سیره پیامبر صلی الله علیه و سلم
ماه ربیع الاول ماهی است که اتفاقات بسیار مهم و ارزشمندی در این ماه افتاده است از جمله: میلاد پیامبر صلی الله علیه و سلم در 12 ربیع الاول سال 570 میلادی بوده است، همچنین وفات پیامبر صلی الله علیه و سلم در 12 ربیع الاول بوده است به روایتی هجرت پیامبر صلی الله علیه و سلم هم در همین تاریخ صورت گرفته است به همین مناسبت در رابطه با گوشه ای از سیره پیامبر صلی الله علیه و سلم مطالبی عرض خواهد شد.
وقتی که ما زندگی پیامبر صلی الله علیه و سلم را مطالعه می کنیم می فهمیم که فضایل و سجایای آن حضرت در قالب الفاظ نمی گنجد این چراغ روشن الهی زمانی چشم به جهان گشود که تاریکی ظلم و جور و ستم و بیگانگی سراسر جهان را فرا گرفته بود و به اوج خود رسیده بود صفا و صمیمیت و بشر دوستی به صفر رسیده بود و طوق بردگیِ قیصر و کسری بر گردن همگان دیده می شد.
در زمانی آن حضرت چشم به جهان گشود که دختران را در جلوی چشم مادرانشان زنده به گور می کردند، بی نظمی و بی دینی روح جهان را خسته کرده بود، ناآرامی و آشفتگی سراسر جهان را فراگرفته بود صفا و صمیمیت و ایثار و فداکاری و تفکر از همگان سلب شده بود، هیچ قدرتی وجود نداشت که بتواند عدالت را گسترش دهد و از مظلومین حمایت کند و همچنین ستمگران و ظالمان را به سزای اعمالشان برساند، مردم حبشه در آتش بت ها می سوختند، مردم ایران زمین پیروان زرتشت کیششان را به تمسخر می گرفتند، اعراب که در تقاطع زورگویان جایگاهی داشتند، مورد هجومشان قرار می گرفتند و ضربه های بسیار هولناکی بر آنها وارد می شد، طوری شده بود که تمام جوامع آن روز منتظر بودند که دستی از عالم غیب بیرون آید و جهان را از نو بنا کند و بسازد تا از این ذلت و بدبختی نجات پیدا کنند.
در همان سالی که پیامبر صلی الله علیه و سلم چشم به جهان گشودند ابرهه با لشکری از فیل ها برای تخریب خانه کعبه به مکه آمد، اما قبل از رسیدن به هدفش، خداوند متعال او و لشکریانش را بواسطه ابابیل نابود کرد.
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و سلم بدنیا آمدند پدر ایشان چشم از جهان فرو بسته بود و سرنوشت همه انبیا علیهم السلام همین است پیامبرانی که می خواهند جهان فانی را به جهان باقی پیوست بدهند باید از ابتدا مورد آزمایش و امتحان قرار بگیرند تا بتوانند در برابر مشکلات ابلاغ رسالت خدا، صبر و شکیبایی داشته باشند. خداوند انبیا را از ابتدا می سازد برای امر بسیار خطیر آن هم ابلاغ رسالت و همچنین هدایت انسانها و این آزمایش برای همه مومنین و مسلمانان است «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ» (انبیاء/2) آیا مردم وقتی ایمان می آورند و می گویند ما مسلمان هستیم به حال خودشان رها می شوند و مورد امتحان و آزمایش قرار نمی گیرند«وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ» (عنکبوت/3) تنها آزمایش برای شما مسلمانان امت پیامبر صلی الله علیه و سلم نیست بلکه همه امت ها همه مؤمنینی که قبل از شما بودند مورد آزمایش قرار گرفتند و این سنت الهی است در مورد همه انبیاء الهی.
به همین نحو خداوند وقتی که حضرت آدم را خلق کرد برای امتحان او ابلیس را جلویشان قرار داد وقتی که حضرت ابراهیم را مبعوث کرد نمرود و نمرودیان را جلویشان قرار داد و وقتی که حضرت موسی را مبعوث کرد فرعون و فرعونیان را قرار داد وقتی که پیامبر آخر الزمان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم را مبعوث کرد ابوجهل ها و ابولهب را در برابر ایشان قرار داد. این سنت الهی است که خداوند همه انبیا و مسلمانان را آزمایش می کند و آزمایش ها با هم فرق می کند.
وقتی از پیامبر صلی الله علیه و سلم سوال می شود چه کسی امتحان او در دنیا از همه سخت تر است پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: امتحان انبیا از همه سخت تر است. داستان هر پیامبری را که مطالعه کنید می ببینید که چقدر سختی ها دیده اند و آزمایشها شده اند تا به درجه نبوت رسیده اند.
حضرت یوسف نه سال به زندان می رود و بردگی می کند بعد به نبوت می رسد بعد فرمودند: بعد از انبیاء امتحان و آزمایش کسانی سخت تر است که در درجه پایین تر از انبیا قرار دارند یعی اولیا و دوستان خدا، که امتحان آنها سخت تر از بقیه است بعد فرمودند: هر انسانی بر مبنای دیانت و تقوایی که دارد باید مورد آزمایش قرار بگیرد چون انسان متقی و پرهیزگار به بلاها و مصیبتها گرفته شده است این حدیث و سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم است که خدا بنده اش را که دوست دارد و گناهی مرتکب شده است مورد آزمایش قرار می دهد.
فقط انبیاء هستند که معصوم هستندو غیر «كُلُّ بَنِي آدَمَ خَطَّاءٌ وَخَيْرُ الْخَطَّائِينَ التَّوَّابُونَ» یعنی همه بنی آدم از آنها خطا سر می زند اما بهترین خطاکاران و گناهکاران کسانی هستند که توبه می کنند به هر حال از انسانها خطا سر می زند اما خداوند بنده اش را دوست دارد با امتحانات مختلف «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» (بقره/155) گاهی خداوند متعال انسان را با گرسنگی یا ترس یا نامنی آزمایش می کند گاهی انسان را با ضرر رساندن به مال و جان و فرزندان آزمایش می کند و در پایان می فرمایند آنهایی که در مقابل مصیبت ها خودشان را به خدا می سپارند و می گویند خدایا ما از آن تو هستیم و به تو باز می گردیم و صبر می کند بشارت برای آنها است به هر حال وقتی که انسان متقی و پرهیزگاری دچار مصیبت و مشکلات و گرفتاریها شده است دلیل آن است که خداوند بنده اش را دوست دارد می خواهد با این امتحانها او را پاک سازد وقتی که به ملاقات پروردگارش می شتابد پاک یا کم گناه برود.
خداوند متعال انسانهای دیندار را بیشتر آزمایش می کند انسانهای متقی آزمایشات آنها سخت تر است، هر کسی بر مبنای دین و دیانت و تقوایش امتحان می شود کسی که تقوایش ضعیف است امتحانش هم کمتر است چون تحمل ندارد خداوند متعال پیامبر صلی الله علیه و سلم را از همان ابتدای طفولیت مورد آزمایش قرار می دهد ایشان وقتی که به سن شش سالگی می رسند وقتی که هر فرزندی نیاز به آغوش گرم مادر دارد نیاز به رحم و شفقت و محبت مادر دارد باز مادر ایشان از این دنیا می روند در سن هفت سالگی باز سرپرستشان عبدالمطلب جد ایشان فوت می کنند یعنی از همان اول پیامبر صلی الله علیه و سلم مورد آزمایش قرار می گیرند تا مبعوث می شوند و بعد بزرگترین آزمایش ها و شکنجه ها و سختی ها و گرفتاریها بعد از بعثت رخ می دهد.
پیامبر صلی الله علیه و سلم به خاطر اینکه مشرکین، مسلمانان را شکنجه می کردند و آنها را از بین می بردند در محلی به نام دار الارقم با تعداد اندکی عبادت می کردند اما خداوند متعال دستور می دهد «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ» (حجر/94) ای پیامبر صلی الله علیه و سلم زمان اعلان دعوت فرا رسیده است آشکار کن آن دستوری را که به تو داده شده است دعوتت را آشکار کن و به مشرکین هم اهمیتی نده از آنها اعراض کن. پیامبر صلی الله علیه و سلم بالای کوه صفا می روند و اسلام را اعلام می کنند اولین کسی که مخالفت می کند ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه و سلم است که به ساحت مقدس پیامبر صلی الله علیه و سلم در همان جلسه لعنت می کند اما خداوند متعال تحمل اهانت به ساحت مقدس محبوبش رسول اکرم را ندارد لذا سوره ای نازل می شود خداوند متعال همان کلماتی که نسبت به پیامبر صلی الله علیه و سلم به کار برده بود نسبت به او به کار برد و او را نابود کرد.
مخالفت ها بسیار شدید می شود حتی ابوجهل تصمیم می گیرد در یکی از روزها که پیامبر صلی الله علیه و سلم به مسجد می آیند و نماز می خوانند سنگی می آورد که روی سر ایشان بیندازد و ایشان را بکشد این نقشه اش را همه مشرکین تشویق می کنند روز بعد می خواهد نقشه پلیدش را انجام دهد سنگی برمیدارد و به طرف پیامبر صلی الله علیه و سلم می رود تا بر سر پیامبر صلی الله علیه و سلم بزند یک مرتبه سنگ را می اندازد و به عقب می آید مشرکین تعجب می کند می گویند چرا نقشه ات را اجرا نکردی میگوید وقتی که به طرف پیامبر صلی الله علیه و سلم می رفتم یک شتر بسیار بزرگی را دیدم که دهانش را باز کرده است که در عمرم چنین شتری را ندیده بودم که من اگر یک قدم نزدیکتر می رفتم شتر مرا می بلعید این ملعون همه حقایق و معجزات پیامبر صلی الله علیه و سلم را می بیند و حاضر به اسلام آوردن نیست به هر حال شکنجه مسلمانان ادامه دارد.
بلال حبشی سمیه یاسر و عمار و امثال اینها تحت شکنجه قرار دارند چون برده هایی هستند که در دست دیگران هستند حضرت ابوبکر صدیق (رضی الله عنه) از کنار بلال که می گذرند می بینند که زیر شکنجه، احد احد می گوید ایشان پیشنهاد خریدن او را به امیة بن خلف می گویند و او به خاطر اینکه نتواند ابوبکر این غلام را بخرند قیمت گزافی را می گوید اما ابوبکر صدیق برای آزاد کردن این برده مسلمان از زیر شکنجه ها همان قیمت را به او می دهند و او را آزاد می کنند خداوند متعال وقتی که این خدمت محبوبان رسول خدا را می بیند آیه نازل می کند «وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى (17) الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى (18) وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى (19) إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى (20) وَلَسَوْفَ يَرْضَى» (لیل/21) از آتش جهنم دور نگه داشته خواهد شد با تقواترین انسانها بعد از پیامبر صلی الله علیه و سلم، خداوند حضرت ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه را با تقوا ترین انسانها معرفی می کند آن کسی که مال و ثروتش را برای رضای خدا انفاق می کند و احدی هم بر او احسانی نکرده است که در مقابل این احسان مال و ثروتش را خرج کند. و خدا گواهی می دهد آنکه مالش را انفاق می کند، برده ها را آزاد می کند و به پیامبر صلی الله علیه و سلم کمک می کند و به لشکر مسلمانان کمک می کند فقط به خاطر رضایت پروردگار است و در آخر خداوند متعال آنقدر نعمتها به ابوبکر صدیق(رض) خواهد داد که راضی بشود این فضایل ادامه دارد تا اینکه حضرت عمر (رض) مشرف به اسلام می شوند.
اسلام حضرت عمر یک پیروزی برای مسلمانان می شود مسلمانان همراه پیامبر صلی الله علیه و سلم و بقیه کسانی که مسلمان شده از مخفیگاهشان بیرون می آیند و علنا به طرف خانه کعبه می روند اند وقتی که مشرکین می بینند که در کنار پیامبر صلی الله علیه و سلم ابوبکر و عمر هستند و در سمت راستشان حضرت حمزه و پشت سرشان مسلمانان قبل از اینکه حرفی بزنند حضرت عمر می گویند بدانید ای محشر قریش امروز عمر بن خطاب مسلمان شده است هر کسی از این لحظه کوچکترین اذیتی مسلمانان را بکند با من عمر طرف خواهد بود و عمر دور خانه کعبه طواف می کند و به همه مشرکین می گوید بدانید که امروز عمر بن خطاب می خواهد به مدینه هجرت کند و به مسلمانان بپیوند. هر کسی می خواهد فرزندانش یتیم شوند و زنش بیوه شود پشت سر عمر خواهد آمد و حضرت عمر راه می افتند و هر چند گاهی نگاه می کنند که آیا کسی پشت سرشان هست اما هیچ کس جرات نمی کند پشت سرشان برود این همان عمری است که پیامبر صلی الله علیه و سلم در باره اش مي گويد: «اي عمر تو از راهي عبور نمي كني مگر آنكه شيطان از راه ديگري عبور مي كند» (يعني از ترس تو از راهي كه تو عبور كني نمي گذرد) (به روايت بخاري 3683 و مسلم2386( «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَيَخَافُ مِنْكَ يَا عُمَرُ» بدان ای عمر که شیطان هم از تو می ترسد خیلی از شیاطین هستند که از نام عمر هم می ترسند.
مولانا فاروقی در بخش دوم سخنانشان به سیره و اخلاق حسه پیامبر پرداختند و فرمودند: پیامبر صلی الله علیه و سلم شما دارای اخلاق بسیار بزرگی هستند وقتی که از حضرت عایشه سوال می شود که اخلاق پیامبر صلی الله علیه و سلم چه بود که خداوند متعال از پیامبر صلی الله علیه و سلم تعریف می کند فرمودند: «كَانَ خُلُقُهُ الْقُرْآنَ» اخلاق پیامبر صلی الله علیه و سلم قرآن بود. و انسان از رفتار و کردار و از گفتار پیامبر صلی الله علیه و سلم به مفاهیم و معانی قرآن پی می برد یعنی در حقیقت اخلاق پیامبر صلی الله علیه و سلم و رفتار ایشان تفسیر قرآن کریم است «لَمْ يَكُنْ فَاحِشًا وَلَا مُتَفَحِّشًا وَلَا صَخَّابًا فِي الأَسْوَاقِ، وَلَا يَجْزِي بِالسَّيِّئَةِ السَّيِّئَةَ، وَلَكِنْ يَعْفُو وَيَصْفَحُ» پیامبر صلی الله علیه و سلم هیجگاه سخنی بدی نمی گفتند و به کسی دشنام نمی دادند و داد و فریاد نمی زدند و اگر کسی با ایشان بدی می کرد در عوض با او نیکی می کردند شخصی از پیامبر صلی الله علیه و سلم قرض می خواست و در حضور همه مسلمانان یقه پیامبر صلی الله علیه و سلم را گرفت که قرض من را بدهید مسلمانان حمله کردند و او را گرفتند پیامبر صلی الله علیه و سلم گفتند او را رها کنید حقی دارد بر گردن من، پیامبر با لبخند حق او را می دهند، این اعرابی بود و می دانست اگر با لبخند پیش پیامبر صلی الله علیه و سلم بیاید و حق خود را طلب کند می دادند اما فکر کرد حتما چون رسم بود که هر کسی حقش را می خواهد باید با زور بگیرد.
در خیلی از مواقع پیامبر صلی الله علیه و سلم پاداش بدی را با نیکی دادند و بلکه عفو از صفات بارز ایشان بود اگر کسی به ایشان بدی می کرد او را مورد عفو قرار می داند از لغزش او گذشت می کردند نه تنها گذشت می کردند بلکه به مسلمانان دستور می دادند «صِلْ مَنْ قَطَعَكَ، وَأَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ، وَأَعْرِضْ عَمَّنْ ظَلَمَكَ» اگر کسی از خویشاوندان شما با شما قطع رابطه دارد شما با او رابطه برقرار کنید و با او آشتی کنید اگر کسی به شما ظلم کرده است او را مورد بخشش قرار دهید اگر کسی شما را از حقتان محروم کرده شما او را محروم نکنید «وَأَحْسِنْ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ» و اگر کسی به شما بدی کرده شما به او نیکی کنید قرآن همین مطلب را بیان می کند «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ» (فصلت/34) اگر شما بدی را با نیکی پاسخ دادید بدترین دشمن شما به صمیمی ترین دوست شما تبدیل می شود این سخن خدا است.
حضرت انس می فرمایند: رسول خدا هیچگاه در جواب سوال سوال کنندگان نه نمی گفتند.
پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرمایند: «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ حُسْنَ الْأَخْلاَقِ» من مبعوث شده ام تا اخلاق کریمه را کامل کنم! اخلاق کریمه چیست!؟ اخلاق کریمه ابعاد بسیار مختلفی دارد «» اولا انسان باید باحیا باشد حیا جزء ایمان است، حیا و ایمان هر دو با هم هستند اگر یکی از بین رفت دیگری هم از بین می رود،آدم بی حیا ایمان ندارد و آدم بی ایمان حیا ندارد «إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَافْعَلْ مَا شِئْتَ» وقتی که انسان حیا نداشت هر کار زشتی که انجام داد به نظرش خوب است حیا است که انسان را متوجه می کند که این کارها خوب است و این کارها بد است وقتی که حیا نباشد انسان متوجه نمی شود که کدام کار خوب است و کدام کار بد.
ابو سعید خدری می فرمایند: كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «أَشَدَّ حَيَاءً مِنَ العَذْرَاءِ فِي خِدْرِهَا» پیامبر صلی الله علیه و سلم با حیا تر بودند از یک دوشیزه ای که در پرده است بعد می فرماید: وقتی که پیامبر صلی الله علیه و سلم کاری را می دیدند که دوست نداشتند از شرم و حیا چهره شان دگرگون می شد و ما از چهره ایشان تشخیص می دادیم که این کار زشتی است یا سخن بدی است.
حیا باعث می شود که انسان در مقابل منکرات از خودش عکس العمل انجام دهد انسان بی حیا نه نسبت به ناموسش غیرت دارد و نه نسبت به دیگران، انسان با حیا هیجگاه در مقابل گناهان و ناموسش بی تفاوت نیست حتی جانش را از دست می دهد ولی حاضر نیست در مقابل منکرات سکوت کند؛ پس یکی از نشانه های اخلاق نیکو این است که حیا داشته باشد.
در حدیث است که «خَمْسٌ مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ: الْقَسْوَةُ فِي الْقَلْبِ، وَجُمُودِ الْعَيْنِ، وَقِلَّةُ الْحَيَاءِ، والرَّغْبَةُ فِي الدُّنْيَا، وَطُولُ الْأَمَلِ» پنج چیز علاوت شقاوت و بدبختی انسان است: یکی سیاه شدن قلب انسان در اثر گناه و معصیت و دوم اشک نریختن از ترس خدا و هنگام تلاوت قرآن و دیگر کم حیا بودن و بی حیایی و چهارم دل بستگی به دنیا که هم و غم انسان حتی در خواب هم دنیا باشد و در خواب دنیا را خواب می بیند که چقدر استفاده کند و آخرت فراموش شده است و پنجم آرزوهای طولانی که با عمر کوتاه انسان هیچ تناسبی ندارد و در ادامه فرمودند یکی از نشانه های اخلاق نیکو این است که اذیت و آزاری به کسی نرساند، نه تنها با دست بلکه حتی با چشم هم اذیت و آزاری به کسی نرساند.
پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند «لا يَحِلُّ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يُشِيرَ إِلَى أَخِيهِ بِنَظْرَةٍ تُؤْذِيهِ» حتی نگاه غیر معمول که ممکن است اذیت و آزار مسلمان را فراهم کند این هم حرام است «المُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ المُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ» مسلمان واقعی کسی است که دیگران از دست و زبان او در امان باشند یکی از صفات اخلاق نیکو این است که انسان صادق باشد وقتی که صحبت می کند سعی کند دروغ نگوید «الصدق ینجی و الکذب یهلک»صداقت مایه نجات انسان است و کذب و دروغ مایه هلاکت و بدبختی انسان است «اَلكَذِبُ يَنقُصُ الرِّزقَ» دروغ در همین دنیا روزی انسان را کم می کند«إنّ الكِذبَ يَسوُدُ الوَجه» دروغ نورانیت ایمانی را از چهره انسان می گیرد و چهره انسان را سیاه می کند.
دروغ خصلت بدی است و پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرمایند: «آيَةُ المُنَافِقِ ثَلاَثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ» منافق سه تا نشانه دارد وقتی که صحبت می کند دروغ می گوید وقتی که به کسی وعده می دهد به وعده اش عمل نمی کند و وقتی که به او امانتی سپرده می شود خیانت می کند لذا دروغ یکی از نشانه های نفاق است به همین خاطر یکی از نشانه های اخلاق نیکو این است که انسان راستگو باشد «وَمَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَاليَوْمِ الآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْرًا أَوْ لِيَصْمُتْ» سخن کم بگوید مگر اینکه سخن نیک و شایسته باشد مسلمان باید یا سخن نیکو بگوید یا ساکت بماند چون در سکوت هیجگاه پشیمانی نیست و همچنین کارهای بیهوده را انجام ندهد یا سخنان بیهوده را بر زبان جاری نکند «مِنْ حُسْنِ إِسْلَامِ المَرْءِ تَرْكُهُ مَا لَا يَعْنِيهِ» پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: نشانه نیکی اسلام شخص این است که آنچه را که بی فایده است ترک کند چه سخن بی فایده و چه عمل بی فایده.
پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «أَكْثَرُ النَّاسِ ذُنُوبًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَكْثَرُهُمْ كَلَامًا فِي مَعْصِيَةِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ» در روز قیامت عذاب بیشتر انسانها به این خاطر خواهد بود که در دنیا سخنان لغو و بیهوده تعریف می کردند. همچنین فرمودند با وفا و پاکدامن باشد و به آنچه که خدا به او داده راضی باشد و در مقابل نعمتهای ظاهری و باطنی که خدا به او داده است سپاسگذار باشد یعنی سپاس عملی نه فقط زبانی وقتی که خدا این همه نعمتها را به ما داده جای بی انصافی است که انسان در مقابل این همه نعمت نافرمانی نموده و خدا را از خود ناراحت کنیم. انسان باید پیوسته در برابر انعامات الاهی راضی و بردبار باشد و کسی را لعنت نکند و دشنام ندهد و حسد نورزد و اگر کسی را دوست دارد به خاطر خدا دوست داشته باشد و اگر با کسی دشمنی دارد به خاطر خدا دشمنی داشته باشد.
پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند من مبعوث شده ام تا اخلاق کریمه را کامل کنم اگر امروز مسلمانان اخلاق اسلامی را می داشتند و به پیامبر صلی الله علیه و سلم اقتدا می کردند فقط یک نمونه رحم و شفقت پیامبر صلی الله علیه و سلم خداوند می فرمایند«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» ما تو را رحمت برای جهانیان آفریده ایم وقتی که مسلمانان از ایشان تقاضا می کنند که بر علیه مشرکین نفرین کنند می فرمایند: آنهایی که حتی مسلمانان را لعنت می کنند مواظب این حدیث باشند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند «إِنِّي لَمْ أُبْعَثْ لَعَّانًا، وَإِنَّمَا بُعِثْتُ رَحْمَةً» من به مشرکین لعنت نمی کنم من مبعوث نشده ام کسی را لعنت کنم خصلت و سیره و اخلاق پیامبر صلی الله علیه و سلم این است که کسی حق لعنت کردن را ندارد مگر کسانی که خدا در قرآن آنها را لعنت کرده است اگر امروز این رحم و شفقت در بین مسلمانان می بود این همه جنایت های هولناک را در سراسر جهان خصوصا در کشورهای اسلامی مشاهده نمی کردیم
چقدر شقاوت و بدبختی در بین انسانهایی است که مسلمانان را مانند گوسفندان سر می برند و گوسفندان از لبه تیغ می گذرانند و مانند مورچه ها بمباران می کنند و می کشند در حالی که اسلام نه تنها دستور می دهد که نسبت به انسانها رحم و شفقت داشته باشید بلکه حتی می فرمایند: «لَا تُنْزَعُ الرَّحْمَةُ إِلَّا مِنْ شَقِيٍّ» کسی که رحم و شفقت در قلبش نباشد انسان بدبختی است انسانهایی که این همه انسانهای بی گناه را می کشند و با کفار همراهی می کنند اینها انسانهای شقی و بدبختی هستند که خداوند متعال شقاوت و بدبختی را به آنها داده است «إِنَّمَا يَرْحَمُ اللَّهُ مِنْ عِبَادِهِ الرُّحَمَاءَ» پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرمایند خدا بر کسانی رحم می کند که بر زیردستانشان و بر مسلمانان رحم داشته باشند «ارْحَمْ مَنْ فِي الْأَرْضِ يَرْحَمْكَ مَنْ فِي السَّمَاءِ» شما بر کسانی که روی زمین هستند چه انسانها چه حیوانات رحم کنید تا خدا بر شما رحم کند.
عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ ، أَنَّ رَجُلا بَالَ فِي الْمَسْجِدِ ، وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، وَأَصْحَابُهُ فِيهِ ، فَقَالُوا : مَهْ مَهْ ، فَقَالَ نَبِيُّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " دَعُوهُ لا تُزْرِمُوهُ فَلَمَّا فَرَغَ دَعَاهُ ، فَقَالَ : إِنَّ هَذِهِ الْمَسَاجِدَ لا تَصْلُحُ لِشَيْءٍ مِنْ هَذَا الْقَذَرِ إِنَّمَا هِيَ لِذِكْرِ اللَّهِ وَالصَّلاةِ ، ثُمَّ أَمَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِدَلْوٍ مِنْ مَاءٍ فَشَنَّهُ عَلَيْهِ شَنًّا وَتَرَكُوهُ» اعرابی می آید در گوشه ای از مسجد (و مسجد آن زمان خاکی بود) می نشیند و ادرار می کند صحابیون می روند که او را بلند کنند که اینجا جای این کار نیست پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرمایند او را بگذارید و ادرارش را قطع نکنید چراکه قطع کردن ادرار برای سلامتی مضر است وقتی که قضای حاجت کرد و بلند شد پیامبر صلی الله علیه و سلم او را صدا زدند و گفتند که اینجا مسجد است و مسجد جای عبادت و سجده کردن است نباید آلوده بشود اعرابی اول فکر کرد که پیامبر صلی الله علیه و سلم می خواهند او را تنبیه کنند وقتی این اخلاق پیامبر صلی الله علیه و سلم را دید گفت « اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي وَمُحَمَّدًا، وَلاَ تَرْحَمْ مَعَنَا أَحَدًا» خدایا فقط به من و محمد رحم کن و بر کسی دیگر رحم نکن.
اگر انسان رحم و شفقت داشته باشد بدترین انسان هم به این حالت در می آید وقتی پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدند که لانه مورچه را آتش زدند گفتند چه کسی لانه مورچه ها را آتش زده و فرمودند کسی حق ندارد با آتش کسی را بسوزاند فقط حق خدا است که در روز قیامت با آتش بسوزاند.
سخاوت و قناعت پیامبر صلی الله علیه و سلم را نگاه کنید وقتی که پیامبر صلی الله علیه و سلم متوجه می شوند زنی گربه ای را زندانی کرده است و به او آب و غذا نداده و او مرده است فرمودند این زن به خاطر بی رحمی اش به جهنم می رود و فرمودند هر موقع خواستید حیوانی را ذبح کنید چاقو را تیز کنید که حیوان عذاب نکشد واگر این رحم و شفقت در قلوب مسلمانان باشد دنیا گلستان می شود و آن عزت و شوکتی که مسلمانان در صدر اسلام داشتند نصیب مسلمانان می شد و علت بدبختی ما مسلمانان دور شدن از قرآن و سیره پیامبر صلی الله علیه و سلم است وقتی که ما در زندگی خود نگاه می کنیم اخلاق و رفتار و کردار ما خلاف سنت و سیره پیامبر صلی الله علیه و سلم و دستور خدا است و خوشبختی ما انسانها در اطاعت از دستورات خدا و پیامبر صلی الله علیه و سلم است لذا کسی که از خدا و پیامبر صلی الله علیه و سلم اطاعت کند رستگاری دنیا و آخرت نصیبش می شود