دو نوع اصلاح داریم، یک نوع اصلاح کردن اموری که در بین انسانها سبب اختلاف و خصومت و عداوت و دشمنی قرار می گیرد و یک نوع اصلاح اعتقادات و رفتار و کردار انسانها است.

در رابطه  با نوع اول اصلاح بین انسانها برای این که مسلمانان وظایف خود را بدانند خداوند متعال می فرماید: (انما المومنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم واتقوا الله ترحمون) مسلمانان با هم برادر هستند، لذا هر برادر در برابر برادر مسلمانش حق و حقوقاتی دارد همانطور که بارها در رابطه با حقوق مسلمان در برابر مسلمان دیگر مطالب مفصلی بیان شده است، اما گاهی ممکن است در بین دو برادر مسلمان یا دو تا خانواده مسلمان اختلافی رخ بدهد! این طبیعی است.

از زمان خلقت آدم تا به امروز ادامه داشته است، اما راه و چاره رفع اختلاف و اصلاح بین مسلمانان چیست؟ وقتی خداوند متعال می فرماید:  اگر در بین دو برادر مسلمان یا خانواده مسلمان اختلافی رخ بدهد مسائلی که باعث کدورت و ناراحتی می شود به وجود آمده است بقیه مسلمانان وظیفه اصلاح را دارند! در این جا مسلمانان حق سکت ندارند.

خداوند متعال می فرماید: (و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما)  ممکن است بین دو گروه از مسلمانان جنگی رخ بدهد یا رخ داده است یا رخ خواهد داد؛ اما خداوند متعال هر دو گروه مسلمان را به عنوان مومن یاد می کند! این طور نیست اگر یک گروه از مسلمانان با گروه دیگر جنگید ما یک گروه را از اسلام خارج کنیم و گروه دیگر را بر حق بدانیم.

خیر اگر چه این مومنین مومنین صدر اسلام باشند، مانند جنگی که در زمان حضرت علی رخ داده است، یا جنگی که در زمان حال فرقی نمی کند، خداوند به هر دو گروه می فرماید: مومنین بر اثر جنگ با یکدیگر هیچ گاه از گروه مومنین خارج نمی شوند، اما وظیفه بقیه مومنین این است که باید سعی کنند آنها را با هم آشتی بدهند و اختلاف و دشمنی آنها را حل کنند تا این اختلاف و دشمنی منجر به برادر کشی نشود.

در آیه دیگر خداوند متعال می فرماید:  (فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم) از خدا بترسید در رفتار و کردار و گفتار خودتان و آن اموری که سبب اختلاف و ناراحتی شده آن را اصلاح کنید، نگذارید این اختلافات ادامه پیدا کند یا بیشتر شود.

حدیث بسیار جالبی را حضرت انس از پیامبر نقل می کنند و می فرمایند: (عن انس قال بیننا رسول الله جالس اذ رایناه ضحک حتی بدت ثنایاه فقال عمر اضحکک یا رسول الله بای انت امی فقال رجلان من امتی جثیا بین یدی رب العزة تبارک و تعالی فقال احدهما یا رب خذلی مظلمتی من اخی قال الله تعالی اعط اخاک مظلمته قال یا رب لم یبق من حسناتی شی قال رب فلیحمل عنی او زاری قال فقاضت عینا رسول الله بالبکاء ثم قال ان ذلک لیوم عظیم یوم یحتاج الناس الی من یحتمل عنهم من اوزارهم فقال الله تعالی للطالب ارفع بصرک وانظر فی الجنان فرفع راسه فقال یا رب اری مدائن من فضة و قصورا من ذهب مکللة باللولو لای نبی هذا لای صدیق هذا لای شهید هذا قال هذا لمن اعطی ثمنه قال یا رب و من یملک ثمنه قال انت تملکه قال ماذا یا رب قال تعفوا عن اخیک قال یا رب فانی قد عفوت عنه قال الله تعالی خذ بید اخیک فادخلا الجنة ثم قال رسول الله فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم فان الله تعالی یصلح بین المومنین یوم القیامة) من با تعدادی از یاران پیامبر در محضر پیامبر نشسته بودیم که پیامبر لبخندی زدند که دندانهای مبارکشان را دیدیم، حضرت عمر(ص) که بسیار کنجکاو و طالب علم دین بود از بین این جمع سوال کردند پدر و مادرم فدای شما! علت خنده شما چه بود؟

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: در روز قیامت دو نفر که از یکدیگر شاکی هستند یکی ظالم و یکی مظلوم مظلوم از ظالم شکایت می کند مظلوم می گوید خدایا این بنده ات در دنیا بر من ظلم کرده است و من حق خودم را از او می خواهم، (ظلم تنها این نیست که حق کسی را پایمال کنند و بخورند، ظلم انواع مختلفی دارد. یکی ظلم بر نفس است که خود انسان بر خودش ظلم می کند، که در راس آن شرک است. بعد گناه و معصیت است که خداوند متعال در قرآن از گناه و معصیت به عنوان ظلم نام برده است (و ما ظلمهم الله و لکن کانوا انفسهم یظلمون)  خداوند بر بندگان ظلم نمی کند این خود بندگان هستند که بر خودشان ظلم می کنند. پس گناه در حقیقت نوعی ظلم است. یک نوع ظلم است که دیگران را اذیت کنند، کسی را اذیت کردن ظلم است. غیبت کردن و تهمت زدن ظلم است، فحش و دشنام دادن و خیانت کردن و سوء ظن زدن به دیگران ظلم است. فریب دادن ظلم است) که به عنوان دین در گردن انسان باقی می ماند.

اگر در دنیا حلالیت نطلبد اگر انسانی را که در دنیا به او ظلم کرده است او را از خودش راضی نکند اینها به عنوان قرض بر گردن او باقی می ماند.

وقتی که مظلوم نزد خدا شکایت می کند در آن روز همه ما می دانیم که تنها سرمایه ای که  در اختیار همه ما است اعمال انسان است و اگر بخواهد که مظلومی را راضی کند بهایی را که می پردازد اعمالش است. این مظلوم شکایت می کند خداوند به ظالم می گوید حقش را ادا کن! ظالم می گوید پروردگارا! از اعمال صالح من چیزی باقی نمانده است چگونه ادا کنم؟

مظلوم تقاضا می کند خدایا حالا از گناهان من بردار و بر روی نامه اعمال او بگذار وقتی که پیامبر به این جا می رسند به گریه می افتند می فرمایند: روز قیامت روز بزرگی است که همه انسانها نیاز دارند از گناهان آنها کاسته شود و کسی پیدا شود و از گناهان او بردارد تا کم شود اما خداوند می فرماید:  (و لا تزر وازرة وزر اخری،  یوم یفر المرء من اخیه و امه ابیه و صاحبته و بنیه لکل امرء شان یغنیه) آن روز روزی نیست که کسی بتواند بار گناهان کسی را به گردن بگیرد و تقبل کند، همه از هم فرار می کنند.

پدر و مادر و فرزندان و خواهر و برادر همه از هم فرار می کنند که مبادا از او کمک بخواهند و او نتواند کمکی بکند، در آن روز وقتی که شخص می گوید: خدایا از گناهان من تقبل کند؛ خداوند مهربان است به این انسان طلبکار می گوید: سرت را بالا بگیر و به بهشت نگاه کن، وقتی که نگاه می کند، قصرهایی از طلا و نقره می بیند حیران می شود و می گوید: پروردگارا این قصرها از آن چه کسی است؟ از شهدا یا انبیا یا از آن صدیقین است؟!

 پیامبر می فرمایند: این قصرها مال انسانهایی است که بهای آن را بپردازند، بعدا این انسان تعجب می کند و می گوید: خدایا چه کسی می تواند بهای این قصرها را بپردازد؟ خداوند می فرماید: تو! باز تعجب می کند. چگونه من می توانم؟ خداوند می فرماید: خیلی ساده است. برادرت را ببخش! این بهای قصر ها است...

می گوید: خدایا! برادرم را بخشیدم؛ خداوند می فرماید: دست برادرت را بگیرد با خودت به بهشت ببر! پیامبر در این لحظه می خندند و می فرمایند: ای مسلمانان از خدا بترسید و اختلافات را اصلاح کنید، چون خداوند در روز قیامت بین مسلمانان اصلاح می کند.

ببینید خداوند با چه روشی اصلاح می کند و هر دو را به بهشت می برد اصلاح خیلی مهم است خداوند در آیه دیگر می فرماید (لا خیر فی کثیر من نجواهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بین الناس و من یفعل ذلک ابتغاء مرضاة الله فسوف نوتیه اجرا عظیما)  سخنانی که با یکدیگر رد و بدل می کنید هیچ خیری در آن برای شما نیست فقط به ضرر شما است خداوند استثنا می کند مگر کسانی که دیگران را به صدقه دادن و انفاق کردن در راه خدا تشویق می کنند و امر می کنند واسطه انفاق دیگران می شوند یا دیگران را امر به معروف و نهی از منکر می کنند و تبلیغ می کنند و پند و اندرز می دهند این هم خوب است یا اختلافاتی که بین مردم است را اصلاح می کنند بعد می فرمایند کسی که این کار را فقط برای رضای خدا می کند ما بزودی پاداش بزرگی به او می دهیم پس هر سخنی که ما می گوییم فکر نکنید به نفع ما است  (ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید) هر سخنی که ما می گوییم در نامه اعمال ما نوشته می شود  پیامبر اکرم (ص) می فرمایند (کل کلام ابن آدم علیه لا اله الا امر بمعروف او نهی عن منکر او ذکر الله و ما والاه) همه سخنانی که ما می گوییم برعلیه ما است مگر امر به معروف و نهی از منکر و یاد خدا  که شامل تلاوت قرآن و نصیحت است  و بقیه برای ما نفعی ندارد پس اصلاح کردن بین مردم آنچنان نفع دارد که پیامبر می فرمایند (الا اخبرکم بافضل من درجة الصیام و الصلاة و الصدقة قالوا بلی یا رسول الله قال اصلاح ذات البین فان فساد ذات البین هی الحالقه)  آیا من به شما خبر بدهم که چه عملی انجام بدهید که از روزه و نماز و صدقات نافله ثوابش بیشتر باشد گفتند بله پیامبر فرمودند اصلاح کردن بین کسانی که در بینشان اختلاف و ناراحتی وجود دارد این کار  ارزشش از صدقات و نمازها و روزه های نافله بیشتر است چون اگر اختلافات در بین مسلمانان بیشتر شود و باقی بماند باعث از بین رفتن دین اسلام می شود به همین خاطر می بینیم دروغ گفتن گناه بزرگی است و حرام است خداوند در قرآن می فرماید (لهم عذاب الیه بما کانوا یکذبون)  برای آنهایی که دروغ می گویند در روز قیامت عذاب دردناکی در انتظار آنها است باز هم خداوند برای اصلاح بین مردم دروغ گفتن را جایز می داند پیامبر می فرمایند  (لیس الکذاب الذی یقول خیرا و یمنی خیرا) آن انسانی که می خواهد بین دو مسلمان آشتی برقرار کند خبری را به دروغ بیاورد که فلانی در مورد تو چنین خوبی تعریف کرده است در حالی که چنین خبری نیست ولی چون هدفش فقط اصلاح بین آن دو است پیامبر فرمودند این دروغ محسوب نمی شود حتی پیامبر می فرمایند  (لا یحل لمسلم ان یهجر اخاه المسلم فوق ثلاث) تفتح ابواب الجنة یوم الا ثنین و یوم الخمسین فیغفر الله لکل عبد لا یشرک بالله شیئا الا رجلا کان بینه و بین اخیه شحناء فیقال انظروا هذین حتی یصلحا) برای هیچ مسلمانی جایز نیست که بیشتر از سه روز با هم قهر باشند در روزهای دوشنبه و پنج شنبه درهای بهشت برای همه باز می شود بجز انسانهایی که شرک می کنند و پیامبر می فرمایند آن دو انسانی که با هم قهر هستند و خصومت و عداوت و دشمنی دارند خدا به فرشتگان می گوید اینها را هم جزء همان دسته قرار دهید تا زمانی که ما هم آشتی نکنند وارد بهشت نمی شوند نوع دوم اصلاح اصلاح اعتقادات و رفتار و کردار انسانها است در راس این اصلاح انبیا هستند چون انبیا برای اصلاح بشر آمده اند برای اینکه کژی هارا درست کنند پس هدف انبیا اصلاح انسانها بوده است همان طور که خداوند در مورد حضرت شعیب می فرماید0ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیق الا بالله) به قومش می گوید من از شما چیزی نمی خواهم آنچه که در توان دارم برای اصلاح شما بکار می برم هدفم اصلاح شما است پس مصلحان جهان که در راس آنها انبیا هستند در راستای اصلاح انسانها رنج ها و مشقت های زیادی را تحمل کردند بسیاری از این مصلحان کشته شده اند بسیاری شکنجه شدند همان طور که خداوند متعال در مورد پیامبر می فرماید  (و اذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک او یقتلوک او یخرجوک و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین ) مشرکین نقشه می کشند برای آزار و اذیت شما برای اینکه شما را به زندان بیندازند یا برای کشتن شما نقشه می کشند یا اینکه شما را از مکه اخراج کنند اما خدا برای نجات شما از شر اینها بهترین نقشه را می کشد شما پیامبر را ببینید چقدر برای اصلاح انسانها رنج کشیده اند بر سر ایشان خاکسر می ریختند در مسیر راهشان خار و خاشاک می ریختند و ایشان را به عنوان ساحر و مجنون صدا می زدند و ایشان را استهزا می کردند مدت سه سال در شعب ابی طالب ایشان را و مسلمانان را مورد تحریم همگانی قرار دادند که حتی از شدت گرسنگی برگهای درختان را می خوردند و سنگ بر شکمشان می بستند همه این رنج و اندوه ها را پیامبر در راستای اصلاح مسلمانان متحمل شدند پس اصلاح این است که انسان برای دیگران اراده خیر داشته باشد آنچه که برای دیگران خیر است راهنمایی و ارشاد کند اگر چه مدعیان اصلاح در جهان خیلی بودند و هستند که ممکن است کارهای غیر اسلامی و فسادی را انجام می دهند اما اسمش را می گذارند اصلاح همان طور که قرآن از قول مشرکین نقل می کند  (و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون الا انهم هم المفسدون و لکن لا یشعرون) وقتی که خدا به آنها می گوید در روی زمین فساد نکنید می گویند ما فساد نمی کنیم اما اصلاح می کنیم اما خدا می فرماید بدانید و آگاه باشید اینها دروغ می گویند کارهایی که می کنند فساد هست مفسدان واقعی اینها هستند درک نمی کنند لذا پیامبر بسیاری از فساد هایی که در این امت به وجود می آید به ما خبر دادند و در برابر این فسادها وظیفه مسلمانان اصلاح است که در مقابل هر فسادی سکوت نکنند و یک نوع فساد فساد امنیتی است که پیامبر می فرمایند (لا تقوم الساعة حتی یکثر الهرج قالوا و ما الهرج قال القتل) والذی نفسی بیده لا تذهب الدنیا حتی یاتی علی الناس زمان لا یدری القاتل فیم قتل و لا المقتول فیم قتل)  قیامت بر پا نمی شود تا زمانی که هرج و مرج در دنیا به وجود آید سوال شد هرج و مرج چیست فرمودند قتل و کشتار است مسلمان برادر مسلمانش را می کشد و نمی داند چرا می کشد قسم یاد می کنند دنیا به پایان نمی رسد تا اینکه زمانی فرا برسد انسانهای قاتل که شخص را می کشند نمی دانند چرا می کشند و مقتول نمی داند چرا کشته شده است امروز یک نگاه مختصری به اطراف خود بیندازیم چقدر مسلمانان کشته می شوند اسلحه ای که امروز باید بر علیه دشمنان به کار گرفته شود امروز با این اسلحه مسلمانان به جان یکدیگر افتاده اند و همدیگر را می کشند این همان قضیه ای است که پیامبر فرموده اند به خاطر تحریک کردن بعضی از کشورهای کفر عده ای تحریک می شوند و برادران مسلمانشان را می کشند به همین خاطر (نعمتان مقبون فیها کثیر من الناس الصحة و لا مان) دو نعمت است که انسانها زیان می بینند چون قدرش را نمی دانند یکی تندرستی است که انسان قدرش را نمی داند و دوم امنیت است دوم فرمودند نوع دیگر فساد سیاسی است که در این امت به وجود می آید فرمودند  (اذا ضیعت الامانة فانتظروا الساعة قالوا و کیف اضاعتها یا رسول الله قال اذا و سد الامر الی غیر اهله فانتظروا الساعة) هنگامی که امانت از بین برود انتظار بکشید قیامت نزدیک است سوال شد یا رسول الله امانت چیست که نشانه های قیامت است فرمودند هنگامی که پست های مهم و کلیدی و حساس یک مملکت به انسانهای غیر متدین و نالایق و غیر متخصص سپرده می شود پس منتظر قیامت باشید پست های که داده می شود بر اساس  روابط است  و قوم و خویش بودن است نه بر اساس صلاحیت اگر چه پیامبر این امانت را سیاسی می فرمایند اما امانت معنای گسترده ای دارد نماز امانت است اگر در نماز سستی و سهل انگاری کنیم یا خدای ناکرده ترک کنیم در این امانت خیانت کرده ایم زکات امانت است و ندادن آن خیانت است حج و روزه همه امانت است هر نوع کوتاهی در عبادات خیانت است اعضای بدن انسان امانت هستند به همین خاطر در روز قیامت از همه اعضای بدن انسان سوال می شود  (ان السمع و البصر و الفواد اولئک کان عنه مسئولا) الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهد و ارجلهم بما کانوا یکسبون) از گوش و چشم و قلب از همه سوال می شود آن روز دست و پا بر علیه انسان شهادت می دهند باید در آن راهی قدم بگذاریم که خدا و پیامبر دستور داده اند اسرار امانت هستند اگرما اسرار شخصی را فاحش کردیم خیانت کردیم اگر مطالبی در مجلسی بیان می شود که دیگران نباید از آن باخبر شوند اگر این مطالب را به دیگران رساندیم خیانت است عقل انسان امانت است اگر در راه  خلاف به کار بردیم خیانت کردیم فرزندان ما امانت هستند اگر در تعلیم و تربیت آنها کوتاهی کردیم خیانت کردیم سوم فرمودند فساد اخلاقی است که همه مسلمانان وظیفه دارند در مورد فساد اخلاقی که در جامعه وجود دارد مبارزه کنند و آن فساد را اصلاح کنند پیامبر فرمودند (لا تقوم الساعة حتی یسافد الناس فی الطریق کما تسافد البهائم)  زمانی فرا می رسد انسانها در معابر عمومی اعمال خلاف عفت را انجام می دهند همان طور که حیوات از این کار خلاف ابایی ندارند و می بینیم که امروز اگر اعمال زنا در خیابانها انجام نمی شود اما متاسفانه آن اعمالی ک نزدیک زنا است در معابر عمومی انجام می شود این فسادی است که مسلمانان باید اصلاح کنند چون زنا بدترین اثراتی را در این دنیا و آن دنیا دارد از هم پاشیدگی خانواده ها و ذلت و خواری  در این دنیا و در آن دنیا و مبتلا شدن به بیماریهای ناعلاج  پیامبر فرمودند (و لا فشا الزنا فی قوم الا کثر فیهم الموت)  اگر در یک جامعه عمل  زنا رواج پیدا می کند و مردم جلوی آن را نگیرند مرگ و میرهای ناگهانی زیاد می شود و شراب خوردن و گوش فرا دادن به فیلمهای مبتذل این ها فساد اخلاقی است و سبب زنا می شود بی حجابی و نشستن پای ترانه و موسیقی های مبتذل است که انسان را وادار به عمل زنا می کند که وظیفه هر مسلمان است که مبارزه کند نوع دیگر فساد اجتماعی است بدرفتاری با پدر و مادر ها است فرمودند (و اطاع الرجل زوجته و عق امه و ادنی صدیقه و جفا اباه)  زمانی فر ا می رسد که انسانا به دوستانشان مهربانی و محبت می کنند اما با پدر و مادرشان با بی احترامی رفتار می کنند در حالی که خدا در قرآن می فرماید (و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا) بعد از عبادت خدا با پدر و مادر احسان و نیکی کنید حتی کلمه ای که باعث ناراحتی پدر و مادر می شود بر زبان جاری نکنید حتی رفتار انسان با دیگران بد باشد فساد اجتماعی است همه این موارد فسادهای اجتماعی است که ما موظف هستیم اصلاح کنیم حضرت عمر در بیابان بودند چوپانی را دیدند رمه ای گوسفندی داشت این چوپان که برده شخصی بود می خواستند او را آزمایش کنند که چقدر ایمان دارد به او گفتند می توانی گوسفندی به من بفروشی و من پولش را بدهم غلام گفت این گوسفندان مال من نیستند مال مولایم هستند حضرت عمر گفتند تو گوسفند را به من بفروش و پولش را خرج کن و به مالک خود بگو که گرگ گوسفند را خورده است غلام می گوید اگر من به مالکم بگویم گوسفند را گرگ خورده اما فردای قیامت به خدا چه بگویم این جا اشک از چشمان حضرت عمر جاری شد بعد این برده را خریدند و ازاد کردند و می گویند امیدوارم این ایمان تو که امروز باعث آزادی تو شد فردای قیامت هم تو را از آتش جهنم آزاد کند چوپان های آن زمان این چنین ایمانی داشتند اما متاسفانه امروز می بینیم سرمایه های مملکت  اسلامی چگونه خورد و برد می شود و به یغما می رود و اگر کوچکترین حرفی زده شود شاید عواقب بدی داشته باشد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}