در همه ی انسان ها شرم وحیا یکی از ویژگی های دین مبین اسلام هست و یکی از مهم ترین ویژگی های اسلام است و پیامبر (ص)

در روایتی می فرمایند: (لا ایمان لمن لا حیاء له) کسی که شرم و حیا ندارد ایمان ندارد، یا ایمانش ناقص است.

در تعبیر این فرموده پیامبر (ص) روایت دیگری است که پیامبر می فرمایند: (الحياء و الإيمان قرنا جميعا فإذا رفع أحدهما رفع الآخر) فرمودند حیا و ایمان پیوسته به یکدیگر هستند در کنار یکدیگر قرار دارند توام با یکدیگر هستند اگر یکی از بین رفت دیگری هم از بین می رود.

انسانی که حیا ندارد ایمان ندارد، انسانی که ایمان ندارد مسلما شرم و حیا هم ندارد.

تمام مفاسد و جنایات و معاصی که در جوامع بشری انجام می شود علتش بی حیایی است و شرم و حیا یکی از شاخه های مهم دین مبین اسلام است و یکی از شاخه های ایمان است پیامبر می فرمایند: (الایمان بضع و سبعون شعبه فافضلها قول لا اله الا الله وادناها اماطة الاذی عن الطریق و الحیاة شعبة من الایمان)  ایمان به هفتاد اندی شاخه تقسیم م شود و بالاترین شاخه ایمان بالاترین درجه ایمان هر مومن شهادت به وحدانیت الهی است، انسان فقط خدا را عبادت کند و از عبادت غیر خدا اجتناب و پرهیز کند.

فرمودند کمترین و پایین ترین درجه ایمان هر مومن این است که آنچه که سبب اذیت و آزار عابرین پیاده می شود آن را از سراه بر دارد و کنار بگزارد.

بعد فرمودند (الحیاة شعبة من الایمان) حیا شاخه بسیار مهمی از ایمان هر مومن است هر قدر که درجات حیا بیشتر باشد درجات ایمان انسان بالاتر می رود.

در حقیقت حیا ملاک افزوده شدن بر درجات ایمان یا پایین آمدن درجات ایمان مومن است هر قدر این صفت و این خصلت در یک انسان کمرنگ تر شود گناه و معصیت و نافرمانی او بیشتر  می شود.

پیامبر (ص) می فرمایند " إذَا لَمْ تَسْتَحِ فَاصْنَعْ مَا شِئْت" یعنی اگر یک انسانی حیا ندارد هر کاری که دلش می خواهد انجام می دهد، انسان بی حیا از خدا شرم ندارد، از مردم شرم ندارد هر کار زشتی را که انجام می دهد فکر می کند که کار خوبی انجام داده و این حیا است که انسان می فهماند کدام کار کار نیک و شایسته است و کدام کار زشت و گناه است.

در حقیقت حیا یک سپری است در برابر خواهشات نفسانی انسان که انسان را از گناه و معصیت و نافرمانی خدا باز می دارد.

پیامبر می فرمایند: (الْحَیاءُ مِفْتَاحُ کلِّ الْخَیرِ) حیا و شرم سراسر خیر است هر هر کاری که انسان با حیا انجام می دهد آن کار شایسته است.

حیا در حقیقت وسیله ای است برای سوق دادن انسان به سوی اعمال صالح حیا وسیله ای است برای کسب رضایت خدا و انجام عبادات و طاعات الهی (. الحياء لا يأتي إلّا بخير) حیا سراسر خیر و سعادت است برای انسان هم در دنیا و هم در آخرت.

 شاعر عرب چقدر زیبا می فرماید :قسم می خورد که در زندگی که در آن حیا نباشد در دنیای که انسان در آن دنیا شرم و حیا نداشته باشد در آن زندگی هیچ خیری نیست.

هر گاه انسان آبرو و حیثیتی نداشته بشد حیا هم ندارد انسانی که آبرو در جامعه ندارد هیچ خیری در بودن این انسان در جامعه وجود ندارد.

حیا منشا همه خیر و خوبی است، حیا سبب عزت انسان در دنیا و آخرت است، امروز می بینیم که متاسفانه چقدر بی حیایی در بین انسانها زیاد شده، بعضی از انسانها با انجام دادن گناه و معصیت و بازگو و تعریف کردن آن برای دیگران افتخار می کنند، این نهایت بی حیایی و بی شرمی است.

متاسفانه بعضی از جوانان آنقدر بی شرم و حیا شدند که برای دوستانشان تعریف می کنند که مثلا من چند تا دوست دختر یا پسر دارم؛ این نهایت بی شرمی و بی حیایی است که گناه و معصیت می کند  و باز برای دیگران تعریف می کند و افتخار می کند.

اما این انسان مسلمان توجه ندارد که پیامبر می فرمایند (من کان یومن بالله و الیوم الاخر لا یخلن بامراه لیس لها محرم منها ذومحرم) هر کس به روز آخرت و خدا ایمان دارد حق ندارد با یک نامحرمی یک لحظه و یک ثانیه خلوت کند، یک ثانیه و یک لحظه خلوت کردن و یا تنها بودن با یک نامحرم قطعا حرام است.

 فرمودند آن کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد هیج گاه این کار را انجام نمی دهد مگر همراه آن نامحرم محرمی باشد وقتی دونفر نامحرم دختر و پسر نامحرمی با هم تماس می گیرند و خلوت می کنند موجود سومی که در بین آنها وسوسه می کند شیطان است و می تواند آنها را به فساد و فحشا بکشاند.

انسان اگر ذره ای ایمان در قلبش جا داشته باشد وقتی گناه و معصیت می کند از مردم هم می ترسد و حیا می کند و گناهش را جلوی دیگران بازگو نمی کند.

پیامبر(ص) می فرمایند (ایاکم والدّخول علی النساء( مواظب باشید در خانه هایی که زن های نامحرم هستند بدون اطلاع قبلی وارد نشوید.

ای پیامبر خدا اگر خویشاوند شوهر هم باشد نمی تواند بدون اطلاع قلبی وارد شود؟ پسر خاله یا عمو یا عمه یا برادر شوهر اینها همه خویشاوندان شوهر هستند فرمودند: خویشاوندان شوهر بدتر از نامحرم های غریبه هستند! یک نامحرم غریبه وقتی وارد منزلی می شود از اهل خانواده خبری ندارد و آشنایی ندارد، اما کسی که مدتها و سالها رفت و آمد با آن خانه دارد اما نامحرم است وقتی وارد خانه می شود و تنها باشد شیطان صددرصد وسوسه می کند.

لذا بعضی ها برادر شوهر یا پسر عموی شوهر یا پسر خاله یا دایی و عموی شوهر را محرم زن می دانن این قطعا نادرست است اینها محرم نیستند.

مسلمان باید شرم داشته باشد از خدا و کار خلافی انجام ندهد بحث در مورد حیا است حیا انواع و اقسامی دارد یک حیا این است که انسان از خدا شرم داشته باد که بالاترین درجه حیای یک مسلمان است و حیای از خدا این است که انسان خدا را مراقب بر اعمال خودش بداند، خدا را حاضر و نظر بداند و یقین داشته باشد همان طور که خداوند می فرماید: آیا انسان نمی داند که خدا او را میبیند یقین داشته باشد که خدا او را می بیند این درجه احسان است.

وقتی حضرت جبرئیل از پیامبر سوال می کنند (وما الاحسان) می فرمایند: (أن تعبد الله كأنك تراه ، فإن لم تكن تراه فإنه يراك)

 احسان این است که وقتی تو خدا را عبادت می کنی آنچنان خدا را عبادت کن که گویا خدا را می بینی، اگر این خضوع و خضوع و اخاص در تو وجود ندارد لااقل یقین داشته با که خدا تو را می بیند.

پس شرم و حیا از خدا که انسان رادمی بیند بالاترین درجه ایمان هر انسان است خدایی که (يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ) آن چشمهایی که مخفیانه خیانت می کنند آن چشمان را می داند و آنچه که در قلبها نهفته و پنهان است آن را هم می داند.

(ان الله یعلم ما یسرون وما یعلنون) بدانید که خداوند متعال آن چه را که شما پنهان می کنید و آشکارا انجام می دهید همه را می بیند.

 (و هو معکم اینما کنتم) خدا با شما هست هر جا که شما هستید (لا تخفی علیه خافیه) بر خداوند متعال هیچی مخفی نیست. در مقابل خدا انسان باید شرم داشته باشد.

 انسانی که از خدا شرم دارد نافرمانی پدر و مادر را نمی کند، غیبت نمی کند، تهمت نمی زند، سخن چینی نمی کند و بر دیگران ظلم و ستم نمی کند و خیانت نمی کند و در نمازها وتکالیف شرعی اش کوتاهی نمی کند.

اینها مسائلی است که اگر انسان از خدا شرم داشته باشد نباید در این امور کوتاهی کند.

شخصی نزد ابراهیم ادهم آمد و سوال کرد که من به گناه عادت کرده ام و نمی توانم که گناه را ترک کنم مرا راهنمایی کنید ابراهیم ادهم (رح) به او گفت تو اگر می خواهی گناه کنی در سرزمین خدا و مملکت خدا گناه نکن! پس کجا گناه کنم؟ گفت از سرزمین خدا بیرون برو و در جایی که سرزمین و مملکت خدا نیست گناه کن؛ گفت جهان همه مملکت خدا است، ابراهیم ادهم گفت آیا شرم و حیا نمی کنی در سرزمین خدا زندگی می کنی و در سرزمین خدا گناه میکنی؟ گفت اگر می خواهی گناه کنی روزی خدا را نخور؛ گفت اگر روزی خدا را نخورم چطور زنده بمانم؟ گفت چرا شرم و حیا نمی کنی روزی خدا را می خوری و نافرمانی خدا را می کنی، گفت اگر می خواهی گناه کنی جایی برو که خدا تو را نبیند؛ گفت چنین جایی وجود ندارد. گفت پس چرا شرم و حیا نمی کنی و در محضر خدا و در دید خدا گناه و معصیت می کنی.

چهارم گفت اگر می خواهی گناه کنی وقتی عزرائیل برای قبض روح تو آمد چند دقیقه ای از او اجازه بگیر تا توبه کنی گفت امکان ندارد، عزرائیل اجازه نمی دهد گفت چطور شرم نمیکنی از آن خدایی که این همه نعمت داده و از این دنیا با بارسنگین گناه با ملاقات خدا می شتابی فرد می گوید بعد از این نصیحتی که ابراهیم ادهم بمن کرد من از آن روز حتی فکرگناه به ذهنم خطور نکرد.

پس انسان باید بداند که جهان محل حضور خدا است جایی وجود ندارد که انسان بتواند گناه کند و خدا انسان را نبیند.

لذا انسان باید از خدایی که این همه نعمتها را به ما داده واین همه احسان ها را به ما کرده شرم داشته باشیم و از گناه دست برداریم.

یک نوع حیا حیا از مردم است انسان باید از مردم هم حیا داشته باشد در جلوی دیگران تظاهر به گناه نکند و دیگران را اذیت نکند.

(الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ.) مسلمان واقعی کسی است که دیگران از دست و زبانش در امان باشند. کسی که از مردم و دیگران شرم و حیا دارد نباید دیگران را اذت کند.

سوم انسان باید از نفسش شرم و حیا داشته باشد، یعنی انسان جلوی نفسش را بگیرد و اجازه ندهد که نفس به آن خواهشات نامشروعش برسد و نفس را بر خلاف میلش به طاعات و عبادات خدا وا دارد.

چهارم حیا از فرشتگان است خدا می فرماید (وَ إِن‌َّ عَلَیکُم‌ لَحافِظِین‌َ كراما كاتبين) برای هر انسان دو فرشته نگهبان است که از انسان نگهبانی می کند و دو فرشته هستند که نامه اعمال انسان را می نویسند، وقتی انسان گناه میکند (يعلمون ما تفعلون) آنها می دانند ومی بینند آنچه که شما انجام می دهید، انسان باید شرم  حیا داشته بشد از این دو فرشته ای که از انسان محافظت می کند و در حضور آنها گناه ومعصیت نکند.

پنج چیز است علامت بدبختی انسان است " قسوة القلوب " سیاه شدن قلب انسان است، قلب انسان همان طور که پیامبر می فرماید بر اثر گناه و معصیت و عدم توبه سیاه میشود وقتی انسان گناه می کند و توبه نمی کند نقطه های سیاهی بر قلب می نشیند و سیاه می شود. قلب وقتی سیاه شد نصیحت دیگر فایده ندارد.

 دوم (جمود العین) چشمی که از خوف و ترس و وعظ و اندرز اشک نمی ریزد، این هم علامت بدبختی است روزی پیامبر در جمع یارانشان سخنرانی می کردند همه اشک می ریختند اسامه بن زید که از محبوبان و محبان رسول خدا است هر چه خواست گریه کند نمی توانست اشک جاری نمی شد، نزد طبیب پیامبر رفت و عرض کرد یا رسول الله قلبم سنگ شده است همه گریه می کنند ولی من نمی توانم پیامبر دست مبارکشان را روی سینه اسامه گذاشتند و گفتند (أخرج عدوّ اللّه) خطاب به شیطان گفتند خارج شو ای دشمن خدا! با این دعای پیامبر اشکها از چشک اسامه بن زید سرازیر شد.

بعد پیامبر فرموند: (جُمُودُ الْعَيْنِ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ) اگر می بینید که اشک از چشمان یک انسانی در هنگام ذکر و یاد خدا و پند و اندرز جاری نمی شود، هنگام یاد بهشت و دوزخ اشک نمیریزد، به خاطر اینکه قلبش سیاه و سنگ شده است.

علت سیاه شدن قلب چیست؟ فرمودند (قسوه القلوب من کثره الذنوب) وقتی انسان گناه زیاد می کند انسان سنگدل می شود و قلبش زیاد می شود (و کثره الذنوب من نسیان الموت) و چرا گناه زیاد می کند (و نسیان الموت من الطول امل) وقتی انسان مرگ را فراموش کند فکر می کند جوان است و سالها عمر می کند آن وقت می میرد، مرگ را فراموش میکند و نمی داند که مرگ پیر و جوان و بیمار و سالم را نمی شناسد.

چقدر حوادثی است که هر روز ما میبینیم و می شنویم انسانهایی از کودک گرفته تا پیرمرد بدون عارضه ای می میرند، اینها همه برای ما درس است که به یاد مرگ باشیم فکر نکنیم که مرگ برای ما نیست برای دیگران است.

فرمودند یکی از نشانه ها این است که انسان به فکر مرگ باشد فرمودند (و نسیان الموت من الطول امل) چرا انسانها مرگ را فراموش دارند به خاطر آرزوهای طولانی که ما در سر داریم ما را از مرگ غافل کرده است به فکر مردن نیستیم بعد فرمودند چرا انسانها آرزوهایی در سر دارند فرمودند به خاطر محبت با دنیا است که این آرزوهای طولانی را در سر دارند بعد فرمودند آرزوهای طولانی سببش این است محبت دنیا و فرمودند (طول امل من حب الدنیا و حب الدنیا من راس) محبت با دنیا آن محبتی که انسان را از اطاعت خدا باز می دارد و نمازش را نمی خواند یا تاخیر می کند یا دروغ می گوید یا خیانت می کند و  گناهی که به خاطر دنیا انجام می دهد مسلما حب دنیا در قلبش است و سبب گناهان شده.

پیامبر در روایت بسیار جالب می فرمایند (استحیوا من الله حق الحیاء) حیا کنید از خدا حیای واقعی، اصحاب و یاران رسول خدا (رض) که در محضر پیامبر حضور داشتند و مورد خطاب پیامبر قرار گرفته بودند عرض کردند (انا نستحیی یا رسول الله) ای رسول خدا ما از خدا حیا و شرم داریم، بعد پیامبر فرمودند آن حیایی که من می خواهم به شما عرض کنم که حیای واقعی است با آن چه که شما معتقد هستید حیا نیست.

بعد فرمودند (الاسْتِحْيَاءَ مِنْ اللَّهِ حَقَّ الْحَيَاءِ) حیای واقعی از خدا چیست؟ بعضی ها ممکن است حیا را با خجالت اشتباه بگیرند خیر خجالت نشانه ضعف و ترس انسان است وقتی معلمی از دانش آموز سوال می کند و دانش آموز جواب نمی دهد می گوید من خجالت می کشم این فرق می کند.

حیا از نیروی قدرت ایمانی انسان نشات می گیرد لذا ایشان فرمودند  ما از خدا حیا می کنیم حیای واقعی این است (أَنْ تَحْفَظَ الرَّأْسَ وَمَا وَعَى، وَالْبَطْنَ وَمَا حَوَى، وَلْتَذْكُرْ الْمَوْتَ وَالْبِلَى وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ تَرَكَ زِينَةَ الدُّنْيَا فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ اسْتَحْيَا مِنْ اللَّهِ حَقَّ الْحَيَاءِ) حیای واقعی این است که شما محافظت کنید آن اعضایی که در سر شما قرار دارد،

در مرحله اول عقل یعنی انسان عقلش را باید در راه خیر به کار گیرد فکرش اسلامی و توحیدی باشد و اعضای دیگری که در سر قرار دارد یکی چشم است بهترین و بزرگترین نعمتی که اگر به یک انسان پیشنهاد کنند که آیا تو حاضری چشم تو را در بیاوریم و تمام دنیا را به تو بدهیم هیج عاقلی قبول نمی کند خوب با چشم یکی از نعمتهای خدا است حیای واقعی این است که انسان چشم را از نگاه کردن به نامحرم و آن چه که حرام است باز بدارد.

خداوند متعال در سوره نور دو خطاب متفاوت یکی مخصوص مردها و یک مخصوص زنها می فرماید (40/27) به مردها هم بگو ای پیامبر که چشم هایشان را از نگاه کردن به نامحرم باز بدارند و پاکدامنی و عفتشان را حفظ کنند و به زنها هم بگو زن هم حق ندارد نص صریح آیه قرآن است که به نامحرم نگاه نکنند پیامبر می فرمایند (.قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ (*) وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ) چشم زنا می کند زنای چشم نگاه کردن به نامحرم است .

(النَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبليسَ.) نگاه کردن به نامحرم یک تیر زهرآگینی از تیرهای شیطان است، اگر کسی نگاه کردن به نامحرم را ترک کند و به نامحرم و ناموس دیگران نگاه نکن من به او ایمانی می دهم که حلاوتش را در قلبش احساس می کند.

دومین یا سومین عضوی که در سر انسان است گوش است، گوشش را از شنیدن آنچه که گناه است ترانه است یا آوازز و موسیقی هر آنچه که گناه است حفاظت کند، چون در روزقیامت از همه اعضای انسان سوال می شود (إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ كُلُّ أُولٰئِكَ كانَ عَنهُ مَسئولًا) از گوش از چشم ازقلب هم سوال می شود از همه اعضا سوال می شود که چه گناهی انجام دادید.

عضو دیگری که باید حفاظت کند زبان است، زبان یکی از بزرگترین نعمتها است و مانند یک چاقوی دولبه است اگر انسان زبان را در راه خدا و اطاعت خدا بکار گرد سبب سعادت و خوشبختی انسان می شود و اگر در راه اطاعت از شیطان به کار گیرد سبب بدبختی انسان می شود.

پیامبراکرم(ص) می فرمایند: ( أكثر خطايا ابن آدم في لسانه) بزرگترین گناهان انسانها در اثر زبان است (اِنَّ اکْثَرَ النّاس ذُنُوباً یَوْمَ الْقیامَۀِ اَکْثرُهُم کلاماً فیما لایعنیه) بیشترین انسانهایی که گناه زیاد دارند گناهشان بر اثر سخن بیهوده است، یک فحش و دشنام و غیبت بدتر از همه است حتی سخنان بیهوده گناه و معصیت است.

(مِنْ حُسْنِ إِسْلَامِ الْمَرْءِ تَرْکُهُ مَا لَا یَعْنِیهِ) از خوبی اسلام مسلمان این است آنچه که بیهوده است بر زبان جاری نکند.

چقدر از اختلافات در خانواده ها و چقدر انسانهایی که دیگران را می کشند فقط بر اثر زبان است.

زبان هم می تواند سبب سعادت انسان شود و هم سبب بدبختی انسان است، حفاظت کند و بعد فرمودند (وأن تحفظ البطن وما حوى) اینکه شکم را از آنچه که حرام است و اعضایی که در اطراف شکم قرار دارد از حرام حفاظت کنید.

از خوردن حرام و شرمگاه را از حرام اینها را حفاظت کنید این هم نشانه حیای واقعی است.

فرمودند (وتذكر الموت، وبلا) یکی از نشانه های حیای واقعی هر مسلمان این است که همیشه به فکر مردن باشد، به فکر این باشد که روزی باید به قبرستان برود، خانه اصلی او قبرستان است که در آنجا باید متلاشی شود و هر چه که در دنیا است باید رها کند و بگذارد.

(من أراد الآخرة ترك زينة الحياة الدّنيا) کسی که می خواهد در آخرت سعادتمند باشد باید زر و زیور دنیا را ترک کند. آنچه را که او را از خدا باز می دارد آن را ترک کند.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: وقتی یک انسان این خصلتها را داشت و اعضای بدنش را از گناه محافظت کرد و فکر مردن بود (فَقَدْ اسْتَحْيَا مِنْ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ حَقَّ الْحَيَاءِ) این انسان حیای واقعی دارد.