بدعت و نوآوری در دین (24.02.95)

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی الصدیق: سخنران این هفته 24 اردیبهشت ماه1395 مولانا فاروقی امام جمعه اهل سنت بیرجند بودند و سخنان خویش را پیرامون بدعت و نوآوری در دین ایراد نموده و فرمودند: امروزه متأسفانه بدعت هایی در جوامع اسلامی رواج پیدا کرده که دارای عواقب بسیار خطرناکی است و برماست تا بدعت را تشخیص داده و مرتکب آن نشویم! و اگر بدعتی رواج دارد، شایسته است تا با امر به معروف و نهی از منکر جلوی این بدعت ها را بگیریم.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی الصدیق: سخنران این هفته 24 اردیبهشت ماه1395 مولانا فاروقی امام جمعه اهل سنت بیرجند بودند و سخنان خویش را پیرامون بدعت و نوآوری در دین ایراد نموده و فرمودند: امروزه متأسفانه بدعت هایی در جوامع اسلامی رواج پیدا کرده که دارای عواقب بسیار خطرناکی است و برماست تا بدعت را تشخیص داده و مرتکب آن نشویم! و اگر بدعتی رواج دارد، شایسته است تا با امر به معروف و نهی از منکر جلوی این بدعت ها را بگیریم.

همه می دانیم که دین مبین اسلام و احکام آن در زمان رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم کامل شده است و هیچ گونه فرض، واجب، و سنت یا مستحبی باقی نمانده است که انسانهای بعد از رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم بخواهند آن را به اسلام نسبت بدهند یا آن را عبادت بدانند.

قرآن کریم این مطلب را با صراحت بیان می کند و می فرماید: «...الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ...» امروز ما دین مبین اسلام را برای شما کامل کردیم و نعمت عزت و پیروزی را بر شما تمام نمودیم و اسلام هم مورد رضای همه است.

همچنین رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم می فرمایند: «ما ترکت شیئا مما امرکم الله به الا امرتکم به و لا ترکت شیئا مما نهاکم الله عنه الا و قد نهیتکم عنه»یعنی : هر امری که از سوی خداوند به شما شده است به شما تبلیغ کرده‌ام و هر چیزی را که خدا شما را از آن نهی کرده است من نیز شما را از آن بازداشتم .

باز در روایت دیگر رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم می فرمایند: «إنَّهُ لَمْ يَكُنْ نبي قَبْليإلاَّ كَانَ حَقا علَيْهِ أنْ يَدُلَّ أُمَّتَهُ عَلى خَيرِ ما يعْلَمُهُ لهُم، ويُنذِرَهُم شَرَّ ما يعلَمُهُ لهُم...» هر پیامبری که قبل از من آمده است خداوند متعال بر او واجب کرده و دستور داده که امتش را به آنچه که خیر آنها در دنیا و آخرت است راهنمایی کند و خداوند متعال به هر پیامبری قبل از من هم همین دستور را داده است که امتیانش را از آنچه که برای آنها بد است و سبب بدبختی آنها می شود بر حذر بداند و این مخصوص انبیاء بوده است که به آن چه که خیر و صلاح امتشان است راهنمایی کرده و آنچه که بر ضررشان است آنها را از آن بر حذر کرده است.

در حدیث دیگر رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم می فرمایند:« ما بقی شیئ یقرب من الجنه و یباعد من النار الا وقد بین لکم» هیچ عملی که سبب نزدیک شدن به بهشت می شود یا انسان را از جهنم دور می سازد باقی نمانده است مگر اینکه در دین مقدس اسلام یا در قرآن یا در فرمایشات و عمل و تایید رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم بیان شده است. از این آیات و احادیث نتیجه می گیریم که هیچ واجب، فرض، سنت یا مستحبی بعد از رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم باقی نمانده است که کسی به عنوان عبادت تلقی کند.

در روایتی دیگر رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّممی فرمایند«مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَاهذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ» و در روايت ديگر: «مَنْ عَمِلَ عَمَلاً لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُناَ فَهُوَ رَدٌّ» کسی که در دین مبین اسلام امری یا فعلی را به وجود آورد که در دین اسلام و در حیات پیامبر نبوده و اصحاب و یاران رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم انجام نداده اند مردود و غیر قابل قبول است «کل قول او عمل محدث نسب الی الاسلام و لیس له اصل فی الکتاب اوالسنه اوالاجماع» هر سخن و عملی که بعد از رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم به وجود آمده باشد و به اسلام نسبت داده شود و در قرآن، سنت و اجماع امت نباشد و یا«ما خالف الکتاب والسنه واجماع سلف الامه» آنچه که مخالف با قرآن و سنت و یا اجماع امت باشد این بدعت می شود.

بنابراین بدعت در عبادات است نه درعادات (امور زندگی) بطور مثال اگر کسی لباسی را که پیامبر می پوشیدند، نپوشد! بدعت نیست!؟ اگر کسی غذایی که پیامبر و اصحاب رضی الله عنهم اجمعین می خوردند نخورند بدعت نیست اینها امورعادی و دنیوی هستند زیرا تعریف عبادت عبارت است از «اسْمٌ جَامِعٌ لكلّ مَا يحبهُ اللهوَ يَرْضاهُمِنَ الأقوالِوَ الأفعالِالظَّاهرةِ وَالباطِنَةِ» فرمودند هر عمل و سخنی که انسان انجام می دهد یا بر زبان جاری می کند خدا آن را دوست دارد و مورد خوشنودی خدا می شود واین عبادت است حال اعمال با جوارح باشد یا قلبی باشد.

بدعت دو نوع است:

1.      بدعت اعتقادی

2.      بدعت عملی

بدعت اعتقادی این است که مسلمان اعتقادی داشته باشد که پیامبر و یاران پیامبر(ص) این اعتقاد را نداشته باشند و یا بر خلاف پیامبر و اصحابشان باشد مثلا اگر کسی اعتقاد داشته باشد که غیر از خدا مخلوقی علم غیب دارد و آینده را می داند نزد او می رود تا آینده را بپرسد مثل فال بین و اگر کسی چنین اعتقادی داشته باشد که مخلوق غیب می داند علاوه بر اینکه بدعت اعتقادی است شرک به خدا هم هست چون علم غیب مخصوص خداست و احدی علم غیب نمی داند.

خداوند در قرآن از زبان پیامبر می فرمایند«وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ» اگر من پیامبر علم غیب می داشتم خیلی از کارها را که نباید انجام بدهم انجام نمی دادم؛ پس یکی از موارد بدعتِ اعتقادی این است که انسان چنین اعتقادی داشته باشد  یا مثلا اعتقاد داشته باشد که غیر از خدا شخص دیگری هم می تواند بیماری من را شفا بدهد یا اعتقاد داشته باشد که غیر از خدا شخص دیگری هم می تواند مشکلات مرا حل کند و اینجاست که بدعتها منجر به شرک می شود.

بعضی از بدعتها عملی است یعنی شخص عملی را انجام می دهد که مطابق عمل پیامبر (ص) و اصحابشان (رض) نیست.

عبدالله بن مسعود روزی وارد مسجد شدند و دیدند عده ای دور هم جمع شده اند و ذکر می گویند و سنگ ریزه هایی همراه خود دارند و ذکرشان را می شمارند. گفتند: این چه کاری است که انجام می دهید؟! گفتند: کار خلافی انجام نمی دهیم، ذکر می گوییم و 100 مرتبه سبحان الله 100 مرتبه الحمدالله و 100 مرتبه الله اکبر را می شماریم، ابن مسعود ناراحت شدند و گفتند: آیا شما از اصحاب رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم که در محضرشان علم کسب کرده اند بهتر هستید!؟ آیا دیده اید که یکی از یاران رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم این کار را انجام بدهند؟! بهتر نیست که بجای شمردن اذکار، گناهانتان را بشمارید؟! آیا آیه قرآن را تلاوت نکرده اید که «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا»(احزاب/41) ای مومنین خدا را به کثرت یاد کنید و خدا در این آیه و بسیاری جاهای دیگر عددی را برای ذکر بیان نمی کند.

در جای دیگر خداوند می فرمایند: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ»«الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (آل عمران/190-191)مسلمانان خاص خدا و بندگان مؤمن کسانی هستند که در همه ی حالتها ذکر می گویند.

خداوند متعال برای اذکار وقتی را مشخص نکرده و تعداد آن را نیز تعیین ننموده اند بجز در یک مورد که در روایت داریم که عده ای  نزد رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم آمدند و گفتند: یا رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم اغنیا و ثروتمندان مثل ما نماز می خوانند و عبادت می کنند و اما خدا به آنها مال و ثروت داده و از ثروتشان در راه خدا می دهند اما ما نداریم! پیامبر فرمودند شما بعد از نمازهای فرض 33 مرتبه سبحان الله و 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه الله اکبر بگویید آن ثوابی که اغنیا کسب می کنند شما هم کسب می کنید کم کم این خبر به ثروتمندان هم رسید و آنها هم شروع به این اذکار کردند. رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم فرمودند: این فضل خداست و دست من و شما نیست و فقط در همین مورد است که رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم عدد مشخصی برای اذکار بیان کردند لذا

و یا بر خلاف پیامبر و اصحابشان باشدپیامبر می فرمایند«مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَاهذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ» آنچه که پیامبر و صحابه انجام نداده اند قابل قبول نیست

بنابراین دو چیز است یکی اختصاص دادن وقت معینی برای عبادت غیر از ایامی و اوقاتی که خداوند در آن ایام و اوقات عبادت را تعیین نموده از قبیل اینکه در عیدین و سه روز بعد از قربان روزه گرفتن حرام است حال اگر کسی آمد و روز مخصوصی را برای روزه گرفتن تعیین کرد این خلاف اسلام است و جایگاهی در دین ندارد.

حضرت جبیره همسر رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم روز جمعه را روزه گرفتند پیامبر سوال کردند آیا روز پنج شنبه را روزه گرفتید؟ گفتند: خیر! فرمودند آیا قصد دارید روز شنبه را روزه بگیرید گفتند خیر! فرمودند: پس روزه تان را بخورید چون تعیین کردن یک روز در اسلام وجود ندارد. لذا یکی از بدعتهای عملی همین است که ما عملی انجام دهیم که پیامبر و یارانشان انجام ندادند.

قصه ای است که: عَنْ أَنسٍ رضي اللَّه عَنْهُ قَالَ: جَاءَ ثَلاَثَةُ رَهْطٍ إِلَى بُيُوتِ أَزْوَاجِ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وآله وسلم - يَسْأَلُونَ عَنْ عِبَادَةِ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وآله وسلم - فَلَمَّا أُخْبِرُوا كَأَنَّهُمْ تَقَالُّوهَا وَقَالُوا: أَيْنَ نَحْنُ مِنَ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وآله وسلم - قَدْ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَمَا تَأَخَّرَ. قَالَ أَحَدُهُمْ: أَمَّا أَنَا فَإِنِّى أُصَلِّى اللَّيْلَ أَبَدًا. وَقَالَ الآخَرُ: وَأَنَا أَصُومُ الدَّهْرَ أَبَدًا وَلاَ أُفْطِرُ. وَقَالَ الآخَرُ: وَأَنَا أَعْتَزِلُ النِّسَاءَ فَلاَ أَتَزَوَّجُ أَبَدًا. فَجَاءَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وآله وسلم - إلَيْهِمْ فَقَالَ: «أَنْتُمُ الَّذِينَ قُلْتُمْ كَذَا وَكَذَا؟ أَمَا وَاللَّهِ إِنِّى لأَخْشَاكُمْ لِلَّهِ وَأَتْقَاكُمْ لَهُ، لَكِنِّى أَصُومُ وَأُفْطِرُ، وَأُصَلِّى وَأَرْقُدُ وَأَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِى فَلَيْسَ مِنِّى». متفقٌ عليه. سه نفر آمدند نزد ازواج مطهرات پیامبر(ص) و سؤال کردند که عبادات رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم چگونه است؟ فرمودند: پیامبر قسمتی از شب را عبادت می کنند و قسمتی از شب را می خوابند و حق و حقوق همسرانشان را رعایت می کنند و بعضی از روزها را روزه می گیرند و بعضی از روزها را خیر، آن سه نفر با هم مشورت کردند و گفتند رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم که گناهان آینده و گذشته ایشان بخشیده شده؛ لذا ما باید از پیامبر بالاتر شویم!!!! یکی تصمیم گرفت که من شب ها را نمی خوابم و عبادت می کنم و یکی گفت من تمام روزها را روزه می گیرم و سومی گفت من اصلا ازدواج نمی کنم! خداوند توسط وحی به رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم اطلاع داد و پیامبر ایشان را احضار کردند و فرمودند: شما چنین تصمیمی گرفته اید؟! گفتند: بله هدف ما خیر بوده است. رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم فرمودند: بخدا قسم من خیلی از شماها بیشتر ازخدا می ترسم و از همه شماها باتقواتر هستم  بعضی از روزها را روزه می گیرم و بعضی روزها را خیر حق و حقوق همسرانم را رعایت می کنم و قسمتی از شب را عبادت می کنم و قسمتی از شب را می خوابم چون بدن هم حقی دارد پیامبر فرمودندروش من این است  کسی که از سنت و روش من پا فراتر بگذرد از امت من نیست.

قرآن با صراحت می فرماید «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا» هر آن چه که برای شما آمده انجام دهید و هر انچه که منع شده اید انجام ندهید و یکی از موارد بدعتهای عملی در بسیاری از روستاها این است که صدقات و خیرات خودشان را برای یک روز در سال یا مثلا ماه شعبان اختصاص می دهند ومثلا به روزبرات خیلی اعتقاد دارند و معتقدند که انفاق و صدقه دادن فقط در ایام برات ثواب دارد در حالی که رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم در تمام سال صدقات می دادند و به مستمندان کمک می کردند و در ماه رمضان صدقاتشان بیشتر بود و اگر کسی دنبال ثواب باشد هر عبادتی در ماه رمضان ثواب بسیار دارد زیرا ماه رمضان استثنا است زیرا ثواب عبادت چندین برابر می شود.

پیامبر می فرمایند«أبى الله أن یقبل عمل صاحب بدعةحتى یدع بدعته» خداوند عمل صاحب بدعت را قبول نمی کند تا زمانی که بدعتش را رها کند.

آنچه از عبادت در مورد ماه شعبان و برات ثابت شده اینست که پیامبر و اصحابشان در این ماه بیشتر از ماههای دیگر روزه می گرفتند و عبادت می کردند تا برای ماه مبارک رمضان آماده شوند اصحاب و یاران رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم در شب های تاریک، صدقاتشان را می دادند.

شخصی زکاتی داشت وآن را دست فردی گذاشت و آن فرد دزد بود صبح با خبر شدند که زکاتش را دست دزدی داده، شب بعد زکاتش را دست زنی داد بعد زن مرتکب کار خلاف شرع شد و صبح گفتند: فلانی زکاتش را دست زن بدکاری داده و شب بعد زکاتش را دست فردی داد و او ثروتمند بود نزد پیامبر آمد و رَسُول اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم فرمودند: هر سه صدقه قبول شده است.

به دزد که داده شاید صدقه باعث شده باشد که دست از دزدی بردارد و به زن بدکار که داده شاید صدقه باعث شده باشد دست از بدکاری بردارد و به ثروتمند که داده شاید این صدقه باعث شود که او هم حق مالش را ادا کند.

یکی از بدعتهای دیگر که متاسفانه در جامعه ما رواج پیدا کرده شرکت کردن زنان در تشیع جنازه ها است.

در رابطه با رفتن زنها به قبرستان که سببی برای گناه آنها نباشد اختلاف است بعضی ها طبق حدیث پیامبر که لعنت کردند زنهایی را که به قبرستان می روند طبق این حدیث حتی تشییع جنازه و رفتن زنها به قبرستان حرام است  در اینکه که رفتن زنها به تشییع جنازه حرام است اختلافی وجود ندارد چون نمازه جنازه بر زنها فرض کفایه است و رفتن در تشییع جنازه درست نیست و در مورد رفتن به قبرستان  بعضی ها استدلال می کنند زنی که به سر قبر فرزندش رفته بود گریه می کرد پیامبر فرمودند از خدا بترس و گریه نکن او پیامبر را نمی شناخت گفت این مصیبتی که به من رسید اگر به تو هم می رسید حالت از من بهتر نبود!. فردی به او گفت شخصی که به تو گفتند گریه نکن! پیامبر بودند آمد و عذرخواهی کرد و پیامبر فرمودند صبر زمانی اجر و پاداش دارد که در لحظه اول مصیبت باشد وقتی یک دو روز گذشت مصیبت سبک می شود و صبر آسان می شود.

بعضی ها استدلال می کنند که پیامبر منع نکردند از قبرستان و یعضی ها می گویند شما به قبرستان بروید که به یاد آخرت بیفتید بحث ما تشییع جنازه است اگر علمای بزرگوار دیدند که زنها در تشییع جنازه شرکت کرده اند شما شرکت نکنید و نماز نخوانید چون در جایی که به سخن پیامبر و دستور پیامبر دهن کجی می شود شرکت کردن در چنین تشییع جنازه ای هیچ اجر و پاداشی ندارد.

وقتی مردها از طرف زنها رژه می روند آیا مردها محرم زنها هستند آیا یک چشمی که به نامحرمی افتاد دیگر نیاز نیست که نماز بخواند خدا هیچ گاه نماز جناره ای که در همان لحظه به زن نامحرمی نگاه کرده را قبول نمی کند. کسی که به تشییع جنازه می رود باید این چیزها در ذهنش نباشد سعی کنیم این بدعتها را از زندگی خود حذف کنیم زیرا پیروی از دستورات خدا و پیامبر باعث سعادت انسانها می شود.

«وَمَنْ يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا»کسی که از دستورات پیامبر اطاعت کند به رستگاری می رسد پیامبر می فرمایند «مَن سَنَّ في الإِسلام سُنَّة حَسَنَة فله أجرُها وأجرُ من عمل بها من بعده ، من غير أن يَنْقُصَ من أجورهم شيء ، ومن سَنَّ في الإِسلام سُنَّة سيِّئة كان عليه وِزْرُها وَوِزْرُ مَنْ عمل بها من بعده ، من غير أن ينقُصَ من أوزارهم شيء» کسی که در اسلام راه و روش خوبی را به جا می گذارد و دیگران این راه و روش را ادامه می دهند هر کسی که این راه و روش را ادامه می دهد ثواب به او می رسد  بدون اینکه از ثواب آن شخص کم شود و فرمودند کسی که در اسلام راه و روش بدی را انجام دهد و دیگران آن بدعت را رواج دهد و عمل کنند فرمودند گناه این بدعت که به گردن شخص است به جای خود گناه هر کسی که این بدعت را انجام می دهد به گردن او است بدون اینکه از گناه آن شخص کم شود.

و باز پیامبر می فرمایند:«فإنَّه مَنْ يَعِشْ منكم بعدي فسيري اختلافاً كثيراً؛ فعلَيكم بسنَّتي وسنَّةِ الخلفاءِ الراشدين المَهديِّين، تمسكوا بها وعَضُّوا عليها بالنواجِذ، وإياكم ومحدثات الأمور؛ فإن كلَّ محدثةٍ بدعةٌ، وكلَّ بدعةٍ ضَلالة»بعد از من خواهی دید که اختلافات زیادی بین مسلمانان به وجود خواهد آمد اختلافات مذهبی و اعتقادی بعد فرمودند: در آن زمان تنها راه نجات این است که به سنت من چنگ بزنید و از راه و روش من اطاعت کنید و به سنت خلفای راشدین ابوبکر و عمر و عثمان و علی رضی الله عنهم چنگ بزنید و عمل کنید و محکم بگیرید و بر حذر باشید از بدعتها زیراهر آنچه که در دین اسلام به وجود می آید بدعت است و سرانجام بدعت جهنم است پیامبر فرمودند توبه انسان بدعت گذار انسانهای که کارهای بدعت انجام می دهد قبول نمی شود تا زمانی که از بدعت دست بردارد