جایگاه حیا در دین مبین اسلام
جایگاه حیا در دین مبین اسلام (29 آیان 94) + فایل صوتی
پیامبر (ص) خطاب به اصحاب و یارانشان می فرمایند: از خدا حیا کنید حیاء واقعی! اصحاب و یارانشان عرض کردند ما الحمدلله حیا و شرم داریم پیامبر فرمودند: منظورم آن حیایی که شما دارید نیست. بعد فرمودند: حیای واقعی از خدا این است که سرت را و اعضایی که در سرت قرار دارد را از حرام حفاظت کنی. یعنی سرت را در برابر غیر خدا خم نکن، سرت را با تکبر در برابر دیگران بلند نکن! افکار غیر شرعی را در سر نداشته باش، و اعضای سرت را از حرام حفاظت کن، چشم را از نگاه کردن آن چه حرام است. گوش را از انچه که شنیدن ان حرام است، زبان را از غیبت و تهمت و آنچه که حرام است و شکم را از حرام و ربا و از آنچه که مشکوک است حفاظت کن! شهوت، دست و پا، همه اینها را از گناه و معصیت حفاظت کن!
جایگاه حیا در دین مبین اسلام
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی الصدیق؛ سخنران این هفته 29 آبانماه 1394 مولانا فاروقی امام جمعه اهل سنت بیرجند بودند و سخنان خویش را پیرامون حیاء ایراد نموده و فرمودند:
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «اسْتَحْيُوامِنَ اللَّهِ حَقَّ الحَيَاءِ». قَالَ: قُلْنَا: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا نَسْتَحْيِي وَالحَمْدُ لِلَّهِ، قَالَ: «لَيْسَ ذَاكَ، وَلَكِنَّ الِاسْتِحْيَاءَ مِنَ اللَّهِ حَقَّ الحَيَاءِ أَنْ تَحْفَظَ الرَّأْسَ وَمَا وَعَى، وَالبَطْنَ وَمَا حَوَى، وَلْتَذْكُرِ المَوْتَ وَالبِلَى، وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ تَرَكَ زِينَةَ الدُّنْيَا، فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ اسْتَحْيَا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الحَيَاءِ»
پیامبر (ص) خطاب به اصحاب و یارانشان می فرمایند: از خدا حیا کنید حیاء واقعی! اصحاب و یارانشان عرض کردند ما الحمدلله حیا و شرم داریم پیامبر فرمودند: منظورم آن حیایی که شما دارید نیست. بعد فرمودند: حیای واقعی از خدا این است که سرت را و اعضایی که در سرت قرار دارد را از حرام حفاظت کنی. یعنی سرت را در برابر غیر خدا خم نکن، سرت را با تکبر در برابر دیگران بلند نکن! افکار غیر شرعی را در سر نداشته باش، و اعضای سرت را از حرام حفاظت کن، چشم را از نگاه کردن آن چه حرام است. گوش را از انچه که شنیدن ان حرام است، زبان را از غیبت و تهمت و آنچه که حرام است و شکم را از حرام و ربا و از آنچه که مشکوک است حفاظت کن! شهوت، دست و پا، همه اینها را از گناه و معصیت حفاظت کن!
سوم اینکه مرگ را و نتیجه و ثمره بعد از مرگ که همان از بین رفتن و در دل خاک دفن شدن است را به خاطر داشته باش که روزی باید در دل خاک دفن شوی و در خاک متلاشی خواهی شد. کسی که سعادت آخرت را می خواهد باید زرق و برق و عیاشی دنیا را ترک کند خوشگذرانی را ترک کند و در پایان می فرمایند: هر کسی که این کارها را انجام داد او این حیای واقعی دارد؛ پس حیای واقعی یعنی اینکه حرکات و سکنات انسان همه در اطاعت خدا باشد. همّ و غمّ انسان همیشه کسب رضای خدا باشد پس حیا و شرم جایگاه بسیار بزرگی در جلوگیری از معاصی و گناهان دارد و شرف و عزت انسان به حیا و شرم انسان بستگی دارد.
حیا نشانه عزت و شرافت و کرامت و جوانمردی انسان است حیا از کلمه حیات گرفته شده یعنی انسانی که حیا دارد انسان زنده ای است و انسانی که حیا ندارد انسان مرده ای است.
قلبی که در آن حیا و شرم باشد منور به نور ایمان است و قلبی که در آن حیا و شرم نباشد قلب تاریک و سیاه و کدر است، حیا علاوه بر اینکه انسان را از گناه و معصیت باز می دارد و به عبادت خدا وادار می سازد انسان را از رسوایی دنیا و آخرت نیز نجات می دهد انسانی که حیا دارد خداوند متعال در همه جا حافظ او است
«مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ يَرَ النَّاسُ عَيْبَهُ» هر کس لباس حیا را به تن کند، دیگران عیوبش را نمیبینند.و خداوند متعال او را حفاظت می کند پس حیا ثمرات بسیار ارزنده ای هم در این دنیا دارد و هم در آخرت اما انسانی که حیا ندارد و از حیا محروم است در واقع از همه نیکی ها و خوبی ها محروم است و همه معاصی و گناهان و جنایت هایی که امروز در جوامع اسلامی و غیر اسلامی انجام می شود همه اینها بر اثر بی حیایی است.
پیامبر (ص) می فرمایند: «إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَاشِئْتَ»وقتی که انسان بی حیا شد هر کاری بخواهد انجام می دهد و هیچ کاری برایش زشت نیست.
شاعر عرب می فرماید:«إذا حرم الـمرء الـحياء فإنه بكـل قبيح كان منه جـدير . . يرى الشتم مدحاً والدناءة رفعة وللسمع منه في العظات نفور» وقتی که انسان حیا ندارد هر کار زشتی که انجام می دهد برایش خوب جلوه گر می شود کسی که دشنام می دهد و بد و بیراه می گوید خوشحال است که چه کار خوبی انجام می دهد و هیچ وقت نمی فهمد دشنام دادن زشت است چون حیا ندارد و حیا وسیله ای است که انسان خوب و بد را می فهمد، زشت و غیر زشت را متوجه می شود و اینکه چه چیز برای انسان مفید است و چه چیز مفید نیست.
«يرى الشتم مدحاً والدناءة رفعة» انسان بی حیا دیگران را دشنام می دهد و فکر می کند کار خوبی انجام داده است پستی و رذالت را برای خودش مقام و منزلتی تصور می کند در ماشین است ترانه های مبتذل را با صدای بلند روشن می کند و در خیابان رانندگی میکند و فکر می کند کار خوبی انجام داده است و «وللسمع منه في العظات نفور» انسان بی حیا علاقه ای به شنیدن پند و اندرز ندارد و حاضر به شنیدن نصیحت کسی نیست و در مسجد هم که از خدا و پیامبر صلی الله علیه و سلم گفته می شود یا با گوشی موبایلش بازی می کند یا با نفر کنارش صحبت می کند اصلا حاضر نیست به نصیحت های دیگران گوش بدهد فرمودند این انسان، انسان بی حیایی است انسانی که از حیا محروم شده باشد نتیجه اش این است.
حیا و شرم از صفات انبیا است و از صفات اسلام است پیامبر خدا می فرمایند: «إِنَّلِكُلِّ دِينٍ خُلُقًا، وَإِنَّ خُلُقَ الْإِسْلَامِ الْحَيَاءُ»هر دین و آیینی یک خصلت ویژه ای دارد اما خصلت اسلام شرم و حیا است.
در روایت دیگری پیامبر (ص) می فرمایند:«إِنَّاللَّهَ حَيِيٌّ كَرِيمٌ يَسْتَحْيِي إِذَا رَفَعَ الرَّجُلُ إِلَيْهِ يَدَيْهِ أَنْ يَرُدَّهُمَا صِفْرًا خَائِبَتَيْنِ»خداوند متعال با حیا است و حیا می کند از آن انسان با حیایی که دستهایش را به دعا برداشته است (اینکه خدا دست هایش را خالی برگرداند و) او را ناامید کند و به او اجر و پاداشی ندهد.
پیامبر روزی مشاهده کردند فردی برهنه در محل عمومی غسل می کند بالای منبر رفتند و بعد از ثنا و ستایش خدا فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ حَيِيٌّ سِتِّيرٌ يُحِبُّ الْحَيَاءَ وَالسَّتْرَفَإِذَا اغْتَسَلَ أَحَدُكُمْ فَلْيَسْتَتِرْ»خداوند متعال با حیا و پرده پوش است و حیا و حجاب را دوست دارد وقتی کسی می خواهد غسل کند در محلی باید غسل کند که کسی او را نبیند پس خداوند متعال انسان با حیا را دوست دارد حیا و شرم یکی از صفات ویژه پیامبر اسلام است.
ابوسعید خضری می فرمایند: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَأَشَدَّ حَيَاءً مِنَ الْعَذْرَاءِ فِي خِدْرِهَا، وَكَانَ إِذَا كَرِهَ شَيْئًا عَرَفْنَاهُ فِي وَجْهِهِ»پیامبر شرم و حیایشان از دوشیزه ای که در حجاب قرار دارد بیشتر بود و وقتی که پیامبر یک محلی را که دوست نداشتند می دیدند و این آنقدر برایشان ناپسند بود که ما از چهره ایشان تشخیص می دادیم و رنگ پیامبر به خاطر شدت شرم و حیایی که داشتند تغییر می کرد.
شرم و حیا شاخه ای از ایمان است پیامبر می فرمایند: «الْإِيمَانُ بِضْعٌ وَتِسْعُونَ أَوْ سَبْعُونَ شُعْبَةً، أَعْظَمُ ذَلِكَ قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَدْنَى ذَلِكَ كَفُّ الْأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ، وَالْحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنَ الْإِيمَانِ»ایمان به درجات زیادی تقسیم شده است (69 درجه) روایات مختلفی است که بالاترین درجات ایمان را کلمه توحید یعنی موحد بودن به خدا و مخلوقی را شریک نساختن با اوتعالی است و کمترین درجه ایمان این است که انسان در معابر عمومی آن چه که سبب آزار و اذیت عابران می شود را بردارد و کنار بگذارد و فرمودند حیا هم شاخه ای از ایمان است.
در روایت دیگر می فرمایند: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَه»کسی که حیا ندارد ایمانش ناقص است و ایمان ندارد و در روایت دیگر پیامبر می فرمایند: حیا و ایمان به هم وابسته هستند «الْحَيَاءُ وَالْإِيمَانُ قُرِنَا جَمِيعًافَإِذَا رُفِعَ أَحَدُهُمَا رُفِعَ الْآخَرُ»اگر یکی از این دو از بین رفت دیگری هم از بین می رود.
انسان بی حیا انسانی است که ایمانی در قلبش نیست و همان است که خدا در قرآن در اوصافش می فرماید: أُولَئِكَ «كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ» اینها مانند چارپایان هستند گاهی ممکن است انسان بی حیا از چارپایان بدتر باشد اگر حیا از انسان فوت شود و انسان حیا نداشته باشد دست به هر جنایتی می زند و این برایش مهم نیست.
شاعر عرب چقدر زیبا می فرماید: «إذا قلَ ماء الوجه قلَ حیائهُ ولا خیر فی وجهٍ إذا قلَ مائهُ حیائكَ فاحفظه علیك فإنما یدلُ على فعل الكریم حیائهُ».وقتی که آبروی انسان رفت، حیا و شرم هم ندارد یعنی نشانه بی حیایی این است که انسان آبرو و حیثیتی ندارد و وقتی که انسان آبرو نداشت هیچ خیری در او نیست «فلا واللهِ ما في العيشِ خيرٌ ولا الدُّنيا إذا ذَهبَ الحَياءُ»قسم به خدا در آن زندگی که حیا و شرم نباشد هیچ خیری وجود ندارد پس حیا و شرم خودت را حفاظت کن؛ زیرا حیا نشانه ی شرافت و کرامت انسان است و بی حیایی نشانه پستی و ذلت انسان است.
حیا بر دو قسم است یکی اینکه انسان از خدا شرم و حیا داشته باشد و دیگری اینکه از مردم شرم و حیا داشته باشد هر دو خوب است اما شرم و حیا از خدا منشا همه فضایل و خوبی ها است پیامبر (ص) می فرمایند:«اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ يُسْتَحْيَا مِنْهُ مِنَ النَّاسِ»شرم و حیا کردن از خدا مقدمتر است از حیا کردن از مردم و سزاوارتر است که از خدا شرم کنیم تا از مردم، چقدر انسانهای بی حیایی هستند که از خدا شرم نمی کنند می خواهند کار خلافی را انجام دهند گناه و معصیتی را انجام دهند می روند جایی که هیچ کس آنها را نبیند فکر نمی کنند که خدا آنها را می بیند. شرم و حیا از خدا این است که هر کاری که انسان می خواهد انجام دهد خدا را شاهد و ناظر بر اعمالش بداند و یقین بداند که در هر جایی خدا او را می بیند.
پیامبر می فرمایند: «الإِحْسَانُ أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ» احسان این است که وقتی خدا را عبادت می کنی آنچنان عبادت کنی و خشوع و خضوع در دل داشته باشی مثل اینکه خدا را می بینی و اگر این خضوع و خشوع در تو نیست بدانی که خدا تو را می بیند. «أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى»
خداوند می فرمایند: «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» من از شاهرگ بدن به انسان نزدیک ترم «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» خدا از هر کاری که شما انجام می دهید آگاه است در آیه دیگر می فرماید: «أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ»بعضی انسان ها فکر می کنند رازشان را که به دیگران منتقل می کنند خدا نمی شنوند نه بلکه خدا می فرماید آنها فکر می کنند ما نمی شنویم! چرا؛ علاوه بر اینکه ما سخنانشان را می شنویم ماموران ما هم سخنانشان را در نامه اعمال می نویسند تا اینکه روز قیامت انکار نکنند.
خدا همه چیز را می داند چه شما آهسته صحبت کنید چه بلند، این را بدانید که خداوند متعال آنچه را که در دل های من و شما است می داند. وقتی که خدا اسرار دل های ما را می داند باید از خدا شرم کنیم و در تکالیف شرعی کوتاهی نکنیم؛ نماز را ترک نکنیم، زکات مالمان را بدهیم، غیبت نکنیم، تهمت نزنیم، سخن چینی نکنیم، از همه این گناهان پرهیز کنیم و بدانیم که خدا ناظر بر اعمال ماست.
انسان با حیا همیشه خدا را مد نظر دارد و هر کاری را که می خواهد انجام دهد اول فکر می کند که خدا مرا می بیند، آیا این کار خوب است یا زشت؟ انجام بدهم یا خیر! پس به هر حال حیا یکی از شاخه های مهم اسلام است و همچنین حیا همان طور که پیامبر(ص) می فرمایند حیا از خدا سرچشمه نور قلب مومن است. می فرمایند: یکی سوال کرد به من سفارش کنید که من چه کار انجام دهم پیامبر اول فرمودند: «أُوصِيكَ أَنْ تَسْتَحِيَ مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، كَمَا تَسْتَحِي مِنَ الرَّجُلِ الصَّالِحِ مِنْ قَوْمِكَ»همان طور که از یک فرد شایسته ای که در خانه ات و در میان قومت است شرم می کنی و کار زشتی جلویش انجام نمی دهی از خدا هم همینگونه شرم کن و از خدا که همه جا حضور دارد و تو را می بیند شرم کن و گناهی انجام نده.
یکی از نشانه های شرم این است که انسان از گناه و معصیت بپرهیزد و همان طور که یکی از نشانه های دوست داشتن خدا هم همین است:
تَعْصِي الإِله وَأنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ هذا محالٌ في القياس بديعُ
لَوْ كانَ حُبُّكَ صَادِقاً لأَطَعْتَهُ إنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ يُحِبُّ مُطِيعُ
في كلِّ يومٍ يبتديكَ بنعمة ٍ منهُ وأنتَ لشكرِ ذاكَ مضيعُ
که در عمل نافرمانی خدا را نکنی اما با زبان می گویی من خدا را دوست دارم و از خدا شرم دارم در حالی که قانون دوست داشتن این است که انسان هیجگاه بر خلاف محبوبش عملی را انجام نمی دهد کاری نمی کند که محبوبش را ناراحت کند اگر در حقیقت ما خدا را دوست داریم و از خدا شرم و حیا داریم باید دست از گناه و معصیت برداریم.
یکی از راههای شرم و حیا این است که ما نعمت های خدا را به خاطر بسپاریم و یادآوری کنیم، ببینیم خدا چشم را به ما داده چه نعمت بزرگی است، نعمت شنوایی و بدنی اینها همه نعمت هستند در برابر این نعمتها باید شکرگزاری کنیم نه نافرمانی. شکر نعمت چشم این است که: قرآن بخوانیم مسایل دین خود را یاد بگیریم و چشم را از نگاه کردن آنچه که گناه است باز داریم و شکر گوش این است که به پند و اندرز گوش فرا دهیم و از آنچه که حرام است باز داریم و زبان هم باید مشغول ذکر خدا باشد و از بقیه حرام ها مثل غیبت و تهمت بدور باشد.
نعمتهای ظاهری و باطنی که خدا به ما داده است آیا سزاوار است در برابر این همه نعمت نافرمانی خدا را بکنیم اگر نعمت های خدا را خواسته باشیم شمارش کنیم توان آن را نداریم و انسان در برابر این همه نعمت ناسپاس است و به دستورات خدا عمل نمی کند در برابر این نعمتها کفران کرده است ناسپاسی کرده بر خودش ظلم کرده پس یکی از راههای حیا و شرم این است که ما نعمتهای خدا را به خاطر بسپاریم و به یاد داشته باشیم که در برابر این نعمتها شکر گذار باشیم. پیامبر می فرمایند:«خَمْسٌ مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ: الْقَسْوَةُ فِي الْقَلْبِ، وَجُمُودِ الْعَيْنِ، وَقِلَّةُ الْحَيَاءِ، والرَّغْبَةُ فِي الدُّنْيَا، وَطُولُ الْأَمَلِ»پنج چیز نشانه بدبختی انسانها است یکی سیاه شدن قلب انسان که بر اثر گناه و معصیتی که انجام می دهد سیاه می شود اگر انسان مسلمان گناهی کرد و بدنبال آن توبه کرد آن نقطه های سیاه پاک می شود و اگر توبه نکرد به مرور زمان با گناهان زیاد قلبش سیاه و کدر می شود، بعد فرمودند: بی حیایی هم یکی از نشانه های بدبختی انسان هاست چون بدبختی انسان ها را در دنیا و آخرت فراهم می کند از ترس خدا اشک نریختن این هم علامت بدبختی انسانها است میل و گرایش وافر به دنیا که انسان را از عبادت باز بدارد و انسان را وادار به دروغ گفتن کند این هم یکی از نشانه های بدبختی انسان است و پنجم آرزوهای طولانی است که هرگز برآورده نمی شود روزی پیامبر مردم را پند و اندرز می دادند همه گریه می کردند اسامه بن زید محبوب رسول خدا هر چقدر می خواست گریه کند اشک از چشمانش جاری نمی شد نزد پیامبر رفت عرض کرد یا رسول الله همه از پند و اندرزهای شما گریه می کنند اما من هر کار کردم نتواستم گریه کنم! پیامبر دست روی سینه اش گذاشتند و خطاب به شیطان گفتند ای دشمن خدا خارج شو اگر شیطان در قلب کسی جا گرفت و مشغول فرماندهی به انسان شد انسان درنده ای می شود در لباس انسان لذا با دعای پیامبر اشک از چشمانش جاری شد بعد فرمودند: اگر چشمی از ترس و یاد خدا از پند و اندرز اشک نمی ریزد علت این است که قلبش سیاه و سنگ شده است.
علت سیاه و سنگ شدن قلب چیست؟ بخاطر گناه زیادی که انسان انجام می دهد چون مرگ را فراموش دارد نمی داند روزی باید برود و به سوال هایی که در قبر می شود پاسخ بدهند پس نسیان مرگ باعث گناه می شود علت فراموش شدن مرگ طولانی شدن آرزوهایی که انسان دارد این آرزوها انسان را از یاد مرگ باز می دارد بعد فرمودند: فراموش کردن مرگ به دلیل آرزوهای زیاد و علت آرزوهای زیاد وابستگی به دنیاست پس یکی از نشانه های بی حیایی انسان این است وقتی که انسان گناهی می کند در جلوی دیگران هیچ ابایی ندارد و خم به ابرو نمی آورد پیامبر می فرمایند: «كُلُّ أَمَّتِى مُعَافًى إِلاَّ الْمُجَاهِرِينَ»همه امت من گناهانشان بخشیده می شود مگر کسانی که تظاهر به گناه می کنند و در شب در محل خلوتی که کسی آنها را نمی بیند مرتکب گناه می شوند و صبح افتخار می کنند و برای دوستانشان تعریف می کنند فرمودند این انسانها انسانهایی هستند که هیچگونه شرم و حیا ندارند ودومین نشانه، دشنام دادن و بد و بیراه گفتن به دیگران است پیامبر می فرمایند: «إِنَّ شَرَّ النَّاسِعِنْدَ اللَّهِ مَنْزِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِمَنْ تَرَكَهُ النَّاسُاتِّقَاءَ شَرِّهِ» بدترین انسانها از نظر مقام و منزلت نزد خدا کسانی هستند که مردم به خاطر بدزبانی اش او را ترک کرده اند و حاضر نیستند با او رفت و آمد کنند.
یکی دیگر از نشانه های بی حیایی نافرمانی پدر و مادر است و یکی از بزرگترین گناهان است پیامبر صلی الله علیه وسلم وقتی که گناهان بسیار بزرگ را شمارش می کنند می فرمایند یکی شرک به خدا و در کنار شرک به خدا نافرمانی پدر و مادر گناه بسیار بزرگی است که بعد از شرک قرار دارد و در مرحله سوم می فرمایند: قسم به ناحق، کسانی که می خواهند شهادتی بدهند و به دروغ قسم خورند و کسی را به ناحق کشتن.
یکی دیگر از نشانه های بی شرمی و بی حیایی، بی حجابی است لباسهای مبتذل پوشیدن و قسمتی از اعضای بدن را ظاهر کردن در جلوی نامحرم و این را افتخار دانستن این نهایت بی شرمی و بی حیایی است که اگر انسان از خدا شرم داشته باشد اعضای بدنش را در محضر دید دیگری قرار نمی دهد حضرت عایشه زمانی که پدرشان و پیامبر در خانه شان دفن شده بودند وقتی که وارد خانه می شدند لباسهای اضافی را در می آوردند چون پیامبر شوهرشان بودند و حضرت ابوبکر پدرشان ولی وقتی حضرت عمر را دفن کردند وقتی ایشان وارد خانه می شوند لباسهایشان را می پوشیدند می گفتند من از عمر حیا می کنم که در این جا دفن است حیا این است که انسان هم باید از خدا حیا کند و هم از مردم، حیا از مردم این است که کسی را آزار ندهد، غیبت نکند، تهمت نزند و هر آنچه که ضرر و زیان داشته باشد.
یکی از نشانه های حیای واقعی این است که انسان مرگ را همیشه به خاطر داشته و مراحل بعد از مرگ را نیز در نظر داشته باشد وقتی که روح از جسم خارج می شود سه تا ندا از آسمان به او می رسد:
يا ابن آدم جمعت الدنيا أمْ الدنيا جمعتك. يا ابن آدم تركت الدنيا أمْ الدنيا تركتك. يا ابن هل قتلت الدنیا ام الدنیا قتلتک
ای فرزند آدم آیا تو دنیا را ترک کردی یا دنیا تو را ترک کرد آیا تو دنیا را جمع کردی یا دنیا تو را جمع کرد آیا تو دنیا را کشتی یا دنیا تو را کشت وقتی که مرده را به غسال خانه می برند و روی تخت غسال خانه می گذارند سه تا ندا به او می رسد: «أين بدنك القوي؟ ماأضعفك! وأين لسانك؟ الفصيح ماأسكتك! و أين أحباؤك؟ ماأوحشك!»آن بدن نیرومندی که در دنیا داشتی کجا شده که حرکت نداری آن زبان گویا و بلبل زبانی که در دنیا داشتی کجاست که الان ساکت هستی آن گوش شنوایی که داشتی و پاسخ می دادی و الان ساکت هستی آیا گریه خویشاوندات را نمی شنوی؟! کر شده ای! آن دوستان محبوبت که خود را برایت فدا می کردند کجا هستند که الان تو را روی تخت غسال خانه تنها گذاشتند.
وقتی که میت را برای کفن کردن می برند باز ندا می رسد خوشا بحالت اگر خدا امروز از تو راضی باشد و بدا به حالت اگر خدا از تو ناراحت باشد، امروز به یک سفر طولانی و دور می روی ولی توشه ای نداری امروز از خانه ای خارج می شوی که یک عمر در آن زندگی کرده ای و دیگر بر نمی گردی امروز به جای هولناک و تاریکی که لحد است می روی و وقتی که میت را برای نماز خواندن می گذارند باز ندا می رسد خوشا بحالت اگر عمل نیک انجام داده ای و در دنیا مطیع دستورات خدا بوده ای.
وقتی که مرده را به قبرستان می برند و سر قبر می گذارند ندا می رسد: يابن ادم ما تزودت من العمرانلهذا الخراب». ای فرزند آدم از این دنیایی که این همه آباد کرده بودی از آن خانه هایی که آباد کرده بودی برای این خانه خرابی که هیچ ندارد خشت و خاک است چه آورده ای باز ندا می رسد: از آن مال و ثروتی که در دنیا جمع کرده بودی برای این خانه ات چه آورده ای ندای سوم می رسد که از آن نور و روشنایی که در دنیا داشتی و در روشنایی زندگی می کردی در این خانه تاریک لحد برای خودت چه آورده ای باز در لحد می گذارنند باز ندا می رسد ای فرزند آدم بر پشت من در روی زمین حرام می خوردی الان در این جا عذاب خواهی شد بر پشت من در روی زمین خندان بودی اما در درون شکم من امروز گریان خواهی بود تو بر پشت من شاد و خرم بودی امروز در شکم من ناراحت و گریان خواهی بود تو در شکم من در نور و روشنایی حرکت می کردی امروز در شکم من در تاریکی خواهی بود تو بر پشت من با افرادی رفت و آمد داشتی اما در این جا تو را تنها خواهند گذاشت تو بر پشت من حرام می خوردی اما بدان که در شکم من حشرات تو را خواهند خورد.
قال النبي صلى الله عليه وسلم : (إذا كان ابن آدم في سياق الموت، بعث الله إليه خمسة من الملائكة: أما الملك الأول، فيأتيه وروحه في الحلقوم، فيناديه: يا ابن آدم، أين بدنك القوي؟ ما أضعفه اليوم؟ أين لسانك الفصيح؟ ما أسكته اليوم؟ أين أهلك وقرابتك؟ ما أوحشك منهم اليوم!.
ويأتيه الملك الثاني إذا قبض روحه، ونشر عليه الكفن، فيناديه: يا ابن آدم، أين ما أعددت من الغنى للفقر؟ أين ما أعددت من الخراب للعمران؟ أين ما أعددت من الأنس للوحشة؟.
ويأتيه الملك الثالث إذا حمل على الأعناق، فيناديه: يا ابن آدم، اليوم تسافر سفرًا بعيدًا لم تسافر سفرًا أبعد منه، اليوم تزور قومًا لم تزورهم قبل هذا قط، اليوم تدخل مدخلًا ضيقًا لم تدخل أضيق منه، فطوبى لك إن فزت برضوان الله، وويل لك إن رجعت بسخط الله.
ويأتيه الملك الرابع إذا ألحد في قبره فيناديه: يا ابن آدم، بالأمس كنت على ظهرها ماشيا، واليوم صرت في بطنها مضطجعًا.
بالأمس كنت على ظهرها ضاحكًا، واليوم أصبحت في بطنها باكيًا. بالأمس كنت على ظهرها مذنبًا، واليوم أمسيت في بطنها نادمًا.
ويأتيه الملك الخامس إذا سويّ عليه التراب، وانصرف عنه الأهل والجيران والأصحاب، فيناديه: يا ابن آدم، دفنوك وتركوك، ولو أقاموا عندك ما نفعوك. جمعت المال وتركته لغيرك. اليوم تصير إما لجنة عالية، أو إلى نار حامية).