تقوا و پرهیزگاری (23بهمن 94)
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی الصدیق؛ سخنران این هفته 23 بهمن ماه 1394 مولانا فاروقی امام جمعه اهل سنت بیرجند بودند و سخنان خویش را پیرامون تقوا و پرهزگاری ایراد نموده و فرمودند: تقوا تقریبا بیش از 300 مرتبه در قرآن تکرار شده است و همین اهمیت مسئله را می رساند و خداوند متعال می فرماید (ان الله یحب المتقین) خداوند انسانهای با تقوا را دوست دارد.
تقوا چیست؟ و انسانهای با تقوا و پرهیزگار چه صفاتی دارند؟
تقوا در لغت به معنی پیشگیری است یعنی انسان باید در بین خودش و از آنچه که می ترسد حائل و مانعی به وجود آورد تا او را حفاظت کند و از آن چه می ترسد او را نجات دهد
تقوا در لغت به معنی پیشگیری است یعنی انسان باید در بین خودش و از آنچه که می ترسد حائل و مانعی به وجود آورد تا او را حفاظت کند و از آن چه می ترسد او را نجات دهد. وقتی که انسان گناه و معصیت می کند مسلما خشم خدا را به دنبال دارد و خشم خدا هم به دنبال آن عذاب و مصیبت و گرفتاری است اینها مواردی است که بر اثر گناه و معصیت به انسانها می رسد.
خداوند در قرآن بیان می کند که «وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ» هر مصیبتی که به شما می رسد در تفسیر این حدیث پیامبر فرمودند «لَا يُصِيبُ ابْنَ آدَمَ خَدْشُ عُودٍ , وَلَا عَثْرَةُ قَدَمٍ , وَلَا اخْتِلَاجُ عِرْقٍ , إِلَّا بِذَنْبٍ وَمَا يَعْفُو اللهُ عَنْهُ أَكْثَرُ» حتی خراشی که در بدن انسان به وجود می آید لغزشی که به وجود می آید هر گونه اتفاقی که برای انسان به وجود می آید بر اثر گناه و معصیت است اما آنقدر خداوند متعال نسب به بندگانش مهربان است که بر اثر هر گناه و مصیبت انسانها را مجازات نمی کند همان طور که در آیه ای دیگر می فرماید: «وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا» اگر خداوند متعال به خاطر هر عملی که بندگان او انجام می دهند انها را مواخذه کند در روی زمین هیچ انسانی زنده نمی ماند خداوند متعال اولا به انسانهای گناهکار مهلت می دهد که بلکه توبه کنند و به خدا برگردنند و دست از گناه و معصیت بر دارد.
گاهی خداوند متعال وقتی که انسان متنبه نمی شود از مصیبت ها و گرفتاری هایی که برای او به وجود آمده متنبه نمی شود گاهی خداوند متعال یک تلنگری بر ا وارد می کند او در یک جایی می گیرد تا بلکه متنبه شود همان طور که در زمان حضرت عمر شخصی را آوردند که دزدی کرده بود دستور دادند که باید دست او قطع شود شروع به التماس کرد که ای امیر المومنین من اولین مرتبه است که مرتکب گناه دزدی شدم مرا ببخشید حضرت عمر فرمودند که خداوند متعال با یک گناه انسان را مجازات و رسوا نمی کند این شاید گناه چندین بار است که خداوند تو را در این گناه مجازات می کند و تو را رسوا می کند بعد از این گفت بله من بارها دزدی کرده ام و گناهان دیگر انجام داده ام و این گناه چندمین بار است.
خداوند می فرماید ما به هر گناه و معصیتی که انسانها انجام می دهند آنها را مواخذه نمی کنیم اما در بعضی از گناهان آنها را مواخذه می کنیم چرا؟! چون «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» پس گناه و معصیت عواقبی هم در این دنیا دارد و در آن دنیا عذاب خودش باقی است.
حضرت علی در رابطه با تقوا می فرمایند «التقوى هي الخوف من الجليل والعمل بالتنزيل والرضا بالقليلوالاستعداد ليوم الرحيل»چقدر جالب حضرت علی در رابطه با تعریف تقوا این مطلب را بیان می فرمایند بعضی ها گفتند «و التقوى هي أداء ما فرض اللهو اجتناب ماحرم الله» خیلی مجمل ادا کردن آنچه که خدا فرض کرده و ترک کردن آنچه که خدا آن را منع کرده حضرت علی(ع) می فرمایند: یکی از نشانه های تقوای شخص مسلمان که خدا او را دوست دارد، این است که از خدا ترس داشته باشد؛ ترس چگونه تحقق پیدا می کند؟ اولین مرتبه و اولین درجه ترس از خدا این است که شخص مسلمان خدا را بر اعمال خودش حاضر و ناظر بداند و یقین داشته باشد که هر عملی انجام می دهد حتی هر تصوری که در قلبش است خدا او را می بیند و می داند.
«يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ» آن چشم هایی که مخفیانه خیانت می کنند و به ناموس دیگران نگاه می کنند، خداوند آن چشم ها را می بیند و از نیت آنها آگاه است، آنچه که انسانها در دلها پنهان دارند و احدی غیر از خودش آن را نمی داند خداوند آگاه است. علاوه بر این که خدا همه چیز را حتی عملی را که انجام نداده ایم و می خواهیم در آینده انجام دهیم بلکه آن عمل را هم می داند.
فرشتگانی را برای اینکه ما در روز قیامت انکار نکنیم که ما چنین عملی انجام نداده ایم آنها را بر ما مامور قرار داده است «وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ»«كِرَامًا كَاتِبِينَ»«يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ»خداوند متعال برای هر انسانی دو فرشته را به عنوان محافظ که جنات نتوانند به او اسیبی برسانند و همچنین به عنوان نویسنده اعمال انسان تعیین نموده است فرشتگان بزرگواری که می نویسنند همه اعمال ما را و «مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ» هر سخنی که از زبان ما جاری می شود ماموری آماده است و آن را ضبط و ثبت می کند چرا برای اینکه در روز قیامت اگر انسانی انکار کرد که من چنین سخنی را نگفتم و من چنین عملی را انجام نداده ام آن وقت آن نامه اعمالش باز می شود و آن لحظه ای که ساعتی که روزی که ماهی که آن گناه را انجام داده است ضبط شده است انسانها دستگاه هایی درست کردند همه اعمال و رفتار انسان را نشان می دهد وقتی که انسان می تواند چنین کاری انجام دهد خدا در روز قیامت همه اعمالی که ما انجام داده ایم مانند همان تلویزیون به ما نشان می دهد آن وقت فاقد انکار نیست یکی از نشنه های ترس از خدا این است که انسان مسلمان خدا را مراقب و شاهد و ناظر بر اعمل خودش بداند من چندین بار این قصه را عرض کردم عده ای از طلاب در حضور استادشان بودند استاد به یکی از طلبه های خردسال بیشتر احترام می گذاشت طلاب نوسال دیگر کنجکاو شدند و گفتند علت چیست که استاد این قدر احترام به این طلبه می گذارد به ما نمی گذارد استاد متوجه شد به همه دستور داد که فردا همه شما یک مرغ یا پرنده ای را بگیرید و در جایی که احدی شما را نبیند او را ذبح کنید و بیاورید همه این کار را کردند غیر از این دانش آموز خردسال که پرنده را برد و زنده برگرداند استاد گفت من نگفتم برو در جایی که احدی تو را نبیند ذبح کن بیار گفت بله استاد به من گفتید اما من هر جایی در روی زمین گشتم جایی را پیدا نکردم که خدا مرا بیند «العالم كلّه محضر الله, فلا تعصوا الله في محضره» پس جهان هر جایی هر مکانی محل دید خدا است خدا ما را می بیند حتی مورچه ای که در ته چاه است خدا از حال او آگاه است که در چه حالتی است و کجا هست پس اگر شما از خدا می ترسید در حضور خدا شرم و حیا کنید و نافرمانی خدا را نکنید آن وقت طلاب پی بردند که بله احترام استاد به این دانش آموز چیست ترس از خدا مقام بسیار بالایی دارد حتی خداوند متعال یکی از شریط مومنین را می فرماید «فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» اگر شما مومن و پاک هستید از مردم نترسید از مخلوقات خدا نترسید زیرا ذره ای نفع و ضرر در دست مخلوقات خدا نیست من بارها حدیث پیامبر را عرض کردم اگر همه مخلوقات جهان جمع بشوند و بخواهند به انسان ضرر یا نفعی برسانند اما خدا نخواهد امکان ندارد پس انسان باید از خدا بترسد «وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ» در آیات مختلف خدا می فرماید فقط از من خدا بترسد پس ترس از خدا این است که انسان هر کاری که انجام دهد اول خدا را در نظر بگیرد که خدا من را می بیند علاوه بر آن «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»در روز قیامت همین دستی که ممکن است به کسی ظلم کنیم حق کسی را بگیریم و همین چشمی که به حرام نگاه می کنیم و همین زبانی که غیبت و تهمت و دروغ و شهادت به دروغ می دهیم همگی اینها بر علیه ما شهادت می دهند حتی تصوراتی که در قلب ما است در روز قیامت از قلب سوال می شود که چه چیزهایی در قلب نهفته داشتی کینه داشتی تکبر و خودخواهی و غرور داشتی همه اینهایی که در قلب انسان است از همه اینها سوال می شود آن وقت انسان اعتراض می کند که ای دست ای زبان چرا بر علیه من شهادت می دهید بعد زبان می گوید «وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنْطَقَنَااللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»من امروز در اختیار تو نیستم در دیا در اختیار تو بودم هر چه که دلت می خواست بر زبان جاری کردم چشم و دست همین حرف را می زنند امروز ذاتی ما را به سخن در اورده است که هر چه را او به سخن در می آورد خدا ما را به سخن در آورده است پس ترس از خدا یکی از ثمراتش این است «وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى»کسی که از خدا می ترسد ترس واقعی دارد گناه و معصیت نمی کند فرائضو واجباتش را ترک نمی کند و و نفسش را از خواهشات نامشروع دارد باز می دارد که یکی از دشنان اسان است پیامبر فرمودند بدترین دشمن یک انسان نفس او است که ر کنارش قرار دارد علاوه بر شیطان «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»نفس همیشه انسان را به گناه و معصیت تشویق می کند پس کسی که از خدا بترسد و نفسش را از هوا و خواهشات نفسانی باز بدارد «فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى» ثمره اش بهشت است و به همین خاطر مبارزه با نفس یکی از بزرگترین عبادات است بلکه بزرگترین جهاد جهاد با نفس است «المُجَاهِدُ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ»پیامبر می فرمایند مجاهد واقعی کسی است که با نفسش جهاد می کند نفسش را به عبادت خدا وادار می کند به طور مثال در ماه مبارک رمضان در روز 17 یا 18 ساعت در هوای 40 درجه یا بالاتر انسانی که تشنه و گرسنه است و احدی در خانه نیست همه چیز اماده است در یخچال هم است اما نفس می گوید گرسنه و تشنه هستی اما اگر انسان بتواند از خدا بترسد حتی در خلوت که احدی او را نمی بیند و دست به طرف غذا و نوشیدنی دراز نکند آن وقت است تقوا که دارند خداوند متعال می فرماید روزه بر شما فرض شده است «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» هدف از این روزه وقتی که انسان بتواند جلوی نفسش را تی از مباهاتی که در یازده ماه از ان ستفاده می کرده است و از آن بهره می گرفته است دستش را و زباش ا همه اعضایش را از آن نگه دارد با تقوا می شود وقتی که انسان باتقوا شد جایگاهش بهشت است پس مبارزه با نفس یکی از بزرگترین عبادات است حضرت عمر می فرمایند «حَاسِبُواأَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا، فَإِنَّهُ أَهْوَنُ - أَوْ قَالَ: أَيْسَرُ - لِحِسَابِكُمْ، وَزِنُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا، وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ: {يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنْكُمْ خَافِيَةٌ}»در همین دنیا اعمال خودتان را محاسبه کنید شب که به خانه بر می گردید مثل همه کارهایتان لااقل نیم ساعت بنشینید و نفستان را محاسبه کنید که امروز صبح از خواب بلند شدید تا الان چه اعمالی انجام دادید وقتی که اعمال خودتان را در این دنیا سبک و سنگین کردید فردای دیگر می توانید آن اعمالی که در آن تقصیرات داشتید جبران کنید و اگر محاسبه نکردید و با این گناهان رفتید آن دنیا جای محاسبه و رشوه دادن نیست «وَاتَّقُوا يَوْمًا لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ»از آن روزی بترسید که در آن روز نه کسیی می تواند سفارش کند برای انسانها نه خداوند در ازای گناه و معصیت انسان از انسان چیزی می گیرد هیچ عوضی وجود ندارد حتی انسانهای گناهکار که با حق و حقوق دیگران از این دنیا رفتند و طلب کارانی برای خود گذاشته اند اگر غیبت کردند طلبکار است تهمت زده اند طلبکار هست و دروغ به کسی گفتند طلبکار است خیانتو ظلم کردند هر نوع حق مخلوق انسانی را که انسان در دنیا ضایع کرده باشد باید در قیامت عوضش را بپردازد عوضش چیست پیامبر روزی از یارانشان سوال کردند مفلس چه کسی است خوب صحابه عرض کردند یا رسول الله «أَتَدْرُونَ مَا الْمُفْلِسُ؟» قَالُوا: الْمُفْلِسُ فِينَا مَنْ لَا دِرْهَمَ لَهُ وَلَا مَتَاعَ، فَقَالَ: «إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِي يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِصَلَاةٍ، وَصِيَامٍ، وَزَكَاةٍ، وَيَأْتِي قَدْ شَتَمَ هَذَا، وَقَذَفَ هَذَا، وَأَكَلَ مَالَ هَذَا، وَسَفَكَ دَمَ هَذَا، وَضَرَبَ هَذَا، فَيُعْطَى هَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ، وَهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ، فَإِنْ فَنِيَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ يُقْضَى مَا عَلَيْهِ أُخِذَ مِنْ خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَيْهِ، ثُمَّ طُرِحَ فِي النَّارِ»مفلس کسی است پول و پله ای نداشته باشد فقیر باشد پیامبر فرمودند سوال من در مورد مفلس دنیا نیست سوال من در مورد مفلس آخرت است مفلس آخرت کسی است که وقتی که در میدان محشر حاضر می شود آن اعمال صالح و شایسته ای که در دنیا انجام داده است افتخار می کند و به خودش می بالد و با خود می گوید امروز من بدون سوال و جواب به بهشت می روم علاوه بر تکالیف فرض و واجبات کوتاهی نکرده است نمازهای نافله و روزه ها و صدقات نافله داده است و خوشحال است اما یک مرتبه می بیند که اطرافش را عده ای گرفته اند از انها می ترسد شما چه کاره هستید و با من چکار دارید آنها می گویند ما همه طلبکار هستیم یکی می گوید در دنیا به من تهمت زده ای یک می گوید به من ظلم کردی یکی می گوید حق من را خوردی یکی می گوید برای من شهادت دروغ دادی امثال غیبت بعد خداوند عادل است هیجگاه ظلم نمی کند دستور می دهد که از اعمل صالح نمازها روزه ها و زکات و همه اعمالی که انجام داده است به طلبکارها بدهید تا راضی شوند بروند اعمالش تقسیم میشود بعد که تقسیم شد اگر طلبکارها تمام شدند این بدبخت می ماند با تمام این گناهانی که در دنیا انجام داده است اگر هنوز طلبکارها تو صف هستند و تمام نشدند خداوند می گوید از گناهان طلبکارها بردارید و روی کوله بار این بدبخت بگذارید تا راضی شوند بعد آن کوهی که از اعمال صالح داشته است هیچ همه رفت می ماند با کوهی از گناه و معصیت و گناهانی که در روی دوش گذاشته است خداوند دستور می دهد او را ببرید به جهنم انسانی که از گناه می ترسد باید اولا در دنیا عملی انجام دهد که خدا را راضی کند و برای خودش طلبکاری در آن دنیا و آخرت نگذارد فرمودند سه چیز انسان را نجات می دهد وَثَلَاثٌ مُنْجِيَاتٌ: خَشْيَةُ اللهِ فِي السِّرِّ وَالْعَلَانِيَةِ، وَالْقَصْدُ فِي الْفَقْرِ وَالْغِنَى، وَالْعَدْلُ فِي الْغَضَبِ وَالرِّضَا»انسانها در همه حالتها از خدا بترسد بعضی ها فقط در جلوی مردم می ترسند و کار خلافی انجام نمی دهند و فکر می کنند که در جای خلوت هیچکار ندارد در حالی که پیامبر یکی از هفت نفری را که می فرمایند در روز قیامت از هوای گرم طاقت فرسا میدن محشر در امان می ماند و در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرد «وَرَجُلٌ دَعَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ مَنْصِبٍ وَجَمَالٍ إِلَى نَفْسِهَا فَقَالَ: إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ»یک جوانی است هیچ مانعی وجود ندارد همه وسایل این عمل فحشا برایش فراهم است و زن هم زن زیبا و صاحب نسب است در خلوت او را دعوت به عمل فحشا می کند ان جوان می گوید من از گناه می ترسم و دست به چنین عملی نمی زنم اگر جوان در چنین حالتی بتواند جلوی نفسش را بگیرد و گناه نکند ارزش دارد اما یک انسانی که محیط برایش آماده نیست یا توان گناه کردن را ندارد یا اینکه از دیگران می ترسد این ترک کردن گناه در چنین حالت درست است خوب است اما ارزش گناهی که انسان می تواند انجام دهد و هیچ مانعی نیست ترک کردن آن گناه بسیار بااتر است به همین خاطر ثمره چنین تقوایی و ترس از خدا این است که در زیر سایه عرش قرار بگیرد و فرمودند سه چیز انسان را نجات می دهد یکی اینکه انسان در هر حالت چه در خلوت و چه در بین مردم از خدا بترسد و عمل خلافی انجام ندهد دوم فرمودند انسان در هر دو حالت هم در حالت خوشحالی و هم در حالت عصبانیت و ناراحتی بتواد عدالت را رعایت کند به همین خاطر پیامبر می فرمایند «ولا یقضین احدکم و هو غضبان» نباید قضاوت بکند هیچ یک از شما هنگامی که عصبانی و ناراحت است قاضی هنگامی که ناراحت است حق صدر حکم را ندارد چون در آن حالت ممکن است حکمش واقعی نباشد حتی آنقدر اسلام نسبت به عدالت تاکید فرموده است که می فرماید «وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»اگر شما با یک گروهی دشمنی دارید با یک فردی دشمنی دارید اما این دشمنی شما را وادار نکند که عدالت را زیر پا بگذارید و عدالت نکنید حتی با دشمن هم اسلام دستور می دهد هنگامی که می خواهید کاری انجام بدهید عدالت داشته باشید در سخن گفتنتان باید عدالت داشته باشید اگر دشمنتان است در مورد دشمن سخن ناحقی را به دیگران بازگو نکند در مورد دشمن حرف زشتی را نگوید در عدالت در گفتار هم همین است مسلمان باید حتی در برابر کسی که با او دشمنی دارد حق ندارد در رفتار و کردار و گفتارش عدالت را کنار بگذارد و سومین مطلبی که فرمودند سبب نجات انسان می شود فرمودند «والقسط بالغنا والرضا» انسان باید میانه رو باشد در همه حالت در زمانی که خدا به او مال و ثروتی دارد دست به اسراف نزند سرمایه اش را در راههای بیهوده هزینه نکند وقتی که فقیر هم هست به همان نحو در هر حالت هم در زمانی که انسان ثروت دارد نباید خدا را فراموش کند در این سه حالت ها فرمودند کسی که به این سه تا غفلت نداشه باشد انسان نجات یافته ای است به هر حال ترس از خدا یکی از نشانه های تقوا است اگر انسان از خدا نترسد و ترس از خدا نداشته باشد به حیوانی درنده می شود در لباس انسان همان طور که خداوند متعال این نوع انسانها را در قرآن معرفی می کند «لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»انسانهایی که از خدا نمی ترسند و تقوا ندارند آنهاقلب دارند اما نه آن قلبی که انسانهای مومن دارند قلب دارند مانند قلب حیوانات چشم دارند اما با این چشمشان حقایق و واقعیت ها و نشانه های عظمت خدا را نمی بینند چشم ظاهر و سرع دارند اما چشم بصیرت ندارند و همچنین گوش دارند صداها را هم میشنوند اما صدای حق را آیات خدا را دستورات پیامبر را نمی شنوند فرمودند انسانهایی که از خدا نمی ترسند و مشغول خوشگذارنی و معصیت هستند اینها مانند چارپایان حتی به مرحله ای می رسند که از چارپایان بدتر می شوند در کشورهی اروپایی آنقدر بعضی از انسانها بی حیا هستند که حتی در ملع عام عمل فحشا انجام می دهند در حالی که خیلی از حیوانات هستند که نسبت به جنس مخالف خود از انسانها غیرت بیشتری دارند اما این انسانها گمراه تر و پست از حیوانات قرار می گیرند به همین خاطر خداوندمتعال برای اینکه انسان اشرف مخلوقات است به این خاطر است از خدا بترسد و به دستورات خدا عمل کند پس ما باید روزی را در نظر بگیریم «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ»«وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ»«وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ»«لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ» ما باید از روزی بترسیم روزی که همه افراد درجه یک انسان از انسان فرار می کنند خواهر از برادر فرار می کند پدر و مادر از فرزندان و فرزندان از پدر و مادر همه از یکدیگر فرار می کنند چرا در دنیا به خاطر فرزندان خودشان را فدا می کنند زن و مرد در تمام مشکلات یار و یاور یکدیگر هستند وخواهر و برادر به همین نحو در آن دنیا یکدیگر را می بینند فرار می کنند خدواند می فرماید «لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ» در آن روز هر یکی گرفتاری دارد هر یک به فکر نجات خودش است می گوید اگر من امروز برادرم و خواهرم و فرزندم و پدر و مادرم از من کمکی خواست که به او کمک کنم مال و ثروتی ندارم تنها کمکی که می توانم برای نجات نزدیکانم انجام دهدم این است که من اعمال صالح خودم را به او بدهم و هیچ کسی در ان روز حاضر به این کار نیست «يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ»«إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» در آن روز نه مال و ثروت انسان دردی را برای انسان دوا می کند و مشکلی حل نمی کند و نه فرزندان انسان خدا که این دو را مثال می زند به خاطر اینکه بسیاری از مشکلات انسان در دنیا با مال و ثروت و فرزندان حل می شود هیچ یک ازاینها برای انسانها سودی ندارد «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» مگر انسانی که با قلبی پاک در محضر خدا حاضر شود قلب پاک قلبی که از کینه سوء ظن پاک باشد «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ...»بسیاری از انسانها نسبت به بعضی از برادر و خواهران مسلمانشان سوء ظن دارند اگر این سوء ظن حقیقت نداشته باش گناه بسیار بزرگی است و در روز قیامت باید پاسخگو باشد به هر حال در روز قیامت کسانی نجات پیدا می کنند که با قلب پاک در محضر خدا حاضر بشوند