حضرت عایشه صدیقه رضیاللهعنها مادر مؤمنان جهان
نویسنده: عبدالرحیم مرجانی
بالاترین
افتخاری که برای حضرت عایشه میتوان ذکر کرد این است که بنابر تصریح
احادیث و روایات صحیح، حضرت عایشه رضیاللهعنها در هر دو جهان به شرف
همسری سرور کائنات، محبوب رب العالمین حضرت محمد صلیاللهعلیهوسلم نایل
شده است.
ولد و پرورش
بعد
از بعثت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در خانهای مملو از صدق و صفا و
ایمان، خانهای که قبل از دیگران پرتوهای آفتاب نبوت بر آن تابید و نور
توحید و یکتاپرستی در آن ظاهر شد، در سال چهارم بعثت دختری دیده به جهان
گشود که نامش را "عایشه" گذاشتند.
آری! قبل از اینکه عایشه متولد بشود،
پدر و مادرش در زمرۀ یاران و عاشقان خدا و رسولش قرار گرفته بودند و همین
امرسبب شد تا این طفل معصوم، آلوده شرک و بتپرستی نگردد، بلکه درهمان
لحظه تولد، نور توحید در قلبش جای گیرد و در زیر آفتاب صداقت و ایمان رشد
و نمو کند.
پدر حضرت عایشه رضیاللهعنهما، حضرت ابوبکر صدیق میباشد.
ابوبکر رضیاللهعنه قبل از مسلمان شدنش به صفاتی از قبیل؛ شجاعت،
امانتداری، خوش اخلاقی، صداقت و همزیستی مسالمتآمیز مشهور بود.
مردان
قبایل مختلف نزد وی میآمدند و به خاطر علم فراوان، آگاهی دقیق و اخلاق
پسندیدهاش با او انس میگرفتند. وی بعد از اینکه مسلمان شد و حلاوت ایمان
را چشید مردم را به طرف اسلام دعوت میداد که عده کثیری از بزرگان مکه در
اثر دعوت ایشان به دین اسلام مشرف شدند.
مادر حضرت عایشه، ام رومان
رضیاللهعنهما از زنان محترم و با شرافت مکه بود. او نیز اسلام عزیز را
با جان و دل قبول کرده و محبت خاصی با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم
داشت و برای نصرت مسلمانان تلاشهای زیادی نمود. به طوری که روزی پیامبر
صلیاللهعلیهوسلم برقبر ام رومان گذر کرد و بعد از دعای رحمت و مغفرت
برای وی، فرمودند: خدایا بر تو پوشیده نیست که ام رومان در راه تو و نصرت
پیامبرت چه سختیهایی را تحمل نمود.
دختری که از پدری همچون ابوبکر
صدیق، کسی که در سفر و حضر، شب و روز، صبح و شام او را به عنوان یاور و همراه
رسولالله صلیاللهعلیهوسلم میشناختند، ابوبکری که به شیخ صحابه، دوست
و محبوب رسولالله صلیاللهعلیهوسلم، متخلّق به اخلاق پیامبر و جزو
اولین افرادی که در اسلام داخل شدند، متصف است و مادری همچون "ام رومان"
که نمونه بارزی از یک زن وفادار، شجاع و باتقواست، متولد شده باشد بیشک
آیندهای بسیار درخشان و نورانی را درپیش خواهد داشت.
خواستگاری مبارک
حضرت
خدیجه رضیاللهعنها نخستین همسر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم بود. او
زنی باوفا و راستین بود. وی از بهترین یاوران پیامبر صلیاللهعلیهوسلم
به شمار میرفت که سرمایه، مقام و نیروهای معنوی و جسمی خود را در راه
اسلام و حمایت از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم صرف نمود.
اما این همسر
باوفا و با ایمان در سال دهم بعثت دارفانی را وداع گفت و به دیدار خداوند
متعال شتافت. با رحلت وی مسلمانان مادری مهربان و پیامبر اکرم
صلیاللهعلیهوسلم همسری دلسوز و دعاگو را از دست دادند به طوری که
پیامبراین سال را"عام الحزن" (سال غم) نامید.
خدیجه تحمل غمهایی که
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در راه دعوت برداشت میکرد را برایش آسان
میکرد. اما پس از خدیجه کسی نبود که این خلأ را پر کند و تنهایی و سکوتی
که پس از خدیجه به وجود آمده بود را بزداید. تمام اشیایی که در اطراف
پیامبر مشاهده میشد، یاد و خاطره خدیجه و جهاد و عشق او را برای پیامبر
صلیاللهعلیهوسلم تازه مینمود. در چنین وضعیتی کسی جرأت نمیکرد با
آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم در مورد ازدواج صحبت کند، تا اینکه خوله دختر
حکیم، همسر حضرت عثمان بن مظعون این طلسم را شکست و مسأله ازدواج آن حضرت
صلیاللهعلیهوسلم با حضرت عایشه رضیاللهعنها را به ایشان پیشنهاد کرد.
خلاصه
بعد از مدت کوتاهی، ازدواج مبارک صورت گرفت و چنان سعادتی نصیب حضرت
عایشه شد که مانند آن هرگز نصیب هیچ زنی تا قیامت نخواهد شد. به راستی که
این عقد و نکاح، فیصلۀ خداوندی بود. چنان که در صحیح بخاری حدیث شماره
[5125] و صحیح مسلم حدیث شماره [6283] روایتی آمده که روزی آن حضرت
صلیاللهعلیهوسلم به حضرت عایشه رضیاللهعنها فرمودند: تو را دو بار در
خواب دیدم که در پارچهای ابریشمی بودی و فرشتهای (جبرئیل) به من میگفت:
این همسر تو هست. پارچه را که کنار میزدم، چهره تو را میدیدم. با خود
میگفتم: اگر از طرف خداوند باشد حتماً عملی میشود.
پیامبر اکرم
صلیاللهعلیهوسلم در وجود عایشه کوچک - از نظر سنی- خصوصیات بارزی همچون
زیرکی فوقالعاده، شخصیتی دارای صفات والا یافته بود. او (پیامبر) با
فراست نبوی، در عایشه صدیقه استعدادهایی را کشف نموده بود که میتوانست از
او یک همسر خوب و شایسته برای پیامبر خدا بسازد.
روزها به سرعت سپری
میشد. عایشه به عقد و نکاح پیامبر خدا درآمده بود اما هنوز در خانه پدرش
بود. عایشه در مقابل چشم و دل پیامبر خدا، بزرگ و بزرگتر میشد و قلب
کوچکش در کنار آیات ملکوتی الهی، گسترده و گستردهتر میگردید. مشاهده
آزار و اذیت مشرکان و بیاحترامی و جسارت به مقام شامخ نبوت توسط دشمنان
اسلام، روح حساس عایشه را سخت آشفته و پریشان اما نیرومند و مقتدر
میساخت. او مهمترین اتفاق تاریخ و حساسترین لحظه زندگی پیامبر
صلیاللهعلیهوسلم یعنی هجرت را از نزدیک نظارهگر بود. او هرگز فراموش
نمیکند آن روزی را که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به خانه آنها آمد و
ابوبکر صدیق رضیاللهعنه را از ماجرای هجرت و مصاحبت ابوبکر رضیاللهعنه
باخودش آگاه کرد و ابوبکر از شدت خوشحالی، اشک از دیدگانش جاری شد. او
تمام این صحنهها را با زیرکی و فراست خود مشاهده میکرد و از آنها برای
آیندهاش درس میگرفت و تربیت میشد.
از بوستان صداقت به گلستان نبوت
در
سال دوم هجری حضرت عایشه رضیاللهعنها وارد خانه نبوت شد و بزرگترین
شرافت ممکن را نصیب خود ساخت. او اینک همسر بنده برگزیده خدا، محبوبترین
انسان در نزد خالق و مخلوق یعنی حضرت محمد صلیاللهعلیهوسلم میباشد.
عایشه رضیاللهعنها به خانه پیامبر صلیاللهعلیهوسلم رفت و در سایه وحی
مراحل تربیتی خود را به کمال رسانید. فکر و اندیشهاش شکل گرفت و رفته
رفته این تکامل به اوج خود رسید تا اینکه در نهایت خداوند متعال با صراحت
اعلام فرمود:
«النبی اولی بالمومنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم»
اینجا
بود که عایشه در کنار دیگر همسران پیامبر، به عنوان مادر مومنان جهان
معرفی میشود. مومنان آنانی هستند که باور و اعتقادشان به مبدأ هستی و
یگانه مطلق از مظاهر و قالبها فراتر رفته و به باطنیترین و ژرفترین
لایههای دلشان نفوذ یافته است و عشق به خدا و رسول و قرآن را بزرگترین
سرمایه خود میدانند. عایشه مادر چنین افرادی است.
خلاصه اینکه، عایشه
صدیقه در خانه پیامبر از سعادت و خوشبختی غیر قابل وصفی برخوردار بود.
مظهر این خوش بختی، آرامش روحی و روانیای بود که عایشه رضیاللهعنها
احساس میکرد و او را در مقابل تمام مصائب و سختیهای زندگی ثابت قدم
میگردانید. او در کنار پیامبر با فقر و تنگدستی زندگی میکرد و شب را روی
حصیر میخوابید. قلب وی هرگز دنبال متاع دنیوی نبود بلکه تنها چیزی که
برایش اهمیت داشت زندگی محبتآمیز در زیر یک سقف با پیامبر خدا
صلیاللهعلیهوسلم و حصول رضایت و خوشنودی پروردگار مهربان بود.