( خذ العفو و امر بالعرف و اعرض عن الجاهلین و اما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله انه سمیع علیم )

مولانا غلام حیدر فاروقی امام جمعه اهل سنت بیرجند

موضوع این هفته در باره مکارم اخلاق است. پیامبر بزرگوار اسلام می فرمایند: ( انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق)  من مبعوث شده ام تا اخلاق کریمه را کامل  کنم.

آیه ای که در ابتدا تلاوت شد، خداوند متعال چهار صفت از صفات اخلاق اسلامی را در این آیه بیان می فرماید.

امام جعفر صادق (ع)  می فرمایند: جامع ترین  آیه در قرآن در رابطه با مکارم اخلاق همین آیه است. وقتی از پیامبر اکرم سوال می شود، مدارا در چه چیزی است؟  پیامبر(ص) می فرمایند: (ان تعفو عمن ظلمک و تعطی من حرمک و تصل من قطعک)  اینکه عفو و بخشش داشته باشید در رابطه با کسی که به شما  ظلم کرده و به شما  فحش و دشنام داده و شما  را اذیت کرده است او را ببخشید.

خطاب اول به پیامبر است و بعد خطاب به فرد فرد امت که هر انسانی باید در او عفو و بخشش داشته باشد. یکی از صفات و اخلاق فرد مسلمان باید عفو و بخشش باشد. عفو این است که انسان در اوج قدرت و توانایی انتقام نگیرد و اگر کسی او را محروم کرده و از او چیزی خواسته و به  او نداده است و حالا همین  شخص به او نیاز پیدا کرده، باید مقابله به مثل نکند.

ای شخص مسلمان تو عفو کن و ببخش به کسی که تو را محروم کرده است اگرتو چیزی از کسی خواسته ای او به تو نداده است. اما امروز او چیزی از تو می خواهد، تو مانند اوعمل  نکن. اگر کسی با تو قطع رابطه کرده و قهر کرده است تو با او رابطه برقرار کن.

عفو و گذشت یکی از صفات بارز رسول خدا است.  حضرت عایشه (رض) می فرماید: ( لم یکن فاحشا و لا متفحشا و لا صخابا فی الاسواق و لا یجزی بالسیئة السیئة و لکن یعفو و یصفح) پیامبر هیچ گاه کسی را دشنام نمی داد و به کسی ناسزا نمی گفت و هیچ وقت با صدای بلند در کوچه و خیابانها داد و فریاد نمی زد و هیچ گاه پاسخ بدی را با بدی نمی داد، بلکه اخلاق آن حضرت این بود که عفو و گذشت داشتند.

بین عفو و صفح  فرق است. عفو این است که انسان از شخصی  که به او ظلم کرده است و می تواند از او انتقام بگیرد، او را می بخشد. اما صفح که همراه عفو به کار رفته،  معنی آن این است که  وقتی شخصی را بخشیدی و انتقام نگرفتی آثار رنجش هم در قلب تو باشد.

یعنی اگر شخصی  به تو ظلم و بدی کرد حالا که تو او را بخشیدی، هرگاه او را دیدی اخم نکنی و در قلبت کوچکترین ناراحتی و کدورتی نسبت به او نباشد.

به همین خاطر خداوند متعال در اکثر آیات همراه عفو صفح را هم بکار برده است. وقتی که خدا به   پیامبر دستور می دهد (فاعف عنهم و اصفح ان الله یحب المحسنین)  آنها را عفو کن و ببخش و با آنها مدارا کن و عذر آنها را بپذیر و آثار رنجش را از دلت و قلبت پاک کن.

اگر این خصلت را داشتی، جزء نیکوکاران خواهی بود و خداوند هم نیکوکاران را دوست دارد. در آیات دیگر خطاب به مومنین می فرماید: (و لیعفوا و لیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم و الله غفور رحیم) مومنین باید خصلت عفو و بخشش داشته باشند. و با یکدیگر مدارا کنند و یکدیگر را مورد عفو و بخشش قرار دهند. با یکدیگر سختگیری نکنند.

 یکی از معنای عفو این است که انسان کسی را که توانایی کاری را ندارد او را مجبور به آن کار نکند، هر کسی بر حسب و توانایی که دارد و کاری را انجام داد او را تشویق کند و آن چه که مکلف به آن نیست او را وادار به انجام آن کار نکند.

خداوند در آیه بالا به مسلمانان می فرماید: عفو و بخشش داشته باشند و با یکدیگر مدارا کنند، وقتی که کسی را بخشیدند آثار رنجش و ناراحتی را از چهره خود پاک کنند. یعنی اگر طرف را دیدند ناراحت نشوند و اخم نکنند و کدورتی در دل آنها نباشد. اگر شما این صفت را داشتید مورد مغفرت خدا قرار می گیرید و خداوند گناهان شما را می بخشد.

خداوند در قرآن در رابطه با پیامبر می فرماید: (و انک لعلی خلق عظیم) ای پیامبر شما دارای اخلاق  بسیار بزرگی هستید. وقتی از حضرت عایشه سوال می شود که پیامبر چه اخلاقی داشتند که خداوند در قرآن با چنین کلماتی زیبا از پیامبر تعریف می کند و بزرگی  اخلاق  را به ایشان نسبت می دهد؟ فرمودند: (قالت کان خلقه القران)  که اخلاق پیامبر قرآن بود. از رفتار و کردار پیامبر ما به قرآن پی می بریم و دستورهای قرآن را می فهمیم.

بعد از  سیزده سال که مشرکین پیامبر و مسلمانان را شکنجه کردند، هجرت کردند و در سال هشتم هجری به مکه مکرمه وارد شدند و بعد از چند سال که مکه مکرمه توسط پیامبر فتح شد، مکه ای که که سیزده سال در آنجا مسلمانان شکنجه شدند به دست مسلمانان افتاد و همه کسانی که در شکنجه مسلمانان و پیامبر نقشی داشتند ترسان بودند و می ترسیدند که امروز حتماً پیامبر از انها انتقام می گیرد. پیامبر خطاب به آنها فرمودند: (ما تظنون انی فاعل بکم قالوا خیراً اخ کریم ابن اخ کریم فقال لهم اذهبوا فانتم طلقاء) ظن و گمان شما نسبت به من چیست؟ من با شما چه کار خواهم کرد؟ گفتند: ما از شما جز خیر توقع دیگری نداریم. پیامبر فرمودند: بروید همه شما آزاد هستید.

انس ابن مالک می گوید: من در سفر همراه پیامبر بودم یک بادیه نشینی یقه پیامبر را گرفت و محکم فشار داد  و به پیامبر گفت از مالی که دارید به من هم بدهید منظور مال  غنیمت بود وقتی که صحابه این حالت را دیدند تصمیم گرفتند او را بگیرند و کتک بزنند اما پیامبر فرمودند بگذارید و او را رها کنید در حالی که آثار فشردگی در گلوی مبارک ایشان ظاهر  شد اما پیامبر نه تنها اخم نکردند بلکه  او را مورد عفو قرار دادند و به او مالی هم دادند تا راضی شد سپس  پیامبر فرمودند ( ان الله رفیق یحب الرفق فی الامر کله )   خدا مهربان است مدارا و نرمی را در همه کارها دوست دارد یا در مورد دیگریک  اعرابی را می بینیم که می آید برای ملاقات  پیامبر و در کنار  مسجد پیامبر مثل حالا  دستشویی نبود می آید در گوشه ای از مسجد ادرار می کند صحابی حمله می کنند که او را نگذارند  این کار را بکند پیامبر می گویند بگذارید و کارش نداشته باشید و ادرارش را قطع نکنید وقتی که تمام شد دستور دادند  سطلی آب بیاورید و در جایی که این کار را کرده است بریزید بعد فرمودند ( یسروا و لا تعسروا بشروا و لا تنفروا )  شما امتی هستید که بر مردم باید آسان بگیرید و نرمی و مدارا داشته باشید دشوار و سخت نگیرید و اینکه انسانها را بشارت بدهید و آنها را از دین متنفر نکنید وقتی که این اعرابی اخلاق پیامبر را دید و رفتار اصحاب  را هم دید که آمدند او را بلند کنند  دستهایش را بلند کرد و دعا کرد که پروردگارا بر من و پیامب رحم کن و بر هیچ کس دیگر رحم نکن پیامبر فرمودند بنده خدا تو در رحمت خدا را بر روی اینها بستی در رحمت خدا به سوی همه باز است یعنی اخلاق این اثر را دارد یک اعرابی که هیچ چیزی نمی داند و نمی داند که    رحمت خدا وسیع است و در رحمت خدا بر روی همه باز است وقتی که این اخلاق پیامبر را می بیند این چنین دعایی می کند اخلاق پیامبر این است به همین خاطر در آیات مختلف خداوند به پیامبر دستور می دهد عفو و گذشت داشته باش وحشی کسی که در جنگ احد  جگر حضرت  حمزه را درآورد و با دندان گاز می گرفت پیامبر وقتی که این حالت را دیدند گفتند که من انتقام عموی خود را می گیرم اگر به او دست رسی پیدا کردم او را تکه تکه خواهم کرد  زمانی شد که همین وحشی قاتل حضرت حمزه عموی پیامبر مسلمان می شود پیامبر او را عفو می کنند و هیچ چیزی به او نمی گویند این اخلاق پیامبر تنها برای پیامبر نیست ( لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة )  رفتار و گفتار پیامبر برای تک تک مسلمانان الگو است ما باید الگو و درس بگیریم از رفتار و کردار پیامبر در روز قیامت منادی خدا اعلام می کند که هر کسی بر گناه حقی دارد به پا خیزد عده ای به پا می خیزند که در دنیا دیگران را مورد عفو و بخشش قرار داده اند سپس این آیه را تلاوت  فرمودند ( فمن عفا و اصلح فاجره علی الله )  هر کسی که دیگران را مورد عفو و بخشش قرار می دهد و انتقام نمی گیرد و خودش و دیگران را اصلاح می کند حقی بر ذمه خدا دارد و در روز قیامت حقش  را می گیرد پس اگر کسی  ظلم و بدی به انسان کرد انسان باید آن راهی را انتخاب کند که قرآن به او دستور داده است ( ادفع بالتی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کانه ولی حمیم )  شما بدی را با بهترین احسان پاسخ دهید اگر انسان بخواهد بدی را با بدی پاسخ دهد با آن انسان بد فرقی ندارد  بدی را باید با بهترین احسان باید پاسخ بدهد اگر این اخلاق را حتی انسان در برابر منافقین هم داشته باشد آنها هم هدایت می شوند وقتی که انسان بدی را با نیکی پاسخ می دهد بدترین دشمن هم به دوست صمیمی تبدیل می شود خود به خود عداوت و دشمنی از بین می رود اگر انسان بخواهد شخص مخالفی را  به خدا دعوت دهد خدا روش دعوت را به  مومنین می آموزد ( ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن )  اگر کسی را دعوت می دهید به دین با حکمت و دلیل و استدلال  و با پند و اندرز نیکو او را دعوت دهید اگر هم می خواهید با کسی مناظره کنید و یا بحث کنید باز هم با بهترین نحو با او مجادله و یا مباحثه کنید و اگر آن شخص مخالف به شما تعدی و تجاوز کند خدا می فرماید ( و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عاقبتم  به )  شما فقط می توانید طرف را مجازات کنید به اندازه ای که او شما را اذیت کرده است نه بیشتر اما اگر انسان در برابر آزار و اذیت دیگران بتواند صبر کند خیلی بهتر است  به شرطی که در آن صبر و شکیبایی هیچ توقعی از طرف نداشته باشد صبرش فقط برای خدا باشد ( واصبر و ما صبرک الا الله )  ای پیامبر صبر کن اما سعی کن که صبر تو فقط برای خدا باشد و برای کسی دیگر نباشد و باید شخص مسلمان این آیه را سر لوحه زندگی خود قرار دهد عفو و مدارا و بخشش را سر لوحه زندگی خود قرار دهد و دیگران را به نیکی دعوت کند کارهای نیک دایره وسیعی دارد دیگران را به کارهای نیک تشویق کردن اصلاح بین مردم ایثار و فداکاری و دیگران را با هم آشتی دادن و یاری و کمک کردن دیگران  در خیر و تقوا صله رحم و نیکی به پدر و مادر و همچنین توبیخ کردن انسانهای معصیت کار ارشاد و راهنمایی کردن انسانها به آنچه که صلاح دین و دنیای آنها  باشد همه اینها عرف یعنی نیکی است خصلت دوم هر مسلمان است که باید دیگران را به نیکی دعوت کند به کارهای نیک و گفتار نیک و اخلاق نیک آنها را دعوت کند و اگر انسانهای نادان و جاهل به شما تعرض کردند و یا به شما ظلم کردند و یا دشنام دادند و اذیت کردند وظیفه شما چیست یعنی در واقع این اصلی است برای دعوتگران به دین که دیگران را به دین دعوت می کنند خدا می فرماید در مقابل دعوتی که آنها را می دهید و ارشادی که می کنید اگر آنها به شما اهانت کردند و شما را دشنام دادند همان طور که به  پیامبر می گفتند ساحر و مجنون  از آنها روی برگردانید و با آنها مجادله نکنید قرآن می فرماید ( و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هوناً و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً )  بندگان نیک خدا کسانی هستند که وقتی که انسانهای ناآگاه و جاهل آنها را مورد تمسخر قرار می دهند در جواب می گویند سلام مقابله به مثل نمی کنند اعراض یعنی اینکه انسان مقابله به مثل نکند اگر هم در وسوسه شیطان گرفتار شدی شیطان وسوسه کرد که تو را به کار خلافی بکشاند و کار خلافی را در قلب تو ایجاد کرد برای فرار از وسوسه و سلطه شیطان باید به خدا پناه ببریم چون خدا هم شنوا است و هم دانا می داند که تو از خدا چه می خواهی پس در مقابل وسوسه شیطان انسان باید پناه به خدا ببرد همان طور که خدا در آیه دیگر می فرماید ( فاذا قرات القران فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون انما سلطانه علی الذین یتولونه و الذین هم به مشرکون )  هنگامی که می خواهید قرآن را تلاوت کنید اعوذ بالله بگویید به خدا پناه ببرید  از شر شیطان انسان در همه حالتها مورد تهاجم و حمله شیطان قرار می گگیرد چون شیطان دشمن ابدی انسان است دشمنی است که از ابتدای خلقت قسم یاد کرده است وقتی که خدا ابلیس را از درگاه خود راند و او را به لعنت خود گرفتار کرد قسم یاد کرد ( قال فبعزتک لا غوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین )  خدایا قسم به عزت تو که همه بندگان تو را گمراه خواهم کرد  خود شیطان ابلیس می داند که همه بندگان را نمی تواند گمراه کند  و خودش می گوید که بجز بندگان مخلص خدا و با تقوا و مومن من اینها را نمی توانم گمراه کنم پس شیطان در همه حالتها در صدد گمراهی انسانها است خصوصاً وقتی که انسان اراده کار نیکی را می کند خصوصاً هنگامی که انسان می خواهد قرآن بخواند یاد خدا ذکر خدا دعا و عبادت این برای شیطان بسیار سنگین است لذا در چنین وقتی شیطان بیشتر وسوسه می کند پس وقتی که می خواهید قرآن را شروع کنید بدانید که وسوسه  شیطان بیشتر می شود پس به خدا پناه ببرید از شر شیطان زیرا شیطان بر کسانی که این دو  خصلت را دارند کاری ندارد یکی کسانی که ایمان آورده اند و مومن هستند و دوم کسانی که بر خدا توکل دارند همه چیز را به خدا می سپارند شیطان بر این افراد تسلط پیدا نمی کند اما بر چه کسانی تسلط پیدا می کند و پیروز می شود و غلبه می کند بر کسانی که شیطان را متولی و سرپرست خودشان قرار می دهند این دو گروه کسانی هستند که شیطان بر آنها تسلط دارد در آیه بعد می فرماید ( ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون و اخوانهم یمدونهم فی الغی ثم لا یقصرون )  کسانی که تقوا و پرهیزگاری دارند از خدا می ترسند و  دستورات خدا عمل می کنند و از گناهان دوری می کنند هنگامی که وسوسه شیطان به آنها می رسد و شیطان آنها را می خواهد به گمراهی بکشاند فوراً به یاد خدا می افتند و به یاد عذاب آخرت می افتند و متنبه  و آگاه می شوند اما برادران شیطان چه کسانی هستند انسانهای گناهکار و معصیت کار کسانی که نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند و حرام می خورند و کسانی که دروغ می گویند و تهمت می زنند اینها برادران شیطان هستند شیطان آنها را به گمراهی می کشاند و به این کارش ادامه می دهد پس انسان مومن و با تقوا هیچ گاه شیطان بر او تسلط پیدا نمی کند
(ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون )  آنهایی که تقوا دارند و از نیکوکاران هستند خدا با آنان است خدا در هیچ حالتی آنها را رها نمی کند این آیه که عرض شد چهار اصل از اصول اخلاقی اسلام را بیان می کند عفو و گذشت و مدارا کردن و امر به معروف و نهی از منکر و دوری کردن از انسانهای نادان و ناآگاه و هنگام وسوسه شیطان پناه بردن به خدا و به یاد خدا بودن که یاد خدا شیطان را از انسان دور می کند اما  کسانی که دارای اخلاق نیکو هستند نشانه هایی دارند که من چند مورد را عرض می کنم اول اینکه انسان مومن باید حیا داشته باشد شرم داشته باشد شرم و حیا از مردم  اینکه انسان جلوی مردم کار خلاف و زشتی انجام ندهد و آنچه که مهم و پسندیده است و مورد رضایت خدا است شرم از خدا است یعنی اینکه مومن یقین داشته باشد که در هر جایی که است هر کاری که می کند حتی وسوسه ای که در قلبش ایجاد می شود خدا آگاه است اگر انسان خیانتی می کند که هیچ کس نمی فهمد آن را هم خدا می داند آنچه که در دلها نهفته است و برای کسی ظاهر نکردید آن را هم خدا می داند ( یعلم خائنة الا عینی و ما تخفی الصدور)  پس انسان باید در مقابل خدا که در همه جا مواظب او است حیا داشته باشد پیامبر می فرمایند ( ان الحیاء و الایمان قرناء جمعاً فاذا رفع احدهما رفع الاخر)  که حیا و شرم دو تا همدم هستند اگر یکی از بین رفت دیگری هم از بین می رود اگر انسان شرم و حیا نداشته باشد هر کاری را که بخواهد  انسان انجام می دهد هیچ کاری برای انسان بی حیا زشت و ناپسند نیست وقتی که انسان حیا و شرم دارد به زشتی کارها پی می برد و کارهای خوب را می فهمد ولی وقتی که حیا ندارد هیچ کاری برای او زشت نیست حتی ممکن است از حیوان هم پست تر بشود لذا شرم و حیا از خدا این بزرگترین اخلاقی است که هر انسان باید داشته باشد و بداند که خدا در همه جا حضور دارد همان طور که پیامبر فرمودند ( الاحسان ان تعبدوالله کانک تراه فان لم تکن تراه فانه یراک )  احسان آن است که خدا را آنچنان عبادت کنی گویا که او را می بینی اگر این خضوع و خشوع در تو  ایجاد نمی شود این اخلاص را نداری لااقل این را یقین  داشته باش که خدا تو را می بیند نمی توانی در مملکت خدا باشی و کاری انجام بدهی ولی از نظر خدا پنهان باشی استادی درس می داد و در کلاس درسش به یکی از شاگردان که از همه کوچکتر بود محبت  خاصی داشت طلاب بزرگتر حسادت کردند وتصمیم گرفتند که جستجو کنند دلیل اینکه استاد به این شاگرد احترام بیشتری می گذارد چیست استاد هم بسیار زیرک بود   متوجه شد و برای اینکه به شاگردان بفهماند که دلیل دوست داشتن این شاگرد چیست به همه دستور داد که هر کدام از شما امروز یک مرغی را بر می دارید و در جایی که احدی شما را نبیند او را سر ببرید و همه رفتند در جایی که کسی آنها را نبیند مرغ را ذبح کردند و آمدند اما این شاگرد زرنگ و باهوش که استاد او را دوست داشت بعد از مدتی مرغ را زنده برگرداند بعد استاد در حضور بقیه شاگردان از او سوال کرد همه رفتند و مرغی را که به آنها داده بودم ذبح کردند و آمدند تو چرا مرغ را زنده آوردی گفت استاد شما دستور داده بودید که مرغ را ببرم و در جایی که هیچ کس نبیند ذبح کنم من هر جایی که گشتم جایی پیدا نکردم که کسی مرا نبیند استاد گفت چه کسی تو را می دید گفت خدای بالای سر من را می دید  اگر انسان این ایمان را داشته باشد خدا را ناظر و مواظب اعمال خود بداند هیچ گاه مرتکب خلاف نمی شود هیچ گاه خیانت و معصیت نمی کند ما که امروز گرفتار معصیت هستیم فراموش کردیم که خدا ناظز بر اعمال ما است پس یکی از اخلاق انسانهای نیکوکار این است که انسان در محضر خدا شرم می کند دوم سخن کمتر بگوید چون همه اتفاقاتی که در بین جوامع بشری رخ می دهد  از دست و زبان آنها است جنگ ها دعواها و کشت و کشتارها همه بر اثر زبان است دو نفر با هم دعوا می کنند طرف مقابل  فحش می دهد و طرف دیگر چاقو در می آورد و او را می کشد پیامبر فرمودند ( امسک علیک لسانک اکثر خطاء ابن آدم من لسانه )   زبانت را به  نگه دارد بدترین گناهانی که انسانها انجام می دهند بر اثر زبان آنها است به فرموده حضرت عمر ( رایت جمیع الاخطاء و لم ارخلیلا افضل من اللسان )  همه دوستان را دیدم ولی هیچ دوستی بهتر از زبان را نیافتم اگر انسان بتواند جلوی زبانش را بگیرد این بهترین دوست انسان است انسان را در دنیا و آخرت نجات می دهد انسانی که اخلاق اسلامی دارد باید با وفا باشد باوقار باشد در برابر نعمتهای خدا سپاسگذار باشد اگر نعمتهای خدا را بخواهیم شمارش کنیم توان شمارش آن را نداریم اگر ما  بخواهیم نعمتهای باطنی و معنوی و ظاهری که خدا به ما داده است شمارش کنیم نمی توانیم باید سپاسگذار باشیم و حداقل سپاسگذاری که ما می توانیم از نعمتهای خدا بکنیم این است که دروظائف  دینمان کوتاهی نکنیم در نماز و روزه و زکات و واجبات کوتاهی نکنیم این کمترین درجه سپاسگذاری است انسان باید در برابر مقدرات الهی تسلیم باشد کسی را اذیت نکند غیبت نکند تهمت نزند و کینه و عداوت و دشمنی نسبت به کسی نداشته باشد حسد نورزد و بخیل نباشد همه اینها نشانه و علائم اخلاق نیکو است به همین خاطر پیامبر می فرمایند( لا جب کحسن الخلق – البر حسن الخلق ما من شی اثقل فی میزان العبد یوم القیامة من حسن الخلق ما خیر ما اعطی الانسان قال حسن الخلق )

 هیچ خصلتی به اندازه اخلاق نیکو نیست حتی در حدیثی می فرمایند که همه نیکیها در اخلاق نیکو است در روز قیامت هیچ عملی  به اندازه اخلاق نیکو در ترازوی الهی سنگین تر نیست یا وقتی که سوال می شود که بهترین نعمتی که به انسان داده شده چیست پیامبر می فرمایند اخلاق نیکو است پس سعی کنیم که با کسانی معاشرت داشته باشیم که به ما درس اخلاق بیاموزند ما را فاسد نکنند و دوستانی که انتخاب می کنند کسانی باشند  که در ایمان و تقوا از آنها بالاتر باشند .

همنشین تو از تو به باید – تا تو را عقل و دین بیفزاید

با بدان کم نشینی که صحبت بد- گر چه تو پاکی تو را پلید کند

آفتاب بدان بزرگی را – لکه ابر ناپدید کند

تا توانی می گریز از یار بد – یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها همی بر جان زند – یار بد بر جان و بر ایمان زند

پسر نوح با بدان بنشست – خاندان نبوتش گم شد

سگ اصحاب کهف روزی چند – پی نیکان رفت و مردم شد