۴؛ ج ۸ ص ۳۲۷)

- اصحاب محمد رضی عنهم. (ر.ک: همان، ج ۲۰، ص ۱۵۰)

- اصحاب رسول الله رضی عنهم. (ر.ک: همان، ج ۲، ص ۳۲)

- اصحاب او از مهاجر و انصار رضی الله عنهم. (ر.ک: همان، ج ۱۰، ص ۶۴)

- عمار یاسر، حذیفه بن یمان، عبدالله رضی الله عنهم. (ر.ک: همان، ج ۷، ص۶)

- عبیده حارث و حمزه بن عبدالمطلب و جعفر بن ابی طالب رضی الله عنهم. (ر.ک: همان، ج ۱۵، ص ۳۸۱)

- ابن مسعود رضی الله عنه. (ر.ک: همان، ج ۱، ص ۱۲)

نکته جالبی را که در پایان این مبحث باید یادآوری کرد، این است که مرحوم سید محسن عاملی در کتاب اعیان الشیعه وقتی از کتاب شرح شهاب الاخبار ابو الفتوح یاد کرده، می‌نویسد که وی در این کتاب روایت‌های ‌بسیاری در فضیلت خلفای سه گانه آورده، به سخن او بنگرید:

«روح الأحباب و روح الألباب فی شرح الشهاب ألفه باسم تاج الدین و الشهاب هو جمعه القاضی القضاعی من کلام النبی صافی الأحکام و المواعظ و الآداب و الحکم، فی الریاض: رأیت نسخه من شرح الشهاب فی طهران و أخرى فی هراة و هو حسن الفوائد و أدرجه الاستاد (المجلسی) فی بحار الأنوار و قد أورد فی شرح الشهاب عند قوله: احفظ لی اصحابی فانهم خیار امتی، طرفا من الأخبار فی فضائل الخلفاء الثلاثه». (اعیان الشیعه، ج6، ص126)

 حجت الاسلام مهدی مهریزی

منبع: کتاب «اندیشه های تقریبی ابوالفتوح رازی» صص181-